سردارانت کجا یند؟

آذربایجان من بر تو چه شده است.مگر نمی بینی دشمنانت دست به یکی کرده اند. پس چه شد آن همه سردارانت ؟! کجا خوابیده اند؟.

به بابک بگوئید ،لباسهای سرخش را بپوشد.مگر نمی داند هر ساله هزاران نفر در قلعه اش جمع می شوند.بهش بگوئید قلعه اش را برای سربازانش آماده کند.برای جنگ با خلیفه زمان که خود را … می نامد ، خود را آماده کند.

قیزیل باش ها هم آماده اند.پس شاه اسمائیل کجاست ؟. او نمیداند شاید آن … خود خوانده روزی ادعای حکومت بر مسلمین را بکند.

ستارخان پرچم های سفید ذلت و خواری را پائین کشیده است.محله امیر خیز آماده قیام است.تا آزادی را از کوی به شهر ،از شهر به ولایت، و از ولایت به کشور تبدیل کند.

به باقرخان بگوئید دست از بنایی بردارد مگر نمی داند آن خانه هایی که ساخته به دست بیگانگان خراب می شود. ستارخان منتظر اوست.

روس ها به شیخ خیابانی پیشنهاد همکاری داده اند ولی او مثل ستارخان قبول نکرده. آخه ستارخان در جواب روس ها گفته بود:”من می خواهم هفت دولت به زیر بیرق ایران در آید”.

از آن سردار غریب آذربایجان، کلنل پسیان چه خبر؟. بهش بگوئید خراسان را ول کند. آذربایجان بهش نیاز دارد.
پیشه وری هم اعلان خودمختاری کرده ، مجاهدین آذربایجان هر روز زیاد می شوند.

این سرزمین زرتشت من است که به پام می خیزد.اما این بار نمی گذارند همچون انقلاب مشروطه و قیام 29 بهمن تبریز ، بعد از پیروزی به دست بیگانگان بیافتد. این سرزمین نازنین می خواهد کمر آپارتاید و شوونیسم را بشکند .

يك پاسخ برايش بگذاريد