شاه کلید تاریخ ایران؛هرمز چهارم (ترک اغلو)
؛شاه کلید تاریخ ایران؛هرمز چهارم:
؛ women rights؛
شاه تركزاد ساسانى و رعایت حقوق زنان و اقوام غیر فارس و اقلیت های دینی
تاريخنگارى رسمى و دولتى در ايران كه تماما در راستاى باستانگرائى٬ آرياپرستى و شئونسیم فارسى بنيان گذارده شده است٬ تصويرى كاملا مخدوش و غيرواقعى از جمله در باره خاندان و سلسله هاى موسوم به هخامنشى و ساسانى و آيين زردشتى ترسيم مي نمايد
ּموضوع نوشته زير٬ “هرمز چهارم” ملقب به “ترك” و يا “تركزاد- تركزاده”٬ يكى از پادشاهان ترك سلسله ساسانى استּوى از سال ٥٧٩ تا٬٥٩٠ سال قتل خويش بر تخت شاهى نشسته استּ مادر هرمز چهارم “قاين”٬ دختر خاقان امپراتورى گؤك ترك و پدر وى خسرو اول انوشيروان٬ فرزند شاهزاده اى از قوم زردپوست هپتاليت (آغ هون) بود (نام اين پرنسس٬ به فارسى نواندخت ثبت شده است)ּ”خسرو پرويز” جانشين و پسر هرمز چهارم نيز حاصل ازدواج وى با شاهزاده اى هپتاليت استּ بر خلاف تبليغات نژاد پرستان آريائى و آموزش رسمى دولتى در ايران – كه از سوئى ترك را مترادف زرد پوست دانسته و زردپوستان را نژادى پست مىشمارد و از سوى ديگر به وجود نژادى سفيد پوست و پاك بنام آريا معتقد بوده و به آرمانى ساختن خاندانهاى ساسانى و ּּּ مىپردازد٬ خاندان ساسانى نه تنها آريائى نيست بل كه به لحاظ تبارى خاندانى دورگه و ايرانى-آلتائى و از جنبه فيزيوتيپ نيمه زردپوست (منقولوئيد) استּ
در سال ٥٣١ بعد از مرگ قباد اول٬ يكي از پسرانش به نام خسرو اول كه بعدها لقب انوشيروان يافت به سلطنت (٥٣١ تا ٥٧٩) رسيد
ּ(قباد٬ بنا به آئين زرتشتىو رسم سنتی پارسی ٬ با خواهرزاده خود بنام زنبق ازدواج كرده بودּزنبق نيمه ترك٬ خود حاصل ازدواج خواهر قباد با خاقان ترك است)ּ خسرو انوشيروان٬ اين پادشاه نيمه زردپوست٬ از نامدارترين سلاطين ساساني محسوب شده و او را به سبب برخى اصلاحات مالى و ادارى٬ لقب عادل داده اند . ادعا شده است كه دوران سلطنت او دوران شكوه و اقتدار سياسي و نظامي و فرهنگي حكومت ساسانيان بود . او قبل از جلوس به تخت شاهى٬ به كمك اشراف و روحانيان زردشتى، و با يارى ٣٠ هزار جنگاور زردپوست آغ هون٬ مزدك و پيروان وى را كشت و شورش مردمى و روشنگرانه مزدكيان را سركوب كرد . خسرو اول انوشيروان بعد از نيم قرن سلطنت در سال ٥٧٩ بدرود حيات گفت و با مرگ او ، دوران سلطنت پسرش هرمز چهارم٬ شاه ترك ساسانى آغاز گرديدּ
“
ايستمى خان”٬ امپراتور گؤك ترك غربى
هرچند پيش از قرن ششم ميلادى دولتهائى چند بدست اقوام و گروهاى تركى تاسيس شده اند٬ با اينهمه نخستين دولت ترك كه نام “ترك” را نيز بر خود دارد٬ دولت گؤك تورك (تركهاى آسمانى و يا آبى٬ به چينىTu-chüeh) استּدولت گؤك تورك توسط بومين خان (Bumin) تاسيس شد[١]ּ وى كه در سال تاسيس دولتش فوت نمود اداره شاخه غربى دولت خويش را به برادر كوچكش “ايستمى” (و يا ايشتمى) سپرده بودּ”ايستمى خان” لقب “يابغو” داشت و مطيع شاخه شرقى كه تحت حاكميت “مو كان” قرار داشت بودּايستمى خان (ملقب به “ديزابول قاغان چيگين ياندو”) از برجسته ترين شاهان دولت گؤك ترك است[٢]ּشاخه غربى دولت گؤك ترك تحت فرماندهى ايستمى در اثر فعاليتهاى گسترده نظامى و سياسى وى٬ در مدت كوتاهى سرزمينهاى بسيار وسيعى را در شرق ايسيق گؤل و تانرى داغلارى در غرب آلتاىها به كنترل خود در آورده و در غرب با دو دولت بزرگ عصر ٬ ساسانى و بيزانس تماس پيدا كردּ ايستمى پس از تجربه نخستين درگيرى با دولت آغ هونهاى زرد پوست (هپتاليتها- هياطله) كه راه ابريشم را در كنترل خود داشتند٬ براى از ميان برداشتن آنها٬ با امپراتورى ساسانى متفق شدּ سفيران ايستمى براى مذاكره به دربار انوشيروان نيمه زردپوست كه در صدد خاتمه بخشيدن به تجاوزات و تهديدهاى هياطله و اعاده اعتبار دولت ساسانى بود٬ رفتندּ انوشيروان آنها را به گرمى پذيرفت و مقاوله اى براى بر انداختن دولت هياطله بسته شدּ
دولت آغ هون و يا هپتاليتها بين سالهاى ٥٦٣ و ٥٦٧ با هجوم نيروهاى گؤك ترك غربى تحت فرماندهى خاقان بزرگ ايستمى فروريخت
ּ با سقوط دولت آغ هونها ماورالنهر٬ بخشى از فرغانه٬ جنوب تركستان غربى٬ كاشغر و ختن و ּּּ ضميمه دولت گؤك ترك شد و براى بار سوم راههاى تجارى آسياى درونى به تصرف تركان در آمدּو بدين ترتيب دو دولت فاتح گؤك ترك و ساسانى در شرق همسايه گرديدندּاين همسايگى زمينه افزايش نفوذ تركان در سياستهاى داخلى و خارجى دولت ساسانى را فراهم آوردּ ايستمى نخست با همكارى بيزانسها٬ انوشيروان را مجبور به گشودن راههاى ابريشم نمود و پس از شروع جنگهاى ساسانى و بيزانس در سال ٥٧١ ٬ درصدد گسترش نفوذ و حاكميت خود در نواحى اى از خوارزم تا رود كوبان در قفقاز شمالى بر آمدּدر سالهاى نخستين دهه ٧٠ نيروهاى گؤك ترك به نيت اتفاق و ملحق شدن به تركهاى سابار و اون اوقورو ּּּ [٣] در آذربايجان و قفقاز جنوبى٬ تا دربند آذربايجان پيش آمدندּ(در دوره ساسانى بويژه گروههايى از مناطق روستايى و شبانى آذربايجان متشكل از تركان ساراقور٬ بلغار٬ خزر٬ سابير٬ ان اغور٬ اوقور٬ بارسيل٬ كنگر٬ آغاچرى٬ هون٬ بون تورك٬ پچنك٬ آوار٬ قپچاق ٬ يازير٬ ּּּּ بود)ּ بدين ترتيب دولت ساسانى در شمال غرب نيز با دولت تركى گؤك ترك همسايه گشتּ خود ايستمى خان نيز در سال ٥٧١ به آذربايجان وارد شدּ
ازدواج خسرو انوشيروان با شاهزاده خانم ترك “قاين؛
يكى از نشانه هاى نزديكى دو دولت گؤك ترك و ساسانى٬ ازدواج انوشيروان (نيمه زردپوست و از مادرى هپتاليت) با “قاين” دختر ايستمى خاقان بود
ּ اين ازدواج باعث اتحاد دولتين ساسانى و گؤك تورك گرديدּ وى دومين همسر خسرو انوشيروان بودּبا اين ازدواج دختر ايستمى ملكه دولت ساسانى و خسرو انوشيروان نيز داماد دولت گؤك ترك گرديد ּالبلاذورى در كتاب خود كتاب فتوح البلدن مىنويسد: انوشيروان حكمدار ساسانى نامه اى به پادشاه تركان خزران[٤] نوشته و به او اعلام دوستى كرده و براى نزديكى خواستار ازدواج با دختر او شده است. خاقان خزر نيز دختر خويش را به وى داد و بعد نيز خود به ديدار وى آمد. آنها در بارشيله (بورچالى) ديدار نمودند[٥]. (خاندان حاكم خزرها٬ شاخه اى از خاندان حاكم گؤك تركها٬ آشينا-آچينا-انسا بوده استּ فرزند ديگر ايستمىخان و برادر قاين٬ “تونگ يابغو زيبال” (T’ung Yabghu Ziebal)٬ همچنين پسران تونگ يابغو زيبال و يا برادرزادگان قاين٬ “هاربيس” (Harbis) و “بولىشاد” (Buli-shad) همه از خاقانهاى خزرها مىباشند) ּ
نام قاين مادر هرمزد چهارم را مسعودى به شكل “فاقم”٬ابن بلخى “قاقم”٬ يك اثر متاخر “تاكوم” و بسيارى از منابع غربى “قاين
” (Kayen of the T’etalats’ik) ثبت كرده اند[٦]ּمادر قاين٬ “چانگ لو” (Ch’ang-lo ) شاهزاده اى چينى استּ Roux دركتاب آسياى ميانه٬ تاريخ و تمدن چنين مىگويد: ازدواج دختر ايستمى خان با شاه ساسانى خسرو انوشيروان٬ حادثه اى شگفت انگيز است كه مشابه آن بعدها بسيار تكرار شده استּشاهزاده خانم جوان بر خلاف ديگر همسران وى٬ مقام و بستر خود را به زيبايان ديگر تسليم ننمودּ او براى خود قدرت و نفوذى ايجاد كرد٬ همراه با خسرو كشور را اداره نمود و به وى وارث٬ هرمزد چهارم توركزاد (تورك اوغلو) را تقديم كردּ
هرمز چهارم٬ هرمز تركزاد
ترویج دموکراسی
پدر هرمز خسرو انوشيروان هواخواه و متكى به اشراف و روحانيون زرتشتى بود
(Hermisdas,Ormizd, Ormuzd, Hormazd) بعد از مرگ” خسرو انوشيروان ” به سال ٥٧٩ برتخت نشست[٧]ּ وى از شاهان ترك تبار سلسله ساسانى استּ ايرانيان هرمزد چهارم٬ نوه ايستمى خان خاقان دولت گؤك ترك را “تركزاد٬ تركزاده” و تركان وى را “توركدن دوغما” و يا “تورك اوغلو” ناميده اند (در منابع انگليسىTurkish-born, The Turk’)ּ مفاتيح العلوم در باره هرمزد مىنويسد: “هرمز و لقبه: تركزاد , أي ابن التركية٬ لأن أمه كانت ابنة خاقان ملك الترك”. (لقب او تركزاد بود٬ همان كه فرزند ترك بود و مادرش دختر خاقان حكمدار ترك)ּ در باره هرمز چهارم حكايات و روايات بسيار ى در منابع تاريخى از جمله از سوى طبرى نقل شده استּ منبعى ايرانى در باره وى چنين مىگويد: “پس از مرگ خسرو فرزند قباد٬ پسر وى هرمز بر سرزمين ايران فرمان راندּ مادر وى قاين دختر خاقان بزرگ ترك٬ شاه تتلاتسيك بودּ هرمز طبيعتى بد از سوى پدر و خوى شيطانى بدترى از سوى مادر به ارث برده بود”ּديگرى چنين مىگويد: “به خالوهاى ترك خويش كشيده بودּ هميشه پيروز بود و هر آنچه را كه میخواست بدست ميآوردּ :ּاما آنچنانكه از منابع تاريخى برميآيد هرمز حكمرانى مستبد٬ خوش قلب و عادل بوده استּوى مدافع مردم عادى٬ طرفدار توده هاى ساده و زحمتكش خلق بود و بر ثروتمندان و اعيان سخت مي گرفتּ گفته شده است كه هرمزبه تحقير طبقات برگزيده و خاندانهاي اشرافى کهن (اسواران) که خود را اصيل و توده مردم را فرومايه مي دانستند و در عين حال از ارکان اصلي رزمنده سپاه بودند و نقشى اساسي در ثبات حکومت ساساني داشتند پرداخته است. او برخي از افراد اين خاندانها را زنداني کرده يا از مقام و منزلتشان کاست. به سپاهيان عادي متوجه شد و امور مهم را به دست ايشان و ديگر غير اصيل زادگان سپرد . در نتيجه اين اقدامات٬ درباريان٬ اعيان و اشراف به دشمنى با وى برخاستند و به توطئه چينى آغاز نمودندּ
مخالفت با
علاوه بر درباريان٬ روحانيان زرتشتى نيز از هرمزد دل خوشي نداشتند
بنيادگرايى زردشتى و؛ترویجپلورالیسم دینی ؛:ּدر ايران نابردبارى دينى با حاكميت دولت هخامنشى كه آيين زرتشتى را دين رسمى دولت خويش نمودند آغاز شده است٬ با اينهمه٬ دين دولتى و سياست دولتى آزار و سركوب سيستماتيك ديگرانديشان و معتقدان به آيينها و اديان (موسوى٬ بوديسم٬ براهمائى٬ مسيحى و مانوى) در دوره ساسانيان آغاز شده استּ ساسانيان به گونه اى از آئين ديرين ايرانيان هخامنشى يعنى نوعى زردشتىگرى باز گشته بودند و از مروجين خشك و متعصب اين مذهب شده٬ درصدد تحميل اين كيش به همه اتباع و مستملكات خود بر آمده بودند. در عهد ساسانيان بين دو دستگاه دين و دولت ارتباط محكمى ايجاد شدּطبقه و هيرارشى دينى٬ سيستم منظم آموزش دينى و درك استانداردى از دين با اصول و مفاهيم خاص خود ايجاد گرديدּ در اين دوره صنف متشكل روحانيت به تمام امور دينى و غير دينى دولت مداخله نموده و هر كس و گروه و انديشه اى كه مخالف درك استاندارد و تفسير رسمى آنان بود نابود شده استּ
هرمز چهارم٬ پادشاه ترك ساسانى٬ در صدد قلع و قمع روحانيون زرتشتى و محدود نمودن نفوذ و قدرت آنان در دستگاه دولتى٬ و مخالفت با آزار و اذيت معتقدان به ساير اديان و مخالفت با برخى از اصول و فرائض زرتشتى مانند ازدواج با محارم بر خاست
ּ او با خوشرفتارى و مدارايى كه نسبت به مسيحيان در امپراتورى خويش نشان مىداد خشم روحانيون زرتشتى را برانگيختּ و هنگامى كه موبدان زرتشتى از وى خواستار آزار و تعقيب مسيحيان برآمدند٬ چنين پاسخ داد كه تخت و دولت تنها زمانى مصونيت خواهند داشت كه خوشبختى هر دو دين رعايت شودּ
اصلاحات در ارتش٬ توطئه بهرام چوبين
هرمز از پدر خويش دو جنگ را به ارث برده بود٬ جنگ با بيزانس و جنگ با دولتهاى ترك
ּدر زمان هرمز چهارم (تورك اوغلو) ٬دولت گؤك ترك به رهبرى “تاردو قاغان”٬ پسر ايستمى خان قدرت افزونى يافت [٨] و به مداخله در امور داخلى دولت ساسانى شدت بخشيدּدر آخرين سالهاى سلطنت وى٬ نيروهاى ترك از هر دو سوى شرق و غرب به اراضى دولت ساسانى يورش برده وارد آن گرديدندּاز سوئى اردوئى از تركان خزر در غرب درياى خزر به قفقاز و آذربايجان و جنوب هجوم آورده٬ دربند آذربايجان را محاصره نمود٬ و از سوى ديگر همزمان در شرق درياى خزر٬ نيروهاى گؤك ترك وارد حدود دولت ساسانى گرديده و پس از فتح منطقه ختن٬ نواحى هرات و بادغيس در خراسان را فتح كردּسردارى به نام بهرام چوبين توانست كه اين سپاه دوم را شكست داده٬ پيشرويش را متوقف سازدּ پس از اين پيروزى٬ بهرام چوبين از طرف هرمزد چهارم مامور جنگ با نيروهاى رومى كه به آذربايجان شمالى وارد شده بودند گرديد٬ اما در جنگ با روميان مغلوب گرديدּ هرمز كه ديسيپلينى شديد در ارتش و محاكم برقرار نموده بود٬ به سبب شكست وى از بيزانسىها او را به جبن متهم ساخته بركنار نمود و در مقام تحقير جامه زنانه اى به او فرستادּ(البته هرمز به خاطر ازدواج بهرام با خواهرش گردویه از او مانند سایر حکام پارس ناراضی بود) اين امر موجب آزردگى خاطر و دلشکسته عصيان بهرام چوبين و ناخشنودى ارتش گرديدּ
مخالفت با ؛سنت فارسی؛ ؛ازدواج با محارم ؛خويدوده
دكترين دينى زرتشتى بر اساس تحریفی کهقرنها پیش (بنا به ادعای هردوت از زمان کمبوجیه )در موردمراسم ازدواج صورت گرفتهبود نه تنها رابطه جنسى بين پدر و دختر٬ مادر و پسر٬ و خواهران و برادران (خويدوده) را مشروع شمرده است٬ بلكه آنرا تشويق و تقديس نموده است
نوعى ديگرى از ازدواج٬ بنام پولى آندرى – ازدواج همزمان چند مرد با يك زن- نيز در ميان چندين قوم آسياى مركزى شامل آريانهاى هند و ديگر هند و اروپائىها و ايرانىهاى باستان ديده شده استּبا اينهمه ؛خويدوده ؛و ؛پولي آندرى؛ هرگز در ميان هونها و تركها ديده نشده استּمخالفت با سنت ايرانى – زرتشتى ازدواج با محارم (خويدوده) ٬ سبب ديگر كشمكش بين هرمز چهارم پادشاه ترك ساسانى با موبدان و بزرگان زرتشتى از جمله بهرام چوبين بودּبهرام چوبين طبق سنن ايرانى و فريضه دينى زرتشتى٬ خواهرش “گردويه” (Gordieh) » يا “گرديك” را به زني گرفته بودּ(گردويه پس از قتل همسر-برادرش بهرام چوبين٬ به همسرى دائى خسرو پرويز٬ “گستهم” هپتالى زردپوست درآمد)ּبراى آشنائى با سنت ايرانى-زرتشتى ازدواج با محارم بين زرتشتيان و ايرانىزبانان باستان٬ متاتلخيصى (Metanarration) كوتاه برگرفته از منابع علمى مختلف و برخى سايتهاى پان ايرانيستى (آذرگشسب نت٬ فرهنگ ايران باستان و ּּּ) در داخل علامت ((( ))) آورده مىشود [٩]ּدر ميان ايرانىزبانان باستان، ازدواج خويشاوندان نزديك با يكديگر, بويژه ازدواج و همبسترى پدر با دختر، پسر با مادر و برادر باخواهر جايز بوده است. اينگونه از زناشويى در اغلب اديان باستان حتى هنديان قديم ممنوع بوده و نكوهش شده است. اما آئين زرتشت٬ اوستا و تاليفهاى متاخر را نقطه مقابل آن دانسته اندּازدواج با محارم و زناشويى با نزديكان (خويدوده= خوايت ودث= خويدوگدس= خوتيك دوس= خيتودت= خوايت ودثهxvaetvadatha Xvedodah xvetokdas) به تصريح متون زرتشتي يكي از آيينهاي اصيل و كهن دين زرتشت است. اصل خويدوده براي صدها بلكه هزاران سال فريضهاي شرعي در دين زرتشت و عملى عمومي در جامعهي زرتشتي و در ميان زرتشتيان بوده استּبه روا بودن اصل خويدوده ٬ نه تنها در اوستا و تمام كتابهاى كهن دينى متون و آموزههاي زرتشتي موجود و كتب پهلوي تأكيد و تصريح شده، بلكه اين نوع ازدواج از مستحبات و از زمره امورى كه به خصوص مورد توجه ذات بارى است محسوب و حتى به عنوان فريضهاي شرعي از واجبات ديني به شمار آمده استּּ
(((
جامعهي زرتشتي در ابتداي شكلگيري به لحاظ شمار اندك پيروان و اعضاي خود، با تاسی از مراسم سنتی پارس ها زناشويي درون خانوادگي را باعث افزايش آحاد اين جامعه و نيز پرهيز از آميزش با كافران شمرده و لذا عامل تحكيم پايههاي دين دانسته است. همچنين اهتمام در پاكى اصل و نسب و خون و نژاد يكى از صفات بارز اين جامعه بشمار مى رفت. به عقيده مؤمنان زرتشتي چنين ازدواجهاي نزديكي٬ خدمت به تحكيم دين و باعث نيرومندي آن و مايه استواري پيوندهاي خانوادگي است و معاصى كبيره را محو مى كند
بنابراين؛ خويدوگدس؛ به لحاظ مذهبي، عمل و سنتي واجب شمرده شد. در اوستا، يسنهي12/9، ويسپرد 3/3، ويشتاسپ يشت/17، ونديداد 8/13 به اصل خويدوده به عنوان يك فريضهي ديني تأكيد گرديده است. جز اين، تمام متون پهلوي زبان زرتشتي، از دينكرد تا روايات پهلوي، كه به طور معتبري، آموزهها و عقايد ريشهدار و سنتي زرتشتيان را منعكس ميسازند، آكنده از تصريحات روشن و مفصل و دقيق به اين اصل و رواج آن در ميان زرتشتيان استּدنيكوت (كتاب اعمال ديني زرتشتيان) كاملترين نوع زناشويي را ازدواج ميان پدر و دختر، مادر و پسر و برادر و خواهر ميداند. در كتاب شايست-ناشايست كه از كتابهاى دينى است به صراحت گفته مىشود خوتيك ودس يك گونه از عبادت است و گناهان بزرگ را از ميان مىبرد ּּ
اصل خويدوده در ميان شاهزادگان و روحانيان و مردم عادي جوامع ايرانى زبان باستان زرتشتى اعمال و در ادبيات و متون و اسناد تاريخي آنان تصريح و ستوده ميشد
شاهان و بزرگان زرتشتيِ هخامنشي، اشكاني و ساساني، كه خود را برترين و كاملترين نماينده و مجري دين ميدانستند، به اصل خويدوده عمل ميكردهاندּ شواهد برجسته بسيارى از متون فقهى زرتشتى٬ عمدتا از اوايل دروه ميانه و مشاهدات توصيفى بيگانگان از قرن ٥ پيش از ميلاد تا دوره ميانه و از اروپاى غربى تا تبت و چين در اين مورد وجود دارندּنخستين اشارهي تاريخي به اجراي اصل «ازدواج با محارم»، روايت هردوت (كتاب سوم، بند 31) است كه ميگويد «كبوجيه» براي نخستين بار چنين قاعدهاي را نهاد و با خواهراناش ازدواج كرد. او نخستين پادشاه ايراني بوده كه كوشيده اين اصل و سنت را كه همراه دين زرتشت در همان عصر از شرق به غرب ايران راه يافته بود و براي پارسها هنوز غريب و ….. ادامه دارد
منتظر نظرات هستم



آوریل 30, 2008 در t 5:45 ب.ظ |
اين مقاله است يا بمب نرم اعتراف مي كنم شما در عصر اينترنت از ضعفهاي ما پارسيان سوئاستفاده كردهايد. همه ما پارسيان موافق تاريخ قبل از اسلام نيستيم حداقل 10درصد يا 20درصد مخالف تاريخ قبل از اسلام هستيم .حداقل خطاهاي اكثريت ما را به همهمان نسبت ندهيد .
آوریل 30, 2008 در t 5:56 ب.ظ |
قدرت دست ماست و توان سندسازي ما بيشتر از شماست .با اينگونه نوشتهها نمي تواني اثري بر تضعيف روحيه ما پارسيان داشته باشي.ا بلندگو و ميكروفون دست ماست اي بيچاره.
……………………….
جواب
اینو راست می گه بلند گو و میکروفون دست اونهاست
پس خاک بر سرت ای جعل کننده سند و درغگوی dog