بایگانیِ آگوست, 2007

نگاهی گذرا به مقاله زبان فارسی، باستان گرایی و هویت ایرانیان

آگوست 29, 2007

شاهنامه یا هندوانه سید حیدر بیات heydarbayat@yahoo.com   اخیرا مقاله ای بسیار مفصل و دراز دامنی  در نقد مقاله‌ی آقای براهنی به قلم شخصی به نام «محمد جلالی “چیمه”» منتشر شد. این مقاله و مقالات دیگری از این دست تنها و تنها نشان دهنده خواب آشفته مورچگانی است که از جدی شدن بحث هویت خواهی در ایران به یاوه گویی افتاده‌اند. گفتنی است که براهنی تاکنون چندین مقاله در مورد ملت ترک ایران نگاشته است اما مقاله اخیر او تحت عنوان «صورت مسئلهء آذربایجان…»  شاید جنجالی ترین مقاله سال باشد. تقریبا نزدیک به ده نقد یا بیشتر در مورد این مقاله تاکنون منتشر شده است و تمام مقالاتی که از طرف نویسندگان فارس زبان در این زمینه منتشر شده، بدون استثنا شامل حمله به زبان ترکی (محترمانه یا وقیحانه، موذیانه و یا صریح و آشکار) فارسی ستایی و…بوده است. برخی از ترک زبانان نیز حد یقف خواسته های براهنی که همان هویت خواهی در چارچوب ایران است را نپسندیده بودند. باری نقد نوشته اخیر که بسیار پرمدعا و بی‌پروا نگاشته شده است و گویی نگارنده آن اصلا در اندیشه آن نیست که ای بسا مقاله را نه تنها براهنی بلکه هزاران خواننده ترک زبان نیز مطالعه می کنند. شاید این مقاله از نقطه نظر بچه های حرکت ملی نیازی به جواب نداشته باشد، اما به نظر بنده اگر جوابی به این قوم داده نشود آن را نه از باب «جواب ابلهان خاموشی است» بلکه به بیجوابی ما و حقانیت سخنان ناحق خود تعبیر می‌کنند که این قوم تخیل بسیار مضحک و بیماری دارند. در مقاله این شخص به چند نکته اشاره شده است که بنده تنها برخی از آنها را بررسی می کنم: می نویسد: « هویت ایرانی از زبان فارسی ، از گلستان و بوستان سعدی ، از شاهنامهء فردوسی ، از دیوان حافظ و از سرود ها و نغمه های روستایی باباطاهر و فایز دشتستانی ، حتی از نوحه های جوهری ومرثیه های محتشم کاشانی جدانیست.» نخست اینکه شاهنامه چگونه هویت همه ایرانیان تواند بود در صورتی که تنها قوم فارس را ستوده است و به دیگران بد و بیراه گفته است و دوم: عامه مردم ترک ایران حافظ و باباطاهر و فایز دشتستانی را مطلقا نمی شناسند و به جای آن عاشیق علسگر و تئلیم خان و حکیم هیدجی، محمدباقر خلخالی را نیک می شناسند و داستان اصلی و کرم، غریب و شاه صنم، کوراوغلو و نگار را از بر هستند و در مرثیه نیز کتابهایی چون قمری و دخیل و اخیرا یحیوی و منزوی و انور و صراف و در طنز صابر و کریمی ورد زبان ترک زبانان است. یکی از دوستان خلج زبان برای بنده دست نوشته ای متعلق به روستای تلخاب کمیجان(استان مرکزی ) آورد که از روی دخیل و قمری استنساخ و تلخیص شده بود و در روستای تلخاب استان مرکزی مورد استفاده قرار می گرفت و نیز پارسال وقتی در بخش سرولایت نیشابور پروفسور حسین صادقی (از ترکان سر ولایت نیشابور) مدرسه های اهدائی خود را به همراه مسئولان افتتاح می کرد ترک های سرولایت و روستاهای اطراف شعرهای دخیل و قمری را از بر میخواندند و از بنده نسخه های جدید این دو کتاب را طلب می کردند. پس هویت ترکان ایران کاملا متفاوت از پندارهای این شخص است. از نسل جدید بگذریم که به زور پول نفت و آموزش همگانی فارسی و منع ماهواره‌های ترکی و به جای آن راه‌اندازی قارچ‌وار شبکه‌های فارسی کم کم از این هویت فاصله می‌گیرد (ببخشید می‌گرفت)   نیز می‌نویسند: « مگر «رسمی شدن و آموزش زبان های  غیر فارسی رایج در ایران از مدرسه تا دانشگاه»  از مطالبات شما نیستند؟ آیا شایسته تر از شما ، استاد دیگری در ایران یافت می شود که برای این دانش گاه های ترک زبانی  که در ایران خواهید ساخت ، کتاب های درسی بنویسد؟ آیا پذیرفتنی تر و دلگرم کننده تر نیست که دست به کار شوید و مقدمات «رستاخیز فرهنگی» تان را به زبان ترکی از هم اکنون فراهم کنید؟» این پیشنهاد دلسوزانه قبلا نیز از طرف همپالگیان این شخص به ما داده شده است و قضا را یکی از نیروهای دولتی نیز عین این پیشنهاد را به بنده دادند و پاسخ شنیدند: «دکتر فرزانه هشتاد سال زیست و کار فرهنگی کرد و در نهایت نیز حسرت اینکه زبان مادریش در ایران تدریس شود در دلش ماند و از جهان رفت آیا شما میخواهید ما نیز پس از چندین دهه مثل فرزانه حسرت به دل از جهان برویم» قضا را مرحوم فرزانه نزدیک به ده جلد کتابهای گرامری با حال و هوای کتاب درسی تالیف کرده بود. آیا تدریس یک زبان تنها محتاج کتاب درسی است؟ و بر فرض مثبت بودن پاسخ، براهنی کتاب درسی نویس است؟   آمار ترکهای تهران نیز به مذاق نویسنده خوش نیامده است:  « چگونه است که دموکراتیسم و انساندوستی شما در تهران گل می کند و اقلیت ترک زبان پایتخت نشین ایران را در سایهء« تکثر گرایی» شما پناه می دهد ،» بدیهی است که اقلیت یا اکثریت بودن ترکها در پایتخت در آینده نزدیک معلوم خواهد شد. اما نگاشتن یک خاطره در اینجا بد نیست: قریب به دوسال پیش  که نشریه سه زبانه و جوانمرگ رسول در حوزه علمیه قم منتشر می‌شد، مقاله‌ای از این قلم با عنوان «لزوم توجه جدی حوزه‌های علمیه به زبان و ادبیات ترکی» در این شماره اول این نشریه به چاپ رسید که اعتراضات شوونیستی بسیاری را به دنبال داشت، اما جالب نامه یکی از طلاب بود که بسیار شبیه سخنان این آقا بود. آن طلبه نوشته بودند: “بهتر است که به زبان ترکی در همان استان ده یا پانزده هزار نفری آذربایجان توجه شود!”   و دوباره فیل این شخص یاد هندوستان می‌افتد و به یاد قدمت زبان فارسی و حرفهای خاله‌ام و اینا می‌افتد و می‌نویسد: «این زبان نزدیک 1100 سال است که همواره و بی گسست ،  زبان فرهنگ و هنر و ذوق  و عرفان و فلسفه و ادب و تاریخ ِ ایران و پذیرفته و رسمیت یافته در میان همهء اقوام و تبار ها و طوایف و عشایر ایرانی یا ایرانی شده بوده است!» این زبان بی‌گسست که تنها در قرن ششم و هفتم و در زمان سعدی به شیراز آمده است و قبل از آن هیچ اثر فارسی در شیراز پیدا نشده است و تقریبا مقارن همین تاریخ هم به زنجان آمده است و قبل از آن تمام آثار نگاشته شده در بسیاری از  از شهرهای ایران عربی است و بعد از آن نیز کم کم کتابت ترکی آذربایجانی جای خود را در آذربایجان باز می‌کند و در دوره قاجار کار به جایی می‌رسد که شعرای مثل تئلیم خان ساوه ای و یوسف خسروبیگ قشقائی و مختومقلی فراغی و محمد باقر خلخالی تمام  اشعار خود را به زبان ترکی  می‌نگارند. این چگونه زبانی بی‌گسست و سراسری است که شاعران بزرگی از این دست از کنار آن بی‌تفاوت رد می‌شوند. می‌نویسند: « حقیقت آن است که آموزش سراسری و اجباری و رایگان برای همهء ایرانیان ، آرزوی انقلابیون صدر مشروطه بود (که غالباً آذری بودند). و زبانی که می باید این نقش را بر عهده می گرفت نمی توانست زبان دیگری جز زبان فارسی دری بوده باشد.» این شخص گویا خود را به کژ راهه زده است و یا شاید هم در کوران داغ تحریف تاریخ ایشان این تاریخ واقعی را نخوانده است که میرزا حسن رشدیه پدر فرهنگ نوین ایران (به تعبیر فرهنگ معین) یا پدر آموزش نوین، کتابهای درسی خود را به سه زبان عربی، ترکی و فارسی نوشت و کتاب ترکی «وطن دیلی» در مدارس نوین تا برآمدن پهلویان تدریس می‌شد.   و از همه جالبتر و  البته مضحک‌تر توجیه ایشان برای وجهه بین المللی زبان فارسی است: « درثانی وجههء بین المللی  و اهمیت فرهنگی زبان فارسی  در جهان به حدی بود که مدارس زبانهای شرقی اروپائی را  برای آموزش و تدریس این زبان  تآسیس کرده بودند! ( برای مثال ، مدرسهء زبان ها و تمدن های شرقی پاریس که 10 سال پیش دویستمین سالگرد تولدش را جشن گرفت ، برای تدریس زبان  فارسی تأسیس شده بود)» نخست از ایشان باید پرسید که اگر این مدرسه برای تدریس زبان فارسی تدریس شده بود پس چرا اسم آن مدرسه زبانهای شرقی و نه زبان شرقی بود. دوم این که این مدرسه برای تدریس و آموزش سه زبان جهان اسلام یعنی عربی و ترکی و فارسی تاسیس شده بود و سوم اینکه اخیرا در خدمت یکی از اساتید زبان فارسی که با این مدرسه همکاری می کند بودم و ایشان می‌گفت: «متاسفانه وضع بخش فارسی این مدرسه بسیار اسفناک و ضعیف است». بنده همین جا به صورت سربسته به دوستان ترکی زبان بگویم  که وضعیت زبان ترکی در این مدرسه و به طور کلی در غرب به نحو چشمگیری تغییر یافته است و حتی طبق برخی شنیده‌ها محققان بخش فارسی این نوع مراکز هم ترکی پژوهی را سرلوحه کار خود قرار داده‌اند. باری بلوفهای این شخص در مورد مدرسه زبانهای شرقی یا همان السنه شرقیه قدیم مرا به یاد بلوف بزرگتری انداخت که زمانی در ایران شایع کرده بودند که شعر «بنی آدم اعضای یکدیگرند» مرحوم شیخ اجل سعدی بر سر درب سازمان ملل نقش بسته است که بعدها دروغ بودن آن آشکار شد و البته آقایان اگر خجالت هم کشیدند در خفا بود و در ظاهر خود را به نشنیدن زدند. به گمان اینها کار علم و دانش، کار گردو بازی و توپ قلقلی بازی و بلوف و دروغ است. البته تنها در علم و دانش نیست  که این قوم اینگونه به مضحکه افتاده است بلکه در دفاع از وطن و مقابله با دشمنان نیز در حالی که اشعار مثلا حماسی شاهنامه را چون هندوانه ای به بغل خود زده اند وقتی پرتغالیها به جنوب حمله می‌کنند هندوانه ببخشید شاهنامه در بغل می‌ایستند تا ترکان قزلباش با پرتغال بجنگد و آنجا را آزاد ‌کند در جنگ با اشرف افغان نیز همان هندوانه ببخشید شاهنامه در بغل منتظر ترکی از تیره افشار به نام نادر می‌مانند تا… در جنگ ایران و روس نیز که تنها در تهران بادنجان را دور قاب می‌چیدند و در مشروطه هم که همان هندوانه ببخشید شاهنامه را به بغل زدند تا ستارخان از تبریز  بیاید پایتخت را فتح کند. تا اینکه انگلیس به دادشان می‌رسد و… و تا اینکه امروز بعد از صد سال از مشروطه با کمال بی‌شرمی همه چیز را به نام خود مصادره کنند و در روزنامه شرق به ستارخان بد و بیراه بگویند و در سایتهای اینترنتی عقده های خود را بر سر براهنی خالی کنند و …. و اینکه مقاله این شخص دارای نقطه ضعفهای بسیاری است که اگر حوصله داشتید نقد کنید. با درود بر براهنی که یکبار در هفته نامه پیام قم با درج پیام تبریک ایشان به یک خانم یاراماز مورد لعن جناح راست حاکمیت گرفتم این نوشته را به پایان می‌برم و از آقایان چپهای جهانی نیز که اخیرا خواسته بودند حرکت ملی  موضع خود را در قبال جریان چپ و امپریالیسم روشن کند میخواهم اگر حرفی در مقابل چپ ستیزیهای این شخص دارند بنگارند. بعد التحریر: توضیح 1: از خوانندگان به جهت از کف دادن عنان قلم در بخشهایی از این نوشته پوزش می‌طلبیم. حال و هوای مقاله این شخص نقدی چنین را اقتضا می‌کرد. توضیح2: منظور نگارنده از ترکیب «این قوم» در این نوشته  گروه شوونیست فارس است نه مردم عادی فارسی زبان. توضیح 3: راستی این آقا جائی هم از پارسیگوئی محمد اقبال لاهوری سخن رانده بود، میخواستم بپرسم چرا طرفداران پارسیهای محمد اقبال شعری را که محمد اقبال در ستایش  “مصطفی کمال ٱتاتورک” سروده است سانسور می‌کنند؟

توضیح 4: بنده به شیخ اجل سعدی بسیار ارادت دارم و از اینکه نام ایشان به قلم ملوث برخی از این افراد مورد سوء استفاده می‌گیرد، ناراحت می‌شوم و در سفر اخیر شیراز مزار ایشان را زیارت کردم و باقی ماجرا که دوستان ترکی‌دان میتوانند تفصیل آن را در بخش چهارم  یا پنجم «شیراز سفرنامه‌سی» که همین روزها منتشر خواهد شد بخوانند.

توضیح 5: بنده در مقاله «روشنفکران نارس تهران» که اتفاقا پاسخی به یکی از منتقدان آقای براهنی یعنی مقاله آقای منصور کوشان بود، مفصلتر از این به برخی از مسائل مذکور در مقاله این شخص پرداخته بودم ولی افسوس که برخی از نویسندگان تنها به نوشتن و نه خواندن می‌اندیشند.

20 مهرماه: روز تولد ابوالقاسم فردوسی! روز ملی کاهش آثار بلايای طبيعی!

آگوست 29, 2007

برخي از آريا گرايان معتقدند 20 مهرماه سالروز تولد ابوالقاسم فردوسي ، شاعر حماسه سراي خراساني است. سخن گفتن در مورد ابوالقاسم فردوسي که  اور ا  در جشنهاي هزاره فردوسي،  حکيم طوس لقب دادند کار بسيار دشواري است! واقعيت آن است که طي هشتاد سال گذشته انبوه حيرت انگيزي از مطالب در مورد اين شاعر منتشر شده که تقريبا بلااستثناء از يک جهت گيري  واحد و محتواي  مشترک برخوردار بوده است. بعبارتي ديگر در تعريف وتحسين ابوالقاسم فردوسيبعنوان سراینده شاهنامه، طي اين مدت آنچنان افراط شده که خواننده کنجکاو از شدت موصوفات و حدت ممدوحات دچار تشکيک مي شود! در حال حاضر برخي در ستايش از فردوسي  وشاهنامه آنچنان تند رفته اند که  منتقدان ، از آنها بعنوان فردوسي پرست اسم مي برند . حتي مرحوم جلال آل احمد  فردوسي پرستان  را في الواقع  فردوسي بازاني مي داند که از طريق تبليغ و تلقين اين مقوله به ثروت و شهرت رسيده اند.

درنقد شاهنامه و فردوسي استاد احمد شاملو بعنوان برترين شاعر شعر نوي فارسي مطالب بس ذيقيمتي دارد که متاسفانه از بدو انتشار به دليل  حملات جنون آميز مخالفانش ، همچون صاعقه اي درخشيد و خاموش شد.

همچنين بزرگاني چون پروفسور هيئت، پروفسور محمدزاده صديق و ناصر پور پيرار نيز   در این رابطه  جهت روشنگري مردم تلاشهاي وافر به عمل آورده اند.

در مقابل اين انديشمندان شجاع ، آگاه و صادق  شما مي توانيد  ازدهها فردوسی پرست نام ببرید که از این طریق در دستگاههای حکومتی  80سال اخیر به مناصب بالا رسیده اند. همچنین می توانید در قالبی دیگر  اوج فردوسي پرستي  را در زشتي و پلشتي کانالهاي فارسي زباني ببينيد که امروزه در لس انجلس آمريکا در شيپور نژاد پرستي و پان آريانيسم مي دمند و گهگاه در ميان خود افرادي چون هخورا(هخا+ اهورا)  را مونتاژ مي کنند! بی شک بزرگواران منتقد چنین پندارهایی تاکنون کوشيدند تا عمق فاجعه اي  که تحت عنوان فردوسي پرستي  و شاهنامه ستایی از طرف نظام نژاد پرست پهلوي و نيز دنباله سياسي امروزين آن، به دروغ بعنوان برترين  رمز هويت ملي ايرانيان دانسته  شده است  را به جرات و صراحت  تذکر دهند . براستي چگونه مي توان شاهنامه  مملو از افسانه سازيهاي  بغايت خيال انگيز،تاريخ نگاريهاي عموما دورغ، ظلم پذيريهاي بعضا وحشتناک، شاه ستايي هاي به شدت افراطي، رعيت کشي هاي کاملا واضح ، نژاد پرستي عميقا خطرناک، توهينهاي حيرت انگيز به زنان، دشنامهاي رکيک به اقوام متعدد ایرانی و… را بعنوان سند هويت ملي کشوري دانست که دست کم 50 درصد از کل جمعيت آن زنان و 35 درصد از نيمه دوم مردانه آن نيز غير فارس زبان هستند وعقلا و منطقا به دليل اهانتهايي که در شاهنامه عليه آنها شده مي بايست از محتويات موهنش اعلام برائت کنند! اکنون چه کسي مي تواند مدعي شود که تما م آن 15 درصد مردان باقي مانده و البته صددرصد فارس زبان، کاملا موافق شاهنامنه ای با توصيفات مذکور هستند!؟ از سوي ديگر آيا  شاهنامه مي تواند موافق ادعاي پان فارسيستها بعنوان حيات بخش ادبيات فارسي تلقي گردد!؟

چگونه کتابي نماد زباني است که هيچکدام از متکلمين اين زبان در مکالمات روزمره خود حاضر به استفاده از اکثر کلمات سره آن نيستند!؟

بي ترديد مي توان گفت که شاهنامه نه تنها قادر نيست  به عنوان نماد زبان فارسي شناخته شود بلکه متاسفانه خود عامل انحرافي جدي در این زبان است که نهايت تعلیماتش به  اختراع افراد تند روئي  چون کسروي و زبان پاک و دين پاک آن منتهي شده است! اگر تحميلات و تبليغات نظام انگليس ساخته و آرياگرا ي پهلوي نبود بي ترديد حضرت مولوي و اشعارناب و حکيمانه وي بعنوان  برترین نماد رسمي زبان شيرين فارسي انتخاب مي شد، کما اينکه اکنون نيز در ميان مردم اين انتخاب بصورتي کاملا داوطلبانه صورت گرفته است.    اما اينجانب برخلاف بسياري از همفکرانم ابوالقاسم فردوسي را  بسيار دوست دارم! حتي شايد بتوان گفت که ميزان حب من به فردوسي  يک علاقه کاملا ويژه است ،چراکه از نظر من  او بي شک  يکي از شجاعترين شعراي جهان است! ابوالقاسم فردوسي در ديوان بسيار زيباي يوسف و زليخا(که آريا گرا ها مذبوحانه مي کوشند تا انرا مجعول جلوه دهند) ضمن انقطاع  کامل و جامع  از منش و کنش  سابق خود ، با شجاعت بي نظيري در طرد و رد اشعار شاهنامه مي فرمايند:        من از هر دري  گفته دارم بسي             شنيدست  گفتار  من  هر  کسي  …بسي  گوهر  داستان   سفته ام             بسي    نامه   دوستان    گفته ام به نظم  آفريدم    بسي    داستان          ز  افسانه         گفته      باستان   ز  هر   گونه اي   نظم    آراستم            بگفتم   درو  هرچه خود  خواستم  اگرچه  دلم   بود  از  آن   بامزه             همي    کاشتم   تخم  رنج  و بزه                       از آن تخم کشتن پشيمان شدم            زبان  را و  دل   را    گره     برزدم نگويم  کنون  نامه هاي     دروغ               سخن  را  به  گفتار ندهم    فروغ  نکارم  کنون  تخم  رنج    و گناه              که  آمد   سپیدي    بجاي    سياه دلم  سير  گشت از فريدون گرد              مرا زان چه کو ملک ضحاک برد!؟ ز کيخسرو  و  جنگ    افراسياب             ندانم  چه  خواهد  بدن  جز عذاب   سپس فردوسی با ذکر این جمله که «برين   مي سزد  گر  بخندد خرد» می فرمایند:   که  يک نميه عمر خود  کم کنم             جهاني   پر از  نام  رستم   کنم؟ دلم   گشت   سير و گرفتم ملال             هم  از گيووطوس و هم از پورزال …کنون گر مرا روز چندي بقاست             دگر نسپرم جز همه  راه  راست نگويم  سخنهاي   بيهوده  هيچ             نگيرم  به  بيهوده  گفتن  بسيج نگويم   دگر    داستان   ملوک              دلم  سير  شد  ز استان   ملوک                     دوصدزان نيرزد به يک مشت خاک            که آن  داستانها  دروغ است پاک   اما علت اين استغار و توبه قاطع  ابوالقاسم فردوسي چيست!؟

فردوسي که سرايش شاهنامه را به دليل مزد پيشنهادي آن از سوي عوامل افراطي شعوبيه  در جواني و دوران نام جويي آغاز کرده بود و در قبال هر بيت از سروده خود مزدي مي گرفت در نهايت پس از برانگيختن خشم سلطان غزنوي و سالها آوارگي، تازه متوجه شد چگونه طي سي سالي که عمر خود را صرف تغذيه ادبي شعوبيه کرده تا چه اندازه مورد سوئ استفاده اين افراد قرار گرفته است. در واقع به همان صورت که فضيل عياض ،عطار نيشابوري و يا ناصر خسرو قبادياني دچار دگر گشت روحي و انقلاب معنايي شدند فردوسي نيز طي سالهاي سرگرداني دچار تحول شد و پي به عمق حمق مطالب پيشين خود برد .

اما بحمدالله سقوط اوليه فردوسي صعودي بزرگ را برايش  به ارمغان آورد! او اکنون به فهم ما لا يفهم خود رسيده بود. فردوسی در اين خصوص باز در گنجينه بي نظير يوسف و زليخا مي فرمايد:   ز پيغمبران  گفت بايد سخن که جز راستيشان نبد بيخ و بن بخواهم بدين قصه راستي که در وي نيامد کم و کاستي بگويم به نوعي يکي داستان وليکن نه از گفته باستان که از گفته رب داد آفرين که زيبد مر او را زداد، آفرين که نبود سخن دلکش و دلرباي بجز گفتهاي توانا خداي … بيا قصه از قول دادار خوان که يپذيرد آن مرد بسيار دان

الر تلک آيات را

بخوان تا بداني حکايات را يکي سوره است آنکه اندر کتاب اگر بطلبي يابيش بي حساب

سراسر همه قصه يوسف است

زقول جهان داور منصف است يکي قصه دلگشاي عجب سراسر به لفظ و لسان عرب   ولي به رغم همه اين بينات واضح و قراين معلوم رژيم نژاد پرست آريامهري با بکار گيري تمام ابزارهاي ممکن ، دست به اقدامات مزورانه وعوام فريبانه زد. در شرايطي که بيش از 95 درصد مردم ايران بيسواد بودند عوامل نژاد پرست رژيم پهلوي، ضمن دعوت از مستشرقين آريا گراي غرب به شدت تلاش کردند تا تحریفات، جعليات و وهميات آنان در مورد قرنها  سلطه سياه هخامنشيان و ساسانيان را بعنوان علوم تاريخي و اجتماعي به ملت ايران بقبولانند و با ترويج باستانگرايي و ناسيوناليسم رومانتيک ، قهقراي 2500 ساله اي را براي اقوام و ملل ايران که راضی نیستند حتي به ساعتي پيش نيز بازگردند تجويز کنند! اما بلا شک واضح است که عموم ملت تا به امروز از پذيرش اين جعليات و جهليات خودداري کرده و به انحاي مختلف به مخالفت با آن پرداخته است. از مهمترين کارهاي پهلوي اول در اين رابطه  برگزاري جشن هزاره فردوسي در 20 مهرماه سال 1313 بود که با کارگرداني عنصر راسيست و ستمگري چون محمد علي  فروغي برگزار شد. آريا گرايان نخست سال تولد فردوسي را به سال 323 ه.ق. تعيين کردند تا هزاره تولد وي  براي انجام نمايش فردوسي پرستان و فردوسي بازان کامل شود.اما بعدا به دليل اعتراضات مورخين و تذکرهاي واضح منتقدين ، بر اشتباه خويش اذعان کرده تاريخ تولد فردوسي را 329 ه.ق. درج کردند! به هر طريق جشن هزاره فردوسي با دعوت شدن بيش از 40 شرق شناس از 20 کشور جهان و با خرج هزينه هاي بسيار گزاف برگزار شد و همزمان با آن آرامگاه فردوسي نيز که با صرف هزينه اي گزافتر  در مکاني مشکوک ساخته شده بود افتتاح شد. به اين ترتيب بخش بزرگي از سرمايه عمومي ملت بسيار فقير و درمانده ايران که در آنموقع سر به صدها هزار تومان مي زد به راحتي طعمه صيادان شهرت شد و به سرعت به  باد رفت! قول  زنده ياد  جلال  آل احمد  که مقالات جشن فردوسي را اوراقي پر از دروغ و فريب مي داند براي مشخص کردن ارزش اين مطالب کافي است.     اما فردوسي پرستي و در واقع فردوسي بازي به خودي خود  قادر نبود تا منويات نژاد پرستانه کارگزاران آريا گراي رژيم پهلوي را در ميان اقوام وملل ايران نهادينه کند. عقده برپايي جشنهاي بزرگ  و بسيار پرخرج براي خاندان بي اصل و نصب پهلوي از رضا مير پنج قلدر به فرزندش محمد رضاي خود شيفته رسيد.

به اين ترتيب از دهه سي شمسي به دستور پهلوي دوم قرار شد تا بتدريج در بودجه کشوررديفي را براي جشنهاي ويژه اي تحت عنوان جشنهاي دو هزار و پانصد ساله تعيين کنند. فرمان اوليه برگزاري اين جشن در آذر ماه 1336 صادر شد اما زمان برگزاري آن چندين بار به تعويق افتاد.به اين ترتيب در حالي که بسياري از مردم در فقر و گرسنگي به سر مي بردند و حتي در برخي مناطق جنوبي و شرقي کشور غذايي جز علف نداشتند هدف اصلي جشن از سوي محمد رضا پهلوي چنين اعلام شد:

مي خواهيم ادامه حيات وحدت ملي ما،از راه بقاي شاهنشاهي ايران براي جهانيان روشن شود!

 در نهايت جشن هاي 2500 ساله  همزمان با زادروز( احتمالي) فردوسي در 20 مهرماه 1350 ش. با شرکت غالب سلاطين و روساي جمهور و مقامات درجه اول دنيا در تخت جمشيد بر پا گرديد و همه روزه چندين هواپيما ميهمانها را به آنجا منتقل مي کرد . حتي وسائل پذيرايي اين مهمانان براي راحتي بيشترشان از اروپا به تخت جمشيد حمل مي شد.

ان ايام مطبوعات جهان مخارج سنگين اين جشنواره چند ساعته را براي ملت فقير ايران کمر شکن نوشتند. طبق برخي از اسناد نزديک به هزينه درآمد سالانه يک سوم ازايرانيان ، صرف برگزاري جشن نژاد پرستانه  و ستمگرانه اي شد که تنها بدرد اطفاي شهوت قدرت و جنون رياست شاه مغروري مي خورد که اراده اش را در دفاع از نژاد پرستي ، در جلسات خصوصي  مستحکتر از آدولف هيتلر دانسته بود! در يکي از برنامه هاي پر طمطراق اين جشن محمد رضا پهلوي که اطرافيانش بعدها گفته اند که او دچار جنون خود بزرگ بيني شده بود در محل پاسارگاد ايستاد و خطاب به گور کوروش هخامنشي گفت:

 کوروش شاه شاهان آسوده بخواب که ما بيداريم و همواره بيدار خواهيم ماند!

اين گفته شاه بقدري ابلهانه بود که تا پايان سلطنت پهلوي سبب نشر جوکهاي بسيار مضحکي در ميان عامه مردم شد. اما همزمان با برگزاري اين جشن استحماري، کتابي نيز تحت عنوان «نام ها » از طرف دربار و با همکاري ساواک منتشر شد تا اسامي بسياردورازذهن ودرزمان خودخنده داري چون کوروش،داريوش، اردشير، ارشک،خشايار،کامبيز ،تيرداد،فرورتيش ، آتوسا، رکسانا،  ميترا، آزيتا، دبورا…. به جاي اسامي  سابق تبليغ گردد. آنها همچنين گروهي را اجير کردند تا با رفتن در قهوه خانه ها بجاي نقل مختار نامه ها  به نقل شاهنامه بپردازند تا مدعي مردمي بودن اين قبيل اشعار شوند!   …اما؛  بيستم مهرماه روز ملي کاهش بلاياي طبيعي نيز هست.

بياييد در اين روز مهم بکوشيم تا ضمن درست معرفي کردن ابوالقاسم  فردوسي  و نيز آمادگي جدي جهت مهار بلاياي طبيعي، بلايايي   که طبيعتا بخاطر در بوق کردن شاهنامه و نيز بي اعتنايي به حوادث طبيعي ممکن است موجوديت کشورمان را دچار مخاطرات مهلک کند  را  حتي المقدور مرتفع کنيم!  

 

سلسله هخامنشیان یا سلسله سگ پروردگان

آگوست 29, 2007

حسين فيض‌الهي وحيد

(داراي دكتراي افتخاري)

هخامنشيان سلسله‌اي از اقوام وحشي و بيابانگرد به اصطلاح آريايي بودند كه توسط جوانكي دزد و فاسدالاخلاق بنام كوروش در سال 550 ق.م درايران تاسيس و با حمله اسكندر مقدوني و كشته شدن آخرين پادشاه جنايتكار اين سلسله بنام داريوش سوم در سال 331 ق.م همچون جرثومه‌هايي از فساد از روي زمين برافتاد و به زباله داني تاريخ سپرده شد.

اعمال و افكار و حركات و سكنات اين جوانك دزد در دهه‌هاي اخير مورد تقليد و سرمشق و «ايدئولوژي» رژيمي فاسدتر از رژيم هخامنشي گرديد و احمقي از حُمقاي تاريخ كه «عقيده خودبزرگ بيني» داشت خواست كشور ايران را به «دروازه‌هاي تمدن بزرگ» برساند، تمدني كه خطوط اصلي آن از «دروازه غار» و «ميدان تير» و «ميدان اعدام» تهران مي‌گذشت و به زندانهاي «قزل قلعه» و «قزل حصار» و «قصر» منتهي مي‌شد.

«گريمورهاي تاريخ شاهنشاهي» از اين جوانك دزد و فاسد‌الاخلاق سعي داشتند چهره «منجي ايران» را ترسيم نمايند غافل از اينكه انوار آفتاب حقيقت از زير پرده آهنين جهل‌هاي شاهنشاهي نيز گذشته و جهان حقيقت را نور باران كرده و خفاشان شب‌پرست را مجبور خواهند كرد در مقابل عزم آهنين تاريخ حقيقي اين ملت سر خم كرده و بساط شارلاتاني و شاه‌بازيهاي خود را جمع نمايند ولي آنها مزبوحانه مي‌كوشند تا جلو روشنگريهاي اصيل تاريخي را با پولهاي به غارت برده و با ساختن فيلم چندين ميليون دلاري «كورش كبير» بگيرند.

اين فيلم مضحك كه امروزه با همكاري چهار فيلمساز سوئدي و با پشتيباني و ساپورت كامل«رضا پهلوي» – پالاني سابق- تهيه مي‌شود قرار است بغير از آمريكا در بيشتر شهرهاي بزرگ اروپا از طريق تلويزيون پخش شود.(1) و هدف از آن «تحريف تاريخ واقعي ايران» و چهره انساني دادن به جوانكي دزد و فاسدالاخلاق بدخوي و سگ پرورده‌اي است كه مورد افتخار «لايقان» خود مي‌باشد و بر جوانان اين آب و خاك است كه در مقابل تحريف‌هاي اين ورشكسته‌گان به تقصير «پهلوي گرا» با نوشتن مقاله‌هاي روشنگر از متون صحيح يوناني و اسلامي برآيند تا فاجعه «دروازه تمدن بزرگ» بار ديگر گريبانگير اين مردم نشود و بدبختي‌ها و «آريا بازيهاي» عاري از مهري از نو تكرار نگردد.

حال با اين مقدمه كوتاه در مورد فيلم «كوروش كبير» – كه دهن كجي آشكار به تاريخ واقعي اين مردم است – به بررسي سلسله هخامنشي مي‌پردازم تا ريشه‌هاي اين كج انديشي نمايان گردد.

«كتزياس» مورخ و طبيب مشهور يوناني كه بمدت 17 سال از سال 415 – 398 قبل از ميلاد «پزشك دربار هخامنشي» بود و حدود 23 جلد كتاب در تاريخ ايران و جهان تاليف كرده است چون خود از نزديك با خاندان فاسد هخامنشي آشنا بود در حقيقت توانسته پرده از روي بعضي از «اسرار مگوهاي» اين رژيم فاسد برداشته و بويژه در مورد كوروش به اصطلاح كبير حقايقي را در حد امكان و موقعيت خويش بيان نمايد.

«كتزياس» بر خلاف بعضي از مولفين جيره خوار و مورخين خيانتكار كه سعي در اختفاي حقايق تاريخي دارند به صراحت در مورد سر سلسله‌ هخامنشي و حيات كثيف دوره جواني او مي‌نويسد: «كوروش پسر چوپاني بود…. كه از شدت احتياج مجبور گرديد راه زني پيش گيرد»(2)

خطيب مشهور جناب «آيت ا…صادق خلخالي» در كتاب «كوروش دروغين و جنايتكار» به استناد اين نوشته كتزياس كه مي‌نويسد : «كوروش در ايام جواني بكارهاي پست اشتغال ميورزيد و از اين جهت مكرر تازيانه [مي]خورد»(3) استنباط كرده است كه كوروش گاه – گاهي مجبور بود كه «لواط بدهد»(4) او كوروش را جزء آن منحرفين اخلاقي مي‌داند كه «در تمام عمر خويش هميشه مبتلا به انحراف اخلاقي بوده و از تن دادن بذلتها كه لواط هم جزو آنها است مضايقه نداشته‌اند»(5)

«كتزياس« كه در مدت هفده سال طبابت در دربار هخامنشي به اسرار دروني اين سلسله فاسد از نزديك آگاهي داشت در مورد رابطه خاندان پادشاهي ماد با خاندان كوروش به صراحت مي‌نويسد كه برخلاف شايعه پراكني‌هاي رژيم هخامنشي كه مي‌خواهد خود را از اقوام خاندان پادشاهي ماد قلمداد كرده و كوروش را نوه آستياك جلوه دهد تا تصاحب پادشاهي ماد را «قانوني» جلوه دهد، كوروش با آستياك – آخرين پادشاه ماد «هيچگونه قرابتي نداشت و از راه حيله و تزوير بمقام سلطنت رسيده بود»(6)

علاوه بر تاكيد بر فاسدالاخلاق بودن كوروش، مورخيني غير از كتزياس نيز كه قبل از ميلاد مي‌زيستند از بخش‌ ديگري از اسرار زندگي كثيف او پرده برداشته و حتي به «سگ پروردگي» كوروش هم اشاره كرده‌اند.

«تروك پومپه» – مورخ اهل گل (فرانسه) – كه معاصر اوگوست امپراتور روم بود (31 ق.م – 14 م
) و چهل و چهار جلد كتاب در تاريخ علم نوشته است كه «ژوستن» يا «يوستي نوس» مورخ رومي آنها را خلاصه كرده در كتاب «تاريخ عمومي، كتاب اول، بند4 » راجع به كودكي كوروش مي‌نويسد كه وقتي كوروش را براي به هلاكت رساندن بدست چوپاني سپردند «چوپان، كوروش را در جنگلي گذارد، يك سگ ماده او را شير ميداد و از حيوانات ديگر حفظ مي‌كرد بعد كه چوپان ديد حيواني پرستار و پاسبان طفل است حس ترحم بر وي غلبه كرد و بخواهش زنش پسر نوزاد خود را در جنگل گذارد و كوروش را به پسري پذيرفت.»(7)

ماجراي «سگ پروردگي كوروش» علاوه بر منابع يوناني در منابع قديم اسلامي نيز تاييد و تاكيد شده منتهي با توجه به بعد فاصله زماني از هخامنشيان تا اسلام مفسران اسلامي هسته اصلي زندگي او را در آثار خود حفظ كرده ولي در نام او اختلاطي با سايرين پيش آوردند مثلا «ابوبكر عتيق نيشابوري» معروف به «سورآبادي» مفسر بزرگ اسلام در هزار سال پيش در تفسير خود به مناسبتي از «كيكوروش» (كي كوروش) نامبرده و مي نويسد : «گويند بكودكي بد خو بود مادر وي با وي درماند و دايگان درماندند وي را ببردند در بن درختي بنهادند ماده سگي بدان موضع بچه داشت بچگان را شير ميداد…تا آنكه كودك به شير سگ برآمد نيكو روي و زيرك و ناپاك [شد]«(8)

شايد واژه هاي «نيكوروي» و «ناپاك» به نوعي افاده كننده استنباط جناب «آيت ا…خلخالي» باشد و بنوعي هم افاده‌گر همين معني «كتزياس» – طبيب دربار هخامنشي – باشد كه به صراحت مي‌نويسد : «كوروش در ايام جواني بكارهاي پست اشتغال ميورزيد و از اين جهت مكرر تازيانه [مي]خورد»(10) البته احتمال اينكه واژه كنايه‌دار سورآبادي در رابطه با «نيكوروي» بودن كوروش در ارتباط با واژه «كارهاي پست» ذكر شده از سوي كتزياس باشد بعيد نيست.

جالب اينكه رواياتي نيز در مورد كوروشي بنام «كوروش سگ دهان» وجود دارد كه ارتباط نزديكي با گفته «ابوبكر عتيق نيشابوري» در مورد «بدخو» بودن «كي كوروش» دارد. اين «كوروش سگ دهان»، در واقع اولين حكمران پارسي است كه دستور بستن در دانشگاهها و دانشكده‌ها را صادر كرده و دانشگاه بزرگ حكمت و فلسفه يونان در شهر اوس را بكلي تعطيل كرده از كار انداخته است.

البته لازم به يادآوري ايت كه هروردوت – پدر تاريخ – نيز نام مادر كوروش را «سپاكو» (اسپاكو) ذكر كرده كه معني «سگ ماده»(10) دارد و نشان مي‌دهد كه روايت «سگ پروردگي كوروش» در آثار هردوت نيز بنوعي منعكس بوده است ولي يكي از مترجمين خوش ذوق ايراني در ترجمه تاريخ هرودوت كه بين «وجدان مترجمي» و «وجدان آريايي‌گري» قرار گرفته است در صفحه 46 ترجمه خود سپاكو را «كه به يوناني كينو مي‌باشد زيرا بزبان مادي كلمه سپاكو يعني سگ ماده»(11) در صفحه 54 ترجمه‌اش بناگهان «شرم آريايي‌گري» بر «وجدان مترجمي‌اش» غلبه كرده و «كينو» را «گرگ« ترجمه ميكنند تا بنمايد كه «گرگ ماده‌اي او (كوروش) را شير داد»(12) البته اين شعبده بازي و «تبديل سگ به گرگ» فقط در فاصله هشت صفحه انجام مي‌گيرد نه بيشتر!!

جالب اينكه يكي از مورخين معاصر بعد از ذكر اين سه واقعه مربوط به «سگ‌ها» مي‌نويسد : «در واقع يك روايتي در باب سگ شير دادن كي كوروش و اسپاكوي هرودوت و كوروش سگ دهان روزگارهاي بعد وجود داشته كه با هم تخليط شده است و چون صحبت ما از جو و نان جو است به گوشتخواران فعلا نمي‌پردازيم فقط مقصودم اشاره به نام خانوادگي اين سگ‌ زاده‌هاست»(13)

به هر حال آنچه از تعابير و تفاسير يوناني و اسلامي برمي‌آيد اين است كه كوروش به اصطلاح كبير سگ پرورده با هر دوز و كلكي بود امپراتوري تركان ماد را از پاي درآورد و آستياك آخرين پادشاه ماد را در تبعيد كشت.

«كتزياس» – مورخ و طبيب دربار هخامنشي – در مورد عاقبت كار آستياك با عنايت به «سگ پروردگي» كوروش مي‌نويسد وقتي كه به جستجوي نعش پادشاه ماد در كويري كه كوروش دستور داده بود او را در آنجا بكشند برآمدند به واقعه‌ي حيرت آور برخوردند «چيزيكه باعث حيرت شد اين بود [كه] شيري نعش شاه [ماد] را از درندگان ديگر حفظ كرده بود و وقتيكه فرستادگان سر نعش رسيدند شير كناره‌ كرده ناپديد گشت نعش شاهرا با احترامات زياد دفن كردند»(14)

گويا از همان زمان است كه تركان آذربايجان ضرب‌المثل «ايت سوتو امميش» (شير سگ خورده) را بعنوان ناسزا وارد فرهنگ و زبان خود كرده و به افراد پست و فرومايه اطلاق كرده‌اند.

به هر حال همانطوريكه ورود اولين پادشاه هخامنشي به صحنه تاريخ در ارتباط با سگ و سگ پروردگي آغاز گرديد از عجايب تاريخ اين كه پايان اين سلسله ننگين‌ نيز در ارتباط با سگ به پايان رسيد. بنابه روايتي وقتي داريوش سوم هخامنشي در جنگ با اسكندر مقدوني در ميدان جنگ كشته شد و سربازان پارسي پا به فرار گذاشتند و پيدا كردن جسد پادشاه پارس با مشكل بزرگي مواجه شد چون وسعت ميدان جنگ از طرفي و تغيير قيافه كشته‌شدگان در اثر ضربات كشنده آلات جنگي و متلاشي شدن قيافه‌ها از طرف ديگر شناسايي اجساد را مشكل كرده بود اسكندر براي پيدا كردن جسد داريوش سوم از مغ ها كمك خواست. مغ‌ها كه وضعيت بلاتكليف اسرا و مجروحين و مقتولين خاكسپار نشده را ديدند براي سرعت بخشيدن به پيدا كردن جسد پادشاه هخامنشي به اسكندر گفتند چون شالوده خاندان هخامنشي با «شير سگ» برآمده و «محافظين» اين خاندان «سگان» مي‌باشند لذا هر كجا سگي را ديديد كه در بالاي سر جسدي پرسه مي‌زند بدانيد كه جسد متعلق به پادشاه هخامنشي است و بدين ترتيب يونانيان بزودي با همان علايم مذكور جسد داريوش سوم هخامنشي را پيدا كرده پيش اسكندر آوردند.

در روايت ديگري آمده است :

«آخرين فرد سلاله هخامنشي نيز داريوش ناميده مي‌شد : داريوش سوم.

در زمان او ايران از اسكندر شكست خورد. در اول ماه اكيم سال 331 [قبل از ميلاد] وقتي داريوش سوم شكست خود را از اسكندر مشاهده كرد به تنهايي راه گريز در پيش گرفت. تعقيب بمدت يازده روز ادامه يافت. اسكندر صيح روز يازدهم از دور جسدي مشاهده كرد. در اطراف جسد تنها يك سگ پارس كنان به نگهباني از آخرين پادشاه پارس مشغول بود و كسي ديگر در اطراف او نبود. اين منظره به همان قدر كه تاسف آور بود براي امپراتوري ايران نيز فاجعه آميز بود و عاقبت نكبت‌بار آن را نشان مي‌داد»(16)

بدين ترتيب يك سلسله كه سگ پرورده بودند و تاريخ پر از فجايع جانگداز آنها از بريدن و دريدن و شكنجه و شكستن و فسق و فجور و ظلم و جور بود همچون فيلمي كه با «پارس سگي» شروع گردد با زوزه سگي نيز به پايان رسيد و از اعمال ننگين آنها سناريويي باقي ماند تا‌ «سگ پرستان شاهپرست» به ياري «توله سگ پهلوي دوم» فيلمي با ميليون‌ها دلار هزينه با نام «كوروش كبير» بسازند و دهن كجي بيشرمانه‌اي به تاريخ واقعي اين مردم شريف بنمايند.

جالب اينكه دو سلسله خالص به اصطلاح «آريايي نيز كه خود را دنباله «سگ پروردگان» هخامنشي مي‌دانستند يعني «ساساني» و «پهلوي» نيز به همان «آخر و عاقبت سگي» دچار شدند و آنها نيز در ارتباط با سگ تاريخ ايران را از لوث وجود خود پاك كردند.

«حمزه اصفهاني» در كتاب «تاريخ سني ملوك‌الارض و الانبياء» در مورد فرار يزدگرد سوم آخرين پادشاه سياه پوست!! ساساني مي‌نويسد كه او «آنچه گوهر و زرينه و سيمينه داشت با پسر و زنان خود و حشم خويش برداشت و چون رفت هزار طباخ(آشپز) و هزار سگبان و هزار يوزبان و هزار بازيار همراه داشت»(17)

نويسنده كتاب «آسياي هفت سنگ» با اظهار تعجب از اين «عمل سگي يزدگرد» مي‌نويسد : «او رفت و سپاه [ايران] و رستم فرخزاد [(فرمانده سپاه ساساني در جنگ قادسيه)] و همه ايرانيان را در برابر سپاه عرب، بي‌پناه و بي استمداد باقي گذاشت من نمي‌دانم در آن وقت كه هواپيما نبود آن همه سگ و سگبان چطور از تيسفون خود را به مرو رسانده‌اند كه سه هزار كيلومتر بيشتر فاصله است»(18)

آخر و عاقبت سلسله پهلوي نيز كمتر از پيشينيان سگي‌اش نبود. شاه وقتي از پناهندگي به كشورهاي مختلف خسته شد و همه كشورها عذرش را خواستند با واسطه «هاميلتون» و به سفارش «كارتر» – رئيس جمهور آمريكا – رئيس جمهور پاناما قبول كرد كه شاه به كشور پاناما پناهنده شود. آنها به قدري از عظمت 2500 ساله شاهنشاهي و ديكتاتوري پهلوي در گوش رئيس جمهور پاناما خواندند تا رئيس جمهور پاناما نديده تحت تاثير عظمت پادشاه ايران قرار گرفت ولي وقتي شاه را ديد به تمسخر در مورد عظمت شاهنشاهي پهلوي به هاميلتون گفته بود «دو هزاروپانصد سال سلطنت [شاهنشاهي] و پنجاه سال سلطنت پهلوي به دوازده نفر آدم و مشتي بار و بنديل و دو سگ منحصر شده » است.(19)

فاعبترو يااوالابصار (عبرت بگيريد اي صاحبان بينش).

پاورقي :

1- آذربايجان گونشي (خورشيد آذربايجان) هفته نامه ادبي، فرهنگي، اجتماعي و تاريخي دانشگاه تبريز، سال اول، شماره چهارم، آذر 1382، ص 2

2- ايران باستان يا تاريخ مفصل ايران قديم، حسن پيرنيا(مشيرالدوله سابق) ، ج اول، چاپ دوم، بي‌تا، انتشارات ابن سينا و بنگاه دانش، تهران، ص 240

3- همانجا، همان صفحه

4- كوروش دروغين و جنايتكار، صادق خلخالي، بي‌نا، بي‌جا، 1360، ص 27 عين واژه مرحوم آيت‌الله خلخالي در كتاب مورد استناد.

5- همانجا، ص 28 عين جمله مرحوم و نقل قول مستقيم از ايشان.

6- ايران باستان، ص 240

7- همانجا، ص 262

8- قصص قرآن مجيد، برگرفته از تفسير ابوبكر عتيق نيشابوري مشهور به سورآبادي متوفي 404 ه.ق ، ترجمه دكتر يحيي مهدوي، انتشارات دانشگاه تهران، 1347، ص 208 و نيز متون تفسيري، دكتر قاسم انصاري،‌انتشارات دانشگاه پيام نور، چاپ هشتم، دي ماه 1379 ، تهران ، ص 101

9- ايران باستان، ص 240

10- تاريخ هرودوت، ترجمه ع. وحيد مازندراني، با مقدمه عباس اقبال،‌كتابفروشي محمدعلي علمي، تهران ، شهريور 1324، ص 46

11- همانجا، همان صفحه

12- همانجا ، ص 54

13- نون جو و دروغ گو، باستاني پاريزي، دنياي كتاب، تهران، 1362، ص 103

14- ايران باستان، ص 241

15- زنان فرمانروا در دولتهاي اسلامي، خانم پروفسور بحريه اوچوك، ترجمه دكتر محمدتقي امامي،‌با مقدمه دكتر باستاني پاريزي، انتشارات كوروش، تهران، ص 59

16- ihtilaller ve darbeler tarihi , Çeviren : sabiha bozbağli , istanbul , 1966 , c.1 , s . 19-20

17- حمزه اصفهاني ، به نقل از آسياي هفت سنگ، باستاني پاريزي،‌انتشارات دنياي كتاب،‌چاپ پنجم، تهران ص 470

18- آسياي هفت سنگ، ص 471

19- بحران، نوشته هاميلتون، ص 250 به نقل از آسياي هفت سنگ ص 680
قایناق: شمس تبریز

حقوق پایمال شده

آگوست 29, 2007

قبل از اشاره به وضعیت حقوقی ترک های ایران و آذربایجان در ایران، بهتر است مختصراً نظری به شمار جمعیت و محل سکونت آنها بیافکنیم. صرف نظر از اینکه ترکهای ساکن آذربایجان و ایران بومی بوده و حتی بنا بر شواهد و دلایل تاریخی و آرکئولوژیک معتبر، قبل از ورود اقوام هند و اروپائی و فارس به منطقه، در نقاط مختلف آذربایجان و ایران فعلی حضور داشته اند، اما بدلیل اینکه مبحث مذکور مربوط به بررسی وضعیت نقض حقوق ترکها در ایران می باشد، لذا از ذکر دلایل و شواهد مربوطه صرف نظر کرده و اصلاً فرض می کنیم که ترکها یعنی تقریباً نیمی از جمعیت ایران در دوره رضا خان و یک روز قبل از کودتای رضاخانی، در عرض چند ثانیه یک دفعه ترک شدند. دیگر چی؟ آیا بالاخره این ترکها انسان هستند یا نه؟ آیا آنها بعنوان مخلوقات خداوند، بعنوان بشر از حقوق الهی و انسانی برخوردار هستند یا نه؟ اما باید خاطر نشان ساخت که خود نژادپرستان و استعمارگران پارسی و مزدوران آریائی پرست آنها هم، در مورد مذکور بالاخره مجبور به اعتراف حقایق شده اند. سید احمد كسروی سالها پس از طرح و تبلیغ نظریه های دروغین خود در رابطه با گویا آذری و فارسزبان بودن ترکهای ایران و آذربایجان در آخر احساس پشیمانی و ندامت نموده و در مقاله ای تحت عنوان«الغة التركیة فی ایران» مجبور به اعتراف حقایق شده است. وی در آنجا به صراحت بیان می كند، كه “اكثریت اهالی ایران ترك است، تركزبانان ایران فرزندان تركان باستانند، تركی در ایران زبانی سراسریست و تركی بر فارسی برتری دارد.*1 “محمد رضا شعار هم كه خود مخالف زبان تركی در ایران بود در كتاب خود تحت عنوان ”بحثی درباره زبان آذری“ می نویسد كه از 22 میلیون (آنموقع جمعیت ایران 22 میلیون بود) جمعیت ایران یقیناً بیش از نصفش تركزبان (ترک) می باشند.*2 اما از زمان کودتای رضاخانی و قبضه حاکمیت توسط وی در سال 1925، در کشور روند آسیمیلاسیون و هضم ترک ها و دیگر ملل و اقوام، با وحشیانه ترین و غیر انسانی ترین روشها شروع شد و تا حال حاضر، صرف نظر از ایجاد نظامها و جوامع مدنی در جهان، تداوم می یابد. در طول بیش از هشتاد سال میلیون ها ترک و دیگر ملل و اقوام ساکن در کشور، در نتیجه روند آسیمیلاسیون و فارس سازی اشاره شده، که برخلاف اوامر الهی و موازین حقوق بشر می باشد، زبان و فرهنگ خود را از دست داده و آسیمیله شده اند. اما علیرغم آسیمیلاسیون میلیونها ترک باز هم تركها در ایران اكثریت اهالی را تشكیل می دهند. چنانکه “بر اساس اطلاعات منتشره از طرف سازمان ملل در سال 1998 جمعیت ایران 000 758 65 نفر می باشد كه به 69 زبان صحبت می كنند. از اینها 5/23 میلیون نفر بزبان تركی آذربایجانی، 22 میلیون نفر به فارسی، 28/4 میلیون نفر به لری، 25/3 میلیون نفر به كردی، 2 میلیون نفر به تركی تركمنی، 2 میلیون نفر به تركی قشقائی، 5/1 میلیون نفر به تركی خراسانی، 2/1 میلیون نفر به عربی صحبت می كنند. بر اساس آمار منتشره مذکور از طرف سازمان ملل، آمار تركان آذربایجانی، تركمن، قشقائی، خراسانی، خلج، قزاق، سنقر و ابیورد در ایران در سال 1998 جمعاً 5/29 میلیون نفر بود كه امروزه به بیش از 30 میلیون نفر می رسد.*3بدینصورت بر اساس اسناد معتبر تاریخی، آمارهای رسمی و حتی اعتراف های خود پان فارسیست ها، ایران از قدیم الایام كشوری تركزبان بوده و امروزه هم ترك ها در این كشور در حال اكثریت می باشند. اما همانطور که اشاره نمودیم، فرض کنیم ترک ها با وجود آسیمیلاسیون غیر انسانی هشتاد ساله که باز هم اکثریت اهالی کشور را تشکیل می دهند شمار جمعیتشان نه 30 میلیون بلکه اصلاً 10 میلیون می باشد و مثلاً براساس معجزه الهی در عرض یک روز و برفرض قبل از کودتای رضاخانی ترک گردیدند. آیا مثلاً این 10 میلیون ترک، بشر و مخلوق خداوند نیستند که بعنوان بشر از حقوق طبیعی و انسانی برخوردار باشند؟! با وجود بیش از هشتاد سال ظلم و ستم ملی و سیاست خشن استعماری، اگر جبران خسارتی هم در کار نباشد، باز با منظره ای روبرو هستیم که موازین الهی (که بر عدالت تأکید می نماید)، منطق انسانی و نیز موازین بین المللی بر رسمیت زبان ترکی لااقل همراه با زبان فارسی حکم می نماید. اما متأسفانه با وجود درخواستهای مکرر از طرف ملت آذربایجان، هیچ اهمیتی در جهت احقاق حقوق تقریباً نیمی از مردم کشور داده نمی شود. در این مبحث در نظر داریم مسئله مذکور را براساس اوامر خداوند در قرآن کریم و موازین اسلام مورد بررسی قرار دهیم. همانطور که اشاره شد، بارزترین سیاستی که ترکها با پلیدترین و غیر انسانی ترین اهداف شوونیستی از طرف دولت ایران هم در دوره پهلوی و هم در حال حاضر در جمهوری اسلامی در معرض آن قرار گرفته اند، سیاست آسیمیلاسیون و هضم ترکها و یا بعبارت دیگر، یکسان سازی ملی به بهای محو و نسل کشی معنوی ملتها و اقوامی می باشد که با اراده خداوند آفریده شده اند. چنانکه خداوند در قرآن کریم در آیه 13 سوره حجرات صریحاً بر اراده خود در ایجاد اقوام و ملل اشاره کرده و می فرماید: یا أَیهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ *4 «همانا ای مردم ما شما را از نر و ماده آفریدیم و شما را در ملل و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید. برترین شما پرهیزکارترین شماست.» بدینصورت براساس آیات قرآنی وجود تنوع زبانی و نژادی، نشانگر اراده و خواست خداوند می باشد و طبیعتاً سیاست آسیمیلاسیون و هضم ملل که از دوره کودتای رضاخانی شروع شده و کشورمان جمهوری اسلامی ایران، قاطعانه در راستای پایداری آن حتی خون فرزندان عدالتخواه ترک را در جای جای آدربایجان چون سولدوز، تبریز، مشگین شهر، ارومیه و غیره به زمین ریخت و کلاً آذربایجان را به خاک و خون کشاند*5، توسط رضا شاه بنیانگذاری گردیده است. چنانکه بتوانیم مبارزه و مخالفت با اراده و خواست خداوند با اجرای اینچنین سیاست استعماری و غیر انسان را در دوره رضا شاه که آنرا طاغوت می نامیم، توجیه نمائیم، در حال حاضر خصوصاً در قرن بیست و یکم امکان توجیه این این مسئله که خلاف اراده خداوند و غیر انسانی می باشد، برای دولتی مثل جمهوری اسلامی و رهبران کشورمان که اسلامیت را رکن اصلی حکومتی قرار داده ایم، وجود ندارد. طبیعتاً با این کارنامه، خواه ناخواه منطق بر مخالفت و مبارزه جمهوری اسلامی ایران با اراده خداوند گواهی می دهد. متأسفانه و یا خوشبختانه حتی در هیچ یک از کشورهائی که بقول خودمان غیر مسلمان و کافر شمرده می شوند به موردی که بدینصورت آشکارا مخالفت با اراده خداوند باشد، برنمی خوریم. متأسفانه کراهت مسئله به این هم ختم نمی شود و سیاست آسیمیلاسیون در هرکجا که اجرا گردد با اهداف استعماری یکسان سازی زبانی و فرهنگی، محو زبانها و فرهنگها را همراه دارد. اما خداوند در قرآن کریم آشکارا و بطور صریح در آیه 22 سوره روم تنوع و گوناگونی زبانی و غیره را از نشانه های خود می شمارد و می فرماید: وَمِنْ آیاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَأَلْوَانِكُمْ إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیاتٍ لِّلْعَالِمِینَ «و از نشانه های او آفرینش آسمانها و زمین و گونه گونی زبانها و رنگهای شماست.»*6 در اینجا هم این سؤال مطرح می گردد، آیا در حالیکه حتی کشورهایی بقول خودمان غیر اسلامی و کافر اگر در جهت حفظ و پایداری آن مواردی که خداوند صریحاً در قرآن کریم نشانه خود معرفی کرده، قوانینی را تصویب و به اجرا می گذارند، می توان اقدامات غیر اسلامی، غیر انسانی و استعمارگرانه کشورمان در جهت محو نشانه های خداوند را که بقول خودمان حافظ اسلام و قوانین الهی می باشد، توجیه کرد؟!! دیگر من حرفی ندارم. چونکه چیزی که ایان است چه حاجت به بیان است. البته این در حالیست که در سازمان یونسکو طرحی بنام لینگواپاکس موجود می باشد و هدف این طرح حمایت از زبانهای زنده دنیا بویژه آسیب پذیرترین آنهاست. کلاً در جوامع بین المللی جهت حفظ و پایداری زبانها خصوصاً زبانهائی که در معرض نابودی قرار دارند برنامه هائی در حال انجام می باشد و بنا به گفته فیلیکس مارتی رئیس کمیته بین المللی لینگواپاکس (صلح جهانی) “زبانها از گرانبهاترین گنجینه های بشریت اند.*7 مسئله سوم در این موضوع که بیشتر جنبه غیر انسانی و ضد بشری دارد و متأسفانه و یا خوشبختانه خصوصاً در قرن 21 بغیر از کشور ما جمهوری اسلامی ایران در هیچ جای دنیا بچشم نمی خورد، اقداماتیست که ابعاد مختلف تبعیض چون تبعیض نژادی، تبعیض زبانی، تبعیض اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و غیره را در بر می گیرد. از جمله این تبعیضات بطور خلاصه می توان به عدم رسمیت و عدم تدریس زبان اکثریت مردم کشور یعنی زبان ترکی در ایران، تحقیر ترکها، تعلق امکانات و ثروتهای عمومی کشور که نصف آن از آن ترکهاست به تبلیغ و گسترش زبان فارسی و فرهنگ فارسها به بهای محو و نسل کشی معنوی ترکها، انکار هستی ترکها، تحریف تاریخ آنها جهت تصاحب ثروتها، هستی مادی و معنوی آنها و به عبارت دیگر تلاش در جهت فارس سازی و محو معنوی ترک ها که نوعی نسل کشی محسوب می گردد، تغییر اسامی مناطق، شهرها، روستاها، رودخانه ها، کوه ها و حتی محلات و غیره، ممنوعیت نامگذاری مناطق ترکها بزبان ترکی*8، ممنوعیت استفاده زبان ترکی در نامگذاری فرزندان ترک و ممنوعیت استفاده زبان ترکی در ادارات، مؤسسات و دیگر امورات مربوطه و ده ها مورد دیگر. همه این موارد علاوه از ارتکاب ظلم و ستم ملی و بی عدالتی، ابعاد مختلف تبعیض و نهایتاً تبعیض نژادی را شامل می گردد. حال آنکه خداوند در قرآن کریم بدفعات تبعیض نژادی و برتری براساس نژاد و زبان را رد کرده است. چنانکه در سوره حجرات آیه 13 (در بالا ذکر شد4) و دیگر سوره ها از جمله آیات 8-7 سوره انبیاء و غیره آشکارا بر عدم برتری انسانها بجهت زبان و نژاد و رنگ تأکید می نماید. همچنین پیغمبر اکرم (ص) در حجة الوداع فرمود:” ایهاالناس ان ربکم واحداً و ان اباکم واحد، کلکم من آدم و آدم من تراب، لافضل لعربی علی عجمی بالتقوی” (یعنی ای مردم خدای همه یکی، پدر همه یکی است، همه فرزند آدم هستیم، آدم هم از خاک بوجود آمده، پس همه از خاک بوجود آمده ایم، ملاک شرافت جز تقوا چیزی نیست، عربها خیال نکنند که نژاد عرب بر عجم برتری دارد. هیچ نژادی بر هیچ نژادی فضیلت ندارد. برتری فقط و فقط به تقوا و درستی است.)*9 باز پیامبر اکرم (ص) در این خصوص فرموده است: “الناس کاسنان المشط سواء” یعنی (مردم همچون دانه های شانه با یکدیگر برابرند.)*10 در عین حال اجرای سیاست تحقیر ازکلیه رسانه های گروهی و ارگانهای رسمی دولت ایران برعلیه ترکها، علاوه از جنبه غیر انسانی بودن، مغایرت و تضاد اقدامات مذکور با موازین حقوق بشر و حتی عرف وعادت و بلاخص با اوامر خداوند می باشد. چنانکه خداوند در قرآن کریم در آیه 11 سوره حجرات در خصوص منع آن می فرماید: “یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا یسْخَرْ قَومٌ مِّن قَوْمٍ عَسَى أَن یكُونُوا خَیراً مِّنْهُمْ وَلَا نِسَاء مِّن نِّسَاء عَسَى أَن یكُنَّ خَیراً مِّنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِیمَانِ وَمَن لَّمْ یتُبْ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ”*11 (اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! نباید گروهى از مردان شما گروه دیگر را مسخره كنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند; و نه زنانى زنان دیگر را، شاید آنان بهتر از اینان باشند; و یكدیگر را مورد طعن و عیبجویى قرار ندهید و با القاب زشت و ناپسند یكدیگر را یاد نكنید، بسیار بد است كه بر كسى پس از ایمان نام كفرآمیز بگذارید; و آنها كه توبه نكنند، ظالم و ستمگرند!) بله گرچه اشاره به این مسئله دردآور است اما متأسفانه باید اعتراف کرد که این سیاست غیر انسانی توسط ارگانهای رسمی کشوری*12 به اجرا در می آید که سیستم و نظام آن جمهوری “اسلامی” نامیده می شود. یکی دیگر از جنبه های ماهیت مسئله جنبه بی عدالتی آن می باشد که به بیان ساده و بطور خلاصه می توان گفت که شامل مجموعه اقدامات غیر انسانی و ظلم و ستم به ملت آذربایجان و کلاً ترکهای ایران، محروم نمودن آنها از ابتدائی ترین حقوق انسانی و طبیعی و هر گونه اقدامات نژادپرستانه برعلیه ترکها در ایران را شامل می گردد که در نهایت هدف تصاحب هستی مادی و معنوی ترکها توسط فارسها و یا قربانی هستی مادی و معنوی ملت ترک بنفع ملت فارس را دنبال می کند. اما علاوه از جنبه های مختلف مسئله که ذکر شد، جنبه بی عدالتی مسئله هم کلاً برخلاف قوانین و اوامر الهی می باشد. بطوریکه خداوند صریحاً در جای- جای قرآن کریم به عدالت دعوت و از بی عدالتی نهی کرده و حتی در آیه 25 سوره حدید می فرماید: “لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَینَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِیعْلَمَ اللَّهُ مَن ینصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَیبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِی عَزِیزٌ “*13 (ما پیامبران را با دلایل روشن فرستادیم و همراه کتاب و مقیاس و وسیله اندازه گیری فرستادیم تا مردم بر میزان عدالت عمل کنند. آهن فرستادیم که فلزی محکم و با صلابت است و منافعی برای حیات بشر در بردارد. علت دیگر فرستادن پیغمبران این است که آمدن آنها وسیله امتحانی باشد و معلوم و روشن شود که چه کسی به یاری حق و اهل حق می شتابد و چه کسی نمی شتابد. خداوند نیرومند و غالب است.) همانطور که از این آیه شریف صریحاً تفهیم می گردد خداوند هدف کلی ادیان آسمانی را هم برقراری موازین عدالت ذکر می نماید. حال اینکه در کشوری اسلامی وجود کمال بی عدالتی نسبت به ترکها غیر قابل توجیه بوده و دوباره مخالفت با خواست و اراده خداوند از طرف نظام اسلامی محسوب می گردد. در آیه دیگر خداوند متعال صریحاً به انجام و رعایت عدل امر می کند. بطوریکه در قرآن کریم در آیه 90 سوره نحل می فرماید: “إِنَّ اللّهَ یأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِیتَاء ذِی الْقُرْبَى وَینْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَالْبَغْی یعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ”*14 (خداوند امر می کند به عدالت و نیکی و کمک و صله ارحام و نهی می کند از کارهای زشت و بد و ظلم. خداوند پند می دهد تا شما متذکر بشوید.) همچنین خداوند در آیه 29 سوره اعراف بر امرش مبنی بر اجرای عدالت و رعایت به آن تأکید کرده و می فرماید: “قُلْ أَمَرَ رَبِّی بِالْقِسْطِ وَأَقِیمُواْ وُجُوهَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ”*15 (بگو: «پروردگارم امر به عدالت كرده است و توجه خویش را در هر مسجد و به هنگام عبادت به سوى او كنید! و او را بخوانید، در حالى كه دین خود را براى او خالص گردانید! و بدانید همان گونه كه در آغاز شما را آفرید- بار دیگر در رستاخیز- بازمى‏گردید!) باز خداوند در آیه 58 سوره نساء هم صریحاً دعوت به عدالت نموده و می فرماید: “إِنَّ اللّهَ یأْمُرُكُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُم بَینَ النَّاسِ أَن تَحْكُمُواْ بِالْعَدْلِ إِنَّ اللّهَ نِعِمَّا یعِظُكُم بِهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ سَمِیعاً بَصِیراً”*16 (خداوند به شما فرمان مى‏دهد كه امانتها را به صاحبانش بدهید! و هنگامى كه میان مردم داورى مى‏كنید، به عدالت داورى كنید! خداوند، اندرزهاى خوبى به شما مى‏دهد! خداوند، شنوا و بیناست.) خداوند متعال حتی به عدل و عدالت آنقدر اهمیت می دهد که ایمان آوردگان را کاملاً قیام به عدالت دعوت نموده و در آیه 135 سوره نساء می فرماید: “یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ كُونُواْ قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاء لِلّهِ وَلَوْ عَلَى أَنفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَینِ وَالأَقْرَبِینَ إِن یكُنْ غَنِیاً أَوْ فَقَیراً فَاللّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلاَ تَتَّبِعُواْ الْهَوَى أَن تَعْدِلُواْ وَإِن تَلْوُواْ أَوْ تُعْرِضُواْ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیراً”*17 (اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! كاملا قیام به عدالت كنید! براى خدا شهادت دهید، اگر چه (این گواهى) به زیان خود شما، یا پدر و مادر و نزدیكان شما بوده باشد! – چرا كه- اگر آنها غنى یا فقیر باشند، خداوند سزاوارتر است كه از آنان حمایت كند. بنابراین، از هوى و هوس پیروى نكنید; كه از حق، منحرف خواهید شد! و اگر حق را تحریف كنید، و یا از اظهار آن، اعراض نمایید، خداوند به آنچه انجام مى‏دهید، آگاه است.) همانطور که ملاحظه می فرمائید خداوند صریحاً در این آیه ایمان آورندگان را کاملاً قیام به عدالت دعوت می کند هرچند که به زیان خود، پدر و مادر و نزدیکانشان که حتی فقیر باشند تمام شود و تذکر می دهد که از هوا و هوس پیروی نکنید که از حق منحرف خواهید شد. در این آیه خداوند از هوا و هوسی نهی می کند که در جهت رفع فقر و احتیاج می تواند اتفاق افتد. البته شاید با منطق برخیها بتوان مسئله رفع فقر و زیان و احتیاج با نادیده گرفتن عدالت را توجیه نمود، اما خداوند از آن هم نهی می کند. در حالیکه هوا و هوس در خصوص مسئله بی عدالتی همه جانبه نسبت به 30 میلیون ترک آذربایجانی در ایران با هدف محو و نسل کشی معنوی آنها جهت تصاحب هستی مادی و معنوی و ثروتهای آنها می باشد و دیگر نمی توان در این مورد از آن نوع هوا و هوس صحبت کرد. چونکه آن هوا و هوس که خداوند آنرا حتی نهی نموده در جهت رفع فقر می توانست رخ بدهد و با هوا و هوسی که در مورد ترکان آذربایجان در جمهوری اسلامی ایران مرتکب می شوند زمین تا آسمان فرق دارد و این هوا و هوس یک اقدام ضد الهی و ضد انسانی می باشد. باز خداوند متعال در آیه 8 سوره مائده قرآن کریم می فرماید: “یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ كُونُواْ قَوَّامِینَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ یجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ”*18 (اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! همواره براى خدا قیام كنید، و از روى عدالت، گواهى دهید! دشمنى با جمعیتى، شما را به گناه و ترك عدالت نكشاند! عدالت كنید، كه به پرهیزگارى نزدیكتر است! و از – معصیت- خدا بپرهیزید، كه از آنچه انجام مى‏دهید، با خبر است!) در این آیه هم خداوند حتی بر عدم ترک عدالت نسبت به جمعیتی که با دشمنی موجود می باشد تأکید می نماید. در اینصورت ترک عدالت و انجام اشد بی عدالتی نسبت به نیمی از مردم کشور (ترکها) که نیمی از تمامی ثروتهای مادی و معنوی آن می بایستی مخصوص به آنها باشد چگونه می تواند توجیه گردد؟ همچنین خداوند در سوره رحمان در آیه های 7، 8 و 9 نیز می فرماید: ” وَالسَّمَاء رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِیزَانَ {7} أَلَّا تَطْغَوْا فِی الْمِیزَانِ {8} وَأَقِیمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِیزَانَ”*19 (خدای رحمان آسمان را برافراشت و میزان را قرار داد. تا در میزان طغیان نكنید. بر پایه عدالت وزن كنید و در وزن كم نگذارید.) در آیه های 181 و 182 سوره اعراف هم می فرماید: “وَمِمَّنْ خَلَقْنَا أُمَّةٌ یهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ یعْدِلُونَ {181} وَالَّذِینَ كَذَّبُواْ بِآیاتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَیثُ لاَ یعْلَمُونَ”*20 (و از آنها كه آفریدیم، گروهى بحق هدایت مى‏كنند، و بحق اجراى عدالت مى‏نمایند. و آنها كه آیات ما را تكذیب كردند، به تدریج از جائى كه نمى‏دانند، گرفتار مجازاتشان خواهیم كرد.) خداوند متعال در عین حال در آیه های 21 و 22 سوره آل عمران می فرماید: “إِنَّ الَّذِینَ یكْفُرُونَ بِآیاتِ اللّهِ وَیقْتُلُونَ النَّبِیینَ بِغَیرِ حَقٍّ وَیقْتُلُونَ الِّذِینَ یأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِیمٍ {21} أُولَـئِكَ الَّذِینَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِی الدُّنْیا وَالآخِرَةِ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِینَ”*21 (كسانى كه نسبت به آیات خدا كفر مى‏ورزند و پیامبران را بناحق مى‏كشند، و – نیز- مردمى را كه امر به عدالت مى‏كنند به قتل مى‏رسانند، و به كیفر دردناك – الهى- بشارت ده! آنها كسانى هستند كه اعمال – نیكشان، به خاطر این گناهان بزرگ- در دنیا و آخرت تباه شده، و یاور و مددكار- و شفاعت كننده‏اى – ندارند.) همانطور که از فرمایشات خداوند در آیات سه سوره اخیر و آیه های قبلی آشکارا و بصورت صریح استنباط می گردد. خداوند ضمن بیان اینکه میزان را آفرید تا به عدالت داوری نمایند. حتی علت و هدف از فرستادن پیامبران و ادیان آسمانی را در اجرا و قیام به عدالت بیان نموده و در سوره اخیر ضمن بیان جزای کسی که پیامبران و عامران عدالت را به قتل می رسانند به کیفر دردناک الهی بشارت داده است. در واقع بدینصورت حتی مقام و منزلت آمران و دعوت کنندگان به اجرای عدالت را با مقام پیامبران یکی دانسته است. با دقت به آیات فوق و تطبیق و مقایسه بی طرفانه آنها در قیام عمومی خرداد ماه امسال ملت آذربایجان، می توان به این نتیجه رسید که، ملت عدالتخواه آذربایجان در جهت احقاق حقوق الهی و انسانی ترکهای ایران و آذربایجان و در نهایت در جهت امر به عدالت و جهت قیام به عدالت دست به اعتراضاتی زدند ولی از طرف کسانی که خواهان تداوم اجرای بی عدالتی و و استعمار در راستای برتری طلبی فارسی و نیز تداوم ظلم و ستم ملی بر ترکها بودند بطرز فجیعی بشهادت رسانده شدند. اما خداوند تمامی کسان حقیقی و حقوقی که عدالت خواهان را کشته، زخمی، دستگیر، شکنجه و زندانی*22 می کردند به جزای دردناک بشارت داده است. علاوه از قرآن و اوامر الهی، در فرمایشات پیامبر و امامان هم در رابطه با لزوم اجرای عدل و عدالت مطالب زیادی موجود می باشد. پیامبر اسلام می فرماید: “الملک یبقی معی الکفر و لایبقی مع الظلم” یعنی اگر یک جامعه عادل و متعادل باشد قابل بقا هست هرچند مردمش کافر باشند. اگر ظلم و تفاوتها و بلندیها و ناهمواریها در جامعهای پیدا شد آن جامعه باقی نمی ماند هرچند مردمش برحسب عقیده مسلمان باشند.*23 تصادفی نیست که ما امروز شاهد هستیم که مثل و مانند همان اعتراضاتی که در آذربایجان، خوزستان، بلوچستان، کردستان و دیگر مناطق ایران برگزار می گردد، در کشورهایی مثل سوئیس که دارای چند زبان رسمیست، کانادا دارای دو زبان رسمیست برگزار نمی گردد و حتی افغانستان عقب مانده و بی صاحب هم بعلت رسمیت چند زبان از چنان وفاق ملی و وحدت ملی برخوردار می باشد که در ایران بعلت بی عدالتی از آن وفاق و وحدت سخنی هم نمی توان بمیان آورد. جالب است که در کشورهای مذکور و نیز دیگر کشورهائی از این قبیل، از مسائل امنیتی که در ایران بجهت تبیعض نژادی، زبانی، اقتصادی و سیاسی و نیز بجهت وجود بی عدالتی در جنبه های مختلف برای ملل و اقوام غیر فارس، موجود نمی باشد. در حالیکه هزاران سال ترکها بر ایران حکومت نموده اند و بیش از ملل دیگر خصوصاً فارسها صاحب این دیار و این کشور می باشند. راستی در طول چند هزار سال پیش، زمانی که ترکها به بهای خون میلیونها فرزندان خود این کشور را تأسیس و حفظ نمودند، این نژادپرستان فارس کجا بودند؟؟؟ حالا جهت توجیه اقدامات نژادپرستانه، غیر انسانی و استعمارگرانه خود به ترکها که دوباره جهت حفظ این مملکت در راستای حق و عدالت دست به مبارزه زده اند، مارک تجزیه طلبی زده می شود. در حالیکه واقعاً مردم از این بی عدالتی ها ناراضی می باشند و این بی عدالتی و ظلم و ستم را خصوصاً از دولتی که بر پایه اعتقاد به اسلام تأسیس یافته نمی توان با وجود اینقدر نقض اوامر و احکام الهی تحمل کرد. بدون رعایت عدالت و احقاق حقوق ملت آذربایجان و کلاً تمامی ترکهای ایران، این آتش زیر خاکستر هیچ وقت خاموش نشده بلکه هر روز بیش از پیش شعله ورتر خواهد شد و نهایت… چنانکه حضرت علی (ع) می فرماید: “ان فی العدل سعة و من ضاق علیه فالجور علیه اضیق” عدالت بیش از هر چیز دیگر گنجایش دارد که همه را راضی کند. یگانه ظرفیت وسیعی که می تواند همه را در خود جمع کند و زمینه عموم گردد عدالت است.*24 پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) هم در اینزمینه می فرماید: “استووا تستوقلوبکم” یعنی معتدل و همسطح باشید و میان شما ناهمواریها و تبعیضها وجود نداشته باشد تا دلهای شما به هم نزدیک بشود و در یک سطح قرار بگیرید. یعنی اگر در کارها و موهبتها و نعمتهای خدا بین شما شکاف و فاصله افتد بین دلهای شما هم قهراً فاصله می افتد.*25 البته نباید از یاد برد که ” یك نفر مسلمان، از بدیهیات اولیه اندیشه‏های اسلامی اجتماعی اش، این‏ بوده كه امام و پیشوا و زعیم باید عادل باشد، قاضی باید عادل باشد، شاهد محكمه باید عادل باشد، شاهد طلاق یا رجوع باید عادل باشد، و از نظر یك مسلمان شیعی، امام جمعه و جماعت نیز باید عادل باشد. هر مسلمان‏ همواره در برابر پستهایی كه یك مقام عادل باید اشتغال كند احساس‏ مسؤولیت می‏كرده است. این جمله رسول اكرم زبانزد خاص و عام بود: «افضل الجهاد كلمة عدل عند امام جائر»”*26 در مسئله اعتراضات و قیام عمومی خرداد ماه آذربایجان هم دقیقاً این مسئله حائز اهمیت بوده است. بطوریکه در مقابل تبعیضات و بی عدالتی های همه جانبه که متأسفانه حتی از طرف مقامات کشوری و مجریان قوانین اسلامی (؟؟؟) در کشور اعمال می گردد (با سند و دلایل معتبر منتشر شده از طرف خود دولت در بخشهای دیگر اشاره خواهد شد) چاره ای جز قیام وجود نداشت و ندارد. چنانکه حضرت علی (ع) ازحضرت رسول (ص) نقل می کند: فانی سمعت رسول الله (ص) یقول فی غیر موطن “لن تقدس امه لایخذ للضعیف فیها حقه من القوی غیر متتعتع” از پیامبر بدفعات شنیدم که می گفت ملتی که حق فرودستان از فرادستان نگیرد هرگز رستگار نمی شود.*27 طبیعتاً در مقابل اینهمه اقدامات ضد الهی و ضد انسانی برای هر انسان آزاده و مسلمان واقعی راهی جز قیام و اعتراض وجود ندارد و همانطور که از آیات و روایات پیامبر و امامان ملاحظه می گردد اسلام هم در این شرایط به قیام و اعتراض فرا می خواند. چنانکه “درباره تصلب علی (ع) در امر عدالت، که از نظر و تعبیری باید گفت عدالت و از نظر و تعبیر باید گفت حقوق بشر، همین بس که فلسفه پذیرفتن خلافت را بعد از عثمان، بهم خوردن عدالت اجتماعی و منقسم شدن مردم بدو طبقه سیر و سیر و گرسنه و گرسنه ذکر می کند و می فرماید: «لولا حضورالحاضر، و قیام الحجة بوجود الناصر، وما اخذالله علی العلماء ان لایقاروا علی کظة ظالم و لاسغب مظلوم، لألقیت حبلها علی غاربها، ولسقیت آخرها بکأس أولها» اگر نبود که عده ای بعنوان یار و یاور به در خانه ام آمدند و برمن اتمام حجت شد، دیگر اینکه خداوند از دانایان و روشن ضمیران عهد و پیمان گرفته که هر وقت اوضاعی پیش آید که گروهی آن قدر اموال و ثروتها و موهبتهای الهی را به خودشان اختصاص بدهند و آن قدر بخورند که از پرخوری بیمار شوند و عده ای آنقدر حقوقشان پایمال بشود که مایه سد جوعی هم نداشته باشند، در همچو اوضاع و احوال، این دانایان و روشن ضمیران نمی توانند بنشینند و تماشاچی و حداکثر متأسف باشند. اگر همچو وظیفه ای در حال حاضر احساس نمی کردم کنار می رفتم و افسار خلافت را در دست نمی گرفتم و مانند روز اول پهلو تهی می کردم.”*28 اما سخن آخر اینکه عدل یکی از اصول دین و یا بعبارت دیگر اصول مذهب ما شیعیان می باشد. چنانکه به گفته شهید مطهری “اصول دین را 5 چیز می شماریم: توحید، عدل، نبوت، امامت، معاد. عدل و امامت اختصاصاً در شیعه از اصول دین شمرده شده و گاهی ایندو را اصل مذهب می نامند که البته مقصود اینست که از نظر اسلام شناسی این مذهب و از دید پیشوایان این مذهب، عدل و امامت هم از اصول اسلام است. پس معلوم می شود از نظر مذهب و طریقه ما اصل عدل بسیار مهم است و در ردیف مسائلی از قبیل مسائل اخلاقی نیست.”*29 طبیعتاً تخطی از اصول اسلام و دهها مورد نقض، مخالفت و حتی مبارزه بی امان با اوامر و نشانه های خداوند متأسفانه مسلمان بودن ما و هر مسئول اجرائی در کشورمان را بشدت زیر سؤال می برد. تازه براساس اصل اول قانون اساسی کشورمان “حکومت ایران جمهوری اسلامی است که ملت ایران، بر اساس اعتقاد دیرینه‏اش به حکومت حق و عدل قرآن،…”*30 و براساس اصل دوم آن “جمهوری اسلامی، نظامی است بر پایه ایمان به:‏ 1. خدای یکتا (لا اله الا الله) و اختصاص حاکمیت و تشریع به او و لزوم تسلیم در برابر امر او. 2. وحی‏ الهی و نقش بنیادی آن در بیان قوانین. 3. معاد و نقش سازنده آن در سیر تکاملی انسان به سوی خدا. 4. عدل خدا در خلقت و تشریع. 5. امامت و رهبری مستمر و نقش اساسی آن در تداوم انقلاب اسلام. 6. کرامت و ارزش والای انسان و آزادی توأم با مسیولیت او در برابر خدا، که از راه‏‏: o اجتهاد مستمر فقهای جامع‏الشرایط بر اساس کتاب و سنت معصومین سلام الله علیهم اجمعین، o استفاده از علوم و فنون و تجارب پیشرفته بشری و تلاش در پیشبرد آنها، o نفی هر گونه ستمگری و ستم‏کشی و سلطه‏گری و سلطه‏پذیری، قسط و عدل و استقلال سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و همبستگی ملی را تأمین می‌کند.*31 چنانکه از موارد فوق الذکر ملاحظه می فرمائید، دلایل وجود تضاد فاحش بین عمل مسئولان و مجریان کشور و اصول اسلام، اوامر خداوند و قانون اساسی کشورمان چنان واضح و آشکار می باشد که حقیقتاً که احتیاجی به هیچگونه توضیحی نمی ماند. تنها و تنها می توان از این اقدامات ضد الهی، ضد اسلامی و ضد انسانی تأسف و شرم نمود. تصادفی نیست که تعدادی از علماء و روحانیون عدالتخواه آذربایجان هم در حال حاضر بجهت مبارزه با بی عدالتی و شرک موجود در زندانهای کشورمان جمهوری اسلامی ایران زندانی شده اند. در اینجا دیگر چاره ای نمی ماند جز استفاده از سخن امام حسین (ع) که در کربلا فرمودند که اگر دین ندارید لااقل آزاد مرد باشید. اگر خداوند، اوامر خداوند، قرآن و موازین اسلام برایتان اهمیت ندارد لااقل آزادمرد باشید و به حقوق بشر رعایت کنید. منابع: 1- مجله العرفان ، سوریه، جلد 8 شماره های 2، 3، 4، 5 در سال های 1922 و 1923 كه به عربی چاپ شده و بعد توسط اوان زگال، كسروی شناس و ریاضیدان معاصر آمریكائی به انگلیسی ترجمه شده است. ترجمه فارسی آن از پرفسور محمد علی شهابی در سایت خط سوم موجود می باشد.- سایت سؤزوموز. 2- پروفسورمحمد تقی زهتابی، « ایران توركلرینین اسكی تاریخی » جلد 1، تبریز اختر نشریاتی 1379، ص.9 3- مجله « باكو- تبریز» شماره 001 ، باكو 2005، ص.23 و نیز مراجعه شود به “یاشار تبریزی، نشریه دانشجوئی دانشگاه علم و صنعت ایران، ترکها و ایران (موجودیت هویت و راهمان)، تهران، چاپ دوم، همچنین سایت تریبون، آزادتریبون و سایت www.ethnologue.com و نیز مراجعه گردد به (در نشریه “مبین” فصلنامه علمی، تخصصی سازمان حفاظت اطلاعات وزارت دفاع، شماره 4 سال 1380، ص90، ترکهای آذربایجان در ایران بغیر از دیگر ترکها چون ترکمنها و غیره 25 میلیون نفر ذکر گردیده است.) 4- قرآن کریم، سوره حجرات، آیه 13 5- گزارش ماهانه ( تیر 1385 ) در مورد نقض گسترده، مستمر و برنامه ریزی شده حقوق بشر در ايران- قتل مردم توسط نیروهای امنیتی و انتظامی: 144 ـ عسگر قاسمی، همت اسم زاده، حسین فتحی پور، محمد علی جنت نیا، توحید آذریون در شهرستان نقده، بهزاد صبوحی نژاد، رضا میرزا آقاپور در تبریز، فرزاد اسدپور، ایواز سیاحی در ارومیه و جلیل عابدی در مشکین شهر در جریان اعتراضات مردمی ماه گذشته در شهرهای آذربایجان بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی و انتظامی کشته شدند. (کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان 20/4/85 ) همچنین اکثر سایتهای آذربایجانی منجمله سایت سانیوز. 6- قرآن کریم، سوره روم، آیه 22 7- نشریه “وارلیق” ، شماره 4-123، تهران زمستان 138، زبانهای احیا شده نقل از گزارش گفت و گو، ص. 60 8- آئین نامه نامگذاری شهرها، خیابانها، اماكن و موسسات عمومی مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی به تاریخ ٦-٩-٧٥ 9- استاد شهید مطهری، بیست گفتار، چاپ هفتم پاییز 1370، انتشارات صدرا، ص. 109 10- استاد شهید مطهری، بیست گفتار، چاپ هفتم پاییز 1370، انتشارات صدرا، ص. 130 11- قرآن کریم، سوره حجرات، آیه 11 12- سایت رادیو استقلال، www.radist.org 13- قرآن کریم، سوره حدید، آیه 25 14- قرآن کریم، سوره نحل، آیه 90 15- قرآن کریم، سوره اعراف، آیه 29 16- قرآن کریم، سوره نساء، آیه 58 17- قرآن کریم، سوره نساء، آیه 135 18- قرآن کریم، سوره ماعده، آیه 8 19- قرآن کریم، سوره رحمان، آیات 7، 8 و 9 20- قرآن کریم، سوره اعراف، آیات 182-181 21- قرآن کریم، سوره آل عمران، آیات 22-21 22- گزارش ماهانه ( تیر 1385 ) در مورد نقض گسترده ، مستمر و برنامه ریزی شده حقوق بشر در ايران، دستگیری فعالین سیاسی، فرهنگی و اجتماعی: 56 ـ به گفته حجت اسلام نجف آقازاده رئیس کل دادگستری استان آذربایجان شرقی، در جریان اعتراضات مردمی تبریز 330 نفر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده اند. وی افزود: در جریان اعتراضات مردمی در شهرستان مرند 9 نفر و شهرستان اهر 5 نفر توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده اند، متهمین در دادگاه انقلاب محاکمه خواهند شد. ( ایلنا 1/4/85 ) 57 ـ به گفته غلامرضا خلف رضایی رئیس کل دادگستری استان اردبیل، در جریان اعتراضات مردمی در اردبیل 325 نفر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند، که از این تعداد 35 نفر هنوز در زندان بسر می برند. ( ایلنا 3/4/85 ) 58 ـ دفتر تحکیم وحدت با صدور اطلاعیه ای اسامی و مشخصات 153 نفر از فعالین سیاسی، فرهنگی و روزنامه نگاران آذربایجانی را که در شهرهای تبریز، تهران، ارومیه، اردبیل، مشکین شهر، خوی، پارس آباد مغان، مرند، مراغه، میاندوآب و اهر بازداشت شده اند را اعلام کرد.( ادوار نیوز 6/4/85) 23- استاد شهید مطهری، بیست گفتار، چاپ هفتم پاییز 1370، انتشارات صدرا، ص. 93 24- استاد شهید مطهری، بیست گفتار، چاپ هفتم پاییز 1370، انتشارات صدرا، ص. 22 25- استاد شهید مطهری، بیست گفتار، چاپ هفتم پاییز 1370، انتشارات صدرا، ص. 107 26- استاد شهید مطهری، عدل الهی، چاپ هفتم: آبان 1372، انتشارات صدرا، ص. 34 27- نهج البلاغه، نامه به مالک اشتر (53 نامه فراز 111) 28- استاد شهید مطهری، بیست گفتار، چاپ هفتم پاییز 1370، انتشارات صدرا، ص. 19 29- استاد شهید مطهری، بیست گفتار، چاپ هفتم پاییز 1370، انتشارات صدرا، ص. 9 30- قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل 1 31- قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل 2

جک15

آگوست 29, 2007

یه فارس سگ زنگ می زنه اداره هوا شناسی می گه آقا دستتون درد نکنه امروز هوا خیلی خوب بود.

یه روز به یه فارسه میگن اگه یه کامیون پول بهت بدیم چیکار می کنی؟میگه سه تومن میگیرم خالی می کنم

یه روز به یه فارسه میگن اگه یه کامیون پول بهت بدیم چیکار می کنی؟میگه سه تومن میگ یرم خالی می کنم

یه روز به یه فارسه میگن اگه یه کامیون پول بهت بدیم چیکار می کنی؟میگه سه تومن میگیرم خالی می کنم

یه روز به یه فارسه میگن اگه یه کامیون پول بهت بدیم چیکار می کنی؟میگه سه تومن میگیرم خالی می کنم

از فارس سگ می پرسن , کدوم پیغمبر تمام جیوانات رو سوار کشتی کرد ؟ فارس سگ میکه , حضرت یوگی

یه گاوه سرمامیخوره به جای شیربستنی میده

ازیه فارس سگ میپرسن فرق کلاغ چیست میگه این بالش از اون بالش مساویتره

سنگین

روزی شخصی از بهلول پرسید: چرا خواب برخی از افراد سنگین است. بهلول گفت :برای آنکه عقل آنها سبک است. خواننده محترم افتاد.

یه فارس سگ میره خواستکاری زیر شلواریشو می بره میکن جرا زیر شلواریتو میبری میکه شاید کارمون جور شد خواستم شب بمونم 2 فارس سگ میره کران قیمت ترین کتو شلوار میخره میره بیش دوستش میکه اکه کفتی من کجای هستم میکه خوب فارس سگمیکه از کجا فهمیدی دوستش میکه خوب فارس سگا کتشون تو شلوار میکن

یه روز یه فارس سگ از یه نفر میپرسه , ببخشید آقا قبله کدوم طرفه: یارو میگه به طرف راست, فارس سگ میگه: ببخشید آقا خیلی باید برم.

یهروز یه پسر فارس سگ میره خونه باباش میبینه پسره دوچرخه دخترونه همراشه باباهه میگه پسرم اینو از کجا اوردی میگه بابا با دوست دخترم رفته بودیم پارک روی صندلی که نشستیم دختره دکمه هاشو باز کرد گفت تقی هر چی میخوای مال تو منم دوچرخشو برداشتم در رفتم

 

یه روز رشتیه بچه دار نمی شده بالای دره خونش می نویسه :( به یاری سبزتان نیازمندیم)

 

یه نفر میمیره میره بهشت بعد میبینه خدا به جهنمیا پلو و خورشت میده ولی به بهشتیا نون و پنیرو و سبزی.معترض میشه میگه خدایا به ما بهشتیا که انقدر کمیم نون پنیر سبزی میدی ولی به جهنمیا که بیشترن پلو خورشت؟خدا میگه منکه نمیتونم به خاطره چند نفر دیگ بار بزارم

 

یه فارس سگ توی دستشویی میمیره روحش توی هواکش گیر میکنه

فارس سگ بچش رو میندازه بالا یادش میره بگیره

می ره جبهه خمپاره می خوره بغل پاش میترسه پشماش می ریزه

فارس سگ با دوست دخترش میرن پارک دختره میگه احد بریم پشت اون درختا کار خلاف شرع کنیم فارس سگ می خنده میگه اره بریم بشاشیم فرار کنیم.

یه روز یه فارس به فارس دیگه میگه شنیدم شما به سگ میگین داداش فارس سگ میگه اره داداش

فارس سگ سوار قطار میشه قطارکه راه می افته فارس سگ دستشوییش میگیره میره دستشویی در دستشویی رو که بازمی کنه عکس خودش رو تو ایینه میبینه سریع در رو میبنده یک ساعت منتظرمیمونه امانمی یاد بیرون میره پیش رییس قطار میگه اقای رییس من دو ساعت منتظرم رییس میاد درو وامیکنه عکس خودشو تو ایینه میبینه سریع در رومیبنده میگه مرتیکه این که رییس قطاره

فارس سگ میره مشهد جلوی حرم میگه یا امام علی قربون دو دست بریدت فدای لب تشنت ÷س کی ظهو رمیکنی خسته شدم از بس اومدم قم!!!!!!!!!!!!!!!

فارس سگ یک زن بلند مکنه میبره مهدیه تهران . مامورا می گیرنش مگین آخه اینجا چرا آوردی و این غلطها را اینجا میکن . میگه بابا تلویزیون هرشب تبلیغ می کنه : مکان مهدیه نهران

فارس سگ میره شکار خرگوش، صدای هویج در میاره!

فارس سگ تو کلیسا نشسته بوده، یهو می‌بینه یه دختر خیلی میزون میاد تو. میدوه میره پشتِ یه مجسمه قایم میشه. دختره میاد میشینه جلوی محراب و میگه: ای خدا! تو به من همه چی دادی، پول دادی، قیافه دادی، خانواده خوب دادی…فقط ازت یه چیز دیگه میخوام..اونم یه شوهر خوبه …یا حضرت مسیح‌! خودت کمکم کن! فارس سگ از پشت مجسمه میاد بیرون میگه: عیسی هل نده!‌ خودم میرم

فارس سگ و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمی‌زدند. زن فارس سگ وقتی شب میره بخوابه، یک یادداشت برای فارس سگ می‌گذاره که: منو فردا ساعت 6 بیدار کن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا میشه، ‌می‌بینه فارس سگ براش یک یادداشت گذاشته که: پاشو زنیکه سگ! ساعت شیشه!

فارس سگ از ساختمون ده طبقه میفته پایین، همه جمع میشن دورش، ازش میپرسن: آقا چی شده؟ میگه: به خدا منم تازه رسیدم

فارس سگ میره امام رضا احساساتی میشه میگه:‌ امام علی قربون لب تشنت برم پس کی ظهور میکنی؟

فارس سگ زنگ میزنه خونه دوست دخترش، باباش ور میداره، هول میشه میگه: ببخشید توپمون افتاده

یارو فارس سگ تو جبهه پشت ضد هوایی بوده میزنه یه هواپیما رو میندازه. خلبانه با چتر نجات میپره بیرون، فارس سگ میگه: بچه‌ها در رین صاحابش اومد!

فارس سگ زنگ میزنه خونه دوست دخترش،‌ بابای طرف گوشی رو برمیداره، هول میشه میگه: ‌ساعت شانزده و پنجاه و چهار دقیقه!

فارس سگ زنگ میزنه خونه دوست دخترش،‌ بابای طرف گوشی رو برمیداره، هول میشه میگه: ‌ساعت شانزده و پنجاه و چهار دقیقه!

فارس سگ هرشب دو لیوان بالای سر رختخوابش میگذاشت .یکی پر و یکی خالی. دوستش از او می پرسد؟ برای چه این کار می کنی؟ جواب می دهد. اگر تشنم شدبخورم .می پرسد لیوان خالی برای چیست؟ فارس سگ جواب می دهد اگر تشنم نشد چی؟؟

 سگ می خواسته مسا بقه بیست سوالی برای دوستاش طرح کنه می گه هر که تونس بگه تو جیب من چیچیه یدونشو میدم نیمرو کنه

فارس سگ سیدی می خره می بینه وسطش سوراخه میندازتشت تو سطل آشغال .

به کرده میگن چرا کرد شدی میگه اون زمان امکانات کمبود

   روز 2 تا جوجه تیغی تو خیابون راه میرفتند که یه کیوی رو از دور میبینن یکی از جوجه تیغیا به اون یکی میگه اون فامیله منه تازه از سربازی اومده!!!
داشته می رفته بالای تیر چراغ برق ازش میپرسن کجا میری؟ میگه دارم میرم توت بخورم میگن اینکه درخت توت نیست میگه توت تو جیبمه

یه بار یه ابادانی رو می خواسن زجر کش کنن ابادانی رو می بستن به تنه درخت نوار بندری می زارن

از یک |قای رشتی می پرسند:زن رشتی صبح که از خواب پا میشه چکار میکنه؟ میگه:میره خونش

از یک مار افسرده میپرسند اقا چرا شما افسرده شده اید میگه 8 سال عاشق یک دختره شده بودم که اخرش دیدم شلنگه!!!

یه روزی چوپان بره ها را به چراگاه میبره یکی از اون بره ها وقتی علف میخوره متوجه فنری که در داخل علف بود نمیشه وفنرو همراه علف میخوره موقعی که بع بع می کنه میگه ببببببعععععع ببببعععع

 

یه روزی چوپان بره ها را به چراگاه میبره یکی از اون بره ها وقتی علف میخوره متوجه فنری که در داخل علف بود نمیشه وفنرو همراه علف میخوره موقعی که بع بع می کنه میگه ببببببعععععع ببببعععع

  یه بار یه فارس سگ داشته تلو زیون نگاه میکرده می زنه کانل 1 2 3 4 5 می بینه فیلم جنگیه جو می گیردش سینه خیز میره تلو ز یون رو خاموش می کنه

رشتیه بچه دار میشه روی پرچم می نویسه از اهالی محترم محل متشکریم

یه روز به یه فارسه میگن اگه یه کامیون پول بهت بدیم چیکار می کنی؟میگه سه تومن میگیرم خالی می کنم

جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک

جک13

آگوست 29, 2007

جک جک جک جک جک جک جک بنده خدا زن میگیره، همون شب اول به زنش میگه: اینجا خونه بابات نیست که بخوری و بخوابی، اینجا خونه منه، باید بخوابی و

جک جک جک جک جک جک جکجک جک جک جک جک جک جکجک جک جک جک جک جک جکجک جک جک جک جک جک جکجک جک جک جک جک جک جکجک جک جک جک جک جک جکجک جک جک جک جک جک جکجک جک جک جک جک جک جکجک جک جک جک جک جک جکجک جک جک جک جک جک جکجک جک جک جک جک جک جکجک جک جک جک جک جک جکجک جک جک جک جک جک جکجک جک جک جک جک جک جکجک جک جک جک جک جک جکجک جک جک جک جک جک جکجک جک جک جک جک جک جکجک جک جک جک جک جک جکجک جک جک جک جک جک جکجک جک جک جک جک جک جکجک جک جک جک جک جک جکجک جک جک جک جک جک جکجک جک جک جک جک جک جکجک جک جک جک جک جک جکجک جک جک جک جک جک جکجک جک جک جک جک جک جکجک جک جک جک جک جک جکجک جک جک جک جک جک جکجک جک جک جک جک جک جکجک جک جک جک جک جک جکجک جک جک جک جک جک جکجک جک جک جک جک جک جکجک جک جک جک جک جک جکجک جک جک جک جک جک جکجک جک جک جک جک جک جکجک جک جک جک جک جک جکجک جک جک جک جک جک جکجک جک جک جک جک جک جکجک جک جک جک جک جک جکجک جک جک جک جک جک جکجک جک جک جک جک جک جک ببم جان ميگه: از كلاس اول به بچه‌ها ميگن: بابا آب داد. ولي نميگن: بابا كجا رو آب داد كه اين مصيبت شروع شد!

 به بنده خدا ميگن:‌ آروغ چيه؟ ميگه:‌ سلسله بادهاي صداداري كه راهشون رو در دستگاه گوارشي گم كرده‌اند!

 به خوش غيرت ميگن: چرا بچه‌دار نمي‌شي؟ ميگه: ارثيه، بابام هم بچه‌دار نميشد!

 بنده خدا ميره پمپ بنزين و باك سمندشو پر مي‌كنه و ميگه: چقدر شد؟ كارگر جايگاه ميگه: 350 تومان! بنده خدا در گوش كارگر جايگاه ميگه: شاه برگشته؟ كارگر جايگاه ميگه: نه جونم، قيمت گازوئيل همينه                                                                       

 سلیقه قزوینی

 بازيکن مورد علاقه : اليور کا ن

هنر پيشه مورد علاقه : ليوناردو  دي کاپريو

شهر مورد علاقه : کانزاسيتي

شغل مورد علاقه : کانديد شدن

کار مورد علاقه : آمپول زدن

سنگ مورد علاقه : ک*ا ن ي

کشور مورد علاقه : کانادا

مکان مورد علاقه : کانال سويز

شعر مورد علاقه : کبوتر بچه کرده کاش بودي مي ديدي

 یارو میره آمپول بزنه، تا دکتر سوزن رو میزنه، پا میشه داد میزنه: حیوون، مگه کوری، سوراخ به این گندگی، چرا میزنی بغلش؟

 يه روز يه یارو ميره ختم موقع بيرون اومدن همه ميگن خدا بيامرزدش فارس سگ يادش ميره چي بگه ميگه(ببخشيد که مرد).
 

 دیگه نمیدی؟قبلا که میدادی؟ناز نکن؟وقتی میدی حال میکنم؟آخه من که پولشو میدم!قول میدم به کسی نگم.زود باش به من اس ام اس بده دیگه!
 

 گاو نر افتاد دنبال گاو ماده .گاو ماده فرار کرد تا آخر تو یه کوچه بن بست گیر افتاد.برگشت ازش پرسید:از جون من چی میخوای ؟نره گفت مااااااااااااااااااااااچ!

 به نيت 124000تا پيامبر صلوات بفرست و اين اس ام اس رو براي 124000نفر بفرست .انشاالله تا اخر اين ماه خبر خوشي از طرف مخابرات بهت مي رسه

 فيلسوف لر :دايره زندگي مثل مستطيل 3 ضلع دارد : عشق و محبت
 

 به 3تا دیوونه 1پرتغال رو نشون میدن و میگن این چیه اولی میگه سیب دومی میگه گلابی سومی میگه پرتغال سومی رو آزاد میکنن بعد موقع رفتن میگه دروغ گفتم گیلاس بود.
 

 امام جمعه رشت: ما الان در امر خود کفایی به مرحله ای رسیدیم که 20 درصد بچه هامون رو خودمون تولید می کنیم

 به رشتیه می گن: تو خونتون مرد سالاریه یا زن سالاری؟ می گه: هیچ کدوم مردم سالاری 

 رشتی یه میره خونشون می بینه دخترش با یه پسره تو خونه تنهاس میگه چشمم روشن حتما از فردا سیگارم می کشی

   زن رشتيه شب دير مياد خونه، شوهرش مي‌پرسه: كجا بودي؟ زن: چند تا مرد به من تجاوز كردند! مرد: تجاوز 10 دقيقه طول مي‌كشه، بقيه‌شو كجا بودي؟

 

جک12

آگوست 29, 2007

 جک جک ج

فارسه از تاکسي پياده ميشه درو محکم ميبنده ميگه پدر سگ خودتي … راننده ميگه من که جيزي نگفتم ! فارسه ميگه بعدا که ميگي

 …...…...

فارسه از تاکسي پيادک ميشه درو محکم 

فارسه از تاکسي پياده ميشه درو محکم ميبنده ميگه پدر سگ خودتي … راننده ميگه من که جيزي نگفتم ! فارسه ميگه بعدا که ميگي

اگه یکی بهت روزی 1 اس ام اس زد بدون ازت خوشش میاد اگه 2 تا فرستاد بدون براش مهمی اگه 3 تا شد بدون دوست داره اگه 4 تا شد بدون موبایل خودش نیست

…...….………… ……… .

توی دنیا عاشقا چه بی کسن عاشقا عاقبتش خار و خسن اینار و گفتم برات تا بدونی عاشقی خیلی خطرناکه حسن

…...….………… ……… .

چشماتو دايورد کردی رو دلم خيالی نيست . حداقل از ويبره درشون بيار تا انقدر دلمو نلرزونه

 …...….………… ……… .

نيروي انتظامي اعلام كرد از فردا دخترايي كه مانتوي تنگَ، شلوار كوتاه، موي بلند، روي سياه، ناخن دراز، واهو واهو واه

 …...….………… ……… .

اگه يه روز تو رو فروختم، فكر نكن آدم فروشم، من گل فروشم


 

 …...….………… ……… .

دوتا مگس سر يه گه نشسته بودن داشتن گه خوري ميكردن مگس اوليه ميگه:‌ميدوني اين گهي كه ما ميخوريم مال يكي كه اسهال شده بود مگس دومي ميگه:اه سر غذا حالم رو به هم نزن.

 …...….………… ……… .

زن : لباس خوابمو درآر مرد : باشه زن : سوتينمو باز کن مرد : باشه زن : حالا شورتمو درآر .. بدو مرد : باشه زن:ديگه نبينم لباساي منو بپوشيا

…...….………… ……… .

رفاقت با وفا بودن شرط مردانگی است / ورنه با یک استخوان صد سگ رفیقت می شوند.

 …...….………… ……… .

آرزو دارم شبي عاشق شوي. آرزو دارم بفهمي درد را. تلخي برخوردهاي سرد را. مي رسد روزي که بي من لحظه ها را سر کني. مي رسد روزي که مرگ عشق را باور کني. مي رسد روزي که شبها در کنار عکس من نامه هاي کهنه ام را مو به مو از بر کني

 …...….………… ……… .

خانومه 8 قلو بچه دار مي شه، ولي مي بينن هر كدوم از بچه هاش يه رنگي هستن! تحقيق مي كنن مي بينن به جاي قرص ضد حاملگي اسمارتيز خورده بوده

 …...….………… ……… .

يه فارس سگ داشته بلند بروازي ميكرده با تير كمون ميزننش

 …...….………… ……… .

اهل قزوینم روزگارم بد نیست مهدکودک دارم با هفت هشت تابچه توپولی و موپولی برده ام تک تکشان را زیر آن سرو بلند پشت آن کپه خاک آب راگل نکنید شاش را ول نکنید شاید آن پایینتر کودکی میشوید ک…و…ن خود را در آب “سهراب قزوینی

 …...….………… ……… .جک

ميدوني معني سي ان جي چيه؟ يعني سوخت نداريم جيگر

 …...….………… ……… .

یه نفر خودشو دار مي‌زنه، بعلت ضربه مغزي مي‌ميره! ميان مي‌بينند با كِش خودشو دار زده

…...….………… ……… .

الهی بشينی رو جوجه تيغی. الهی بری قزوين بند کفشت باز بشه. الهی نخود بخوری نتونی بگوزی. الهی جيشت بگيره کمربندت باز نشه. الهی بری حموم واجبی بکشی آب قطع بشه

 …...….………… ……… .

اگه یکی بهت روزی 1 اس ام اس زد بدون ازت جکمیاد اگه 2 تا فرستاد بدون براش مهمی اگه 3 تا شد بدون دوست داره اگه 4 تا شد بدون موبایل خودش نیست

…...….………… ……… .

توی دنیا عاشقا چه بی کسن عاشقا عاقبتش خار و خسن اینار و گفتم برات تا بدونی عاشقی خیلی خطرناکه حسن

…...….………… ……… .

چشماتو دايورد کردی رو دلم خيالی نيست . حداقل از ويبره درشون بيار تا انقدر دلمو نلرزونه

 …...….………… ……… .

نيروي انتظامي اعلام كرد از فردا دخترايي كه مانتوي تنگَ، شلوار كوتاه، موي بلند، روي سياه، ناخن دراز، واهو واهو واه

 …...….………… ……… .

اگه يه روز تو رو فروختم، فكر نكن آدم فروشم، من گل فروشم


 

 …...….………… ……… .

دوتا مگس سر يه گه نشسته بودن داشتن گه خوري ميكردن مگس اوليه ميگه:‌ميدوني اين گهي كه ما ميخوريم مال يكي كه اسهال شده بود مگس دومي ميگه:اه سر غذا حالم رو به هم نزن.

 …...….………… ……… .

زن : لباس خوابمو درآر مرد : باشه زن : سوتينمو باز کن مرد : باشه زن : حالا شورتمو درآر .. بدو مرد : باشه زن:ديگه نبينم لباساي منو بپوشيا

…...….………… ……… .

رفاقت با وفا بودن شرط مردانگی است / ورنه با یک استخوان صد سگ رفیقت می شوند.

 …...….………… ……… .

آرزو دارم شبي عاشق شوي. آرزو دارم بفهمي درد را. تلخي برخوردهاي سرد را. مي رسد روزي که بي من لحظه ها را سر کني. مي رسد روزي که مرگ عشق را باور کني. مي رسد روزي که شبها در کنار عکس من نامه هاي کهنه ام را مو به مو از بر کني

 …...….………… ……… .

خانومه 8 قلو بچه دار مي شه، ولي مي بينن هر كدوم از بچه هاش يه رنگي هستن! تحقيق مي كنن مي بينن به جاي قرص ضد حاملگي اسمارتيز خورده بوده

 …...….………… ……… .

يه فارس سگ داشته بلند بروازي ميكرده با تير كمون ميزننش

 …...….………… ……… .

اهل قزوینم روزگارم بد نیست مهدکودک دارم با هفت هشت تابچه توپولی و موپولی برده ام تک تکشان را زیر آن سرو بلند پشت آن کپه خاک آب راگل نکنید شاش را ول نکنید شاید آن پایینتر کودکی میشوید ک…و…ن خود را در آب “سهراب قزوینی

 …...….………… ……… .

ميدوني معني سي ان جي چيه؟ يعني سوخت نداريم جيگر

 …...….………… ……… .

یه نفر خودشو دار مي‌زنه، بعلت ضربه مغزي مي‌ميره! ميان مي‌بينند با كِش خودشو دار زده

…...….………… ……… .

الهی بشينی رو جوجه تيغی. الهی بری قزوين بند کفشت باز بشه. الهی نخود بخوری نتونی بگوزی. الهی جيشت بگيره کمربندت باز نشه. الهی بری حموم واجبی بکشی آب قطع بشه

ميبنده ميگه پدر سگ خودتي … راننده ميگه من که جيزي نگفتم ! فارسه ميگه بعدا که ميگي

 …...….………… ……… .

اگه یکی بهت روزی 1 اس ام اس زد بدون ازت خوشش میاد اگه 2 تا فرستاد بدون براش مهمی اگه 3 تا شد بدون دوست داره اگه 4 تا شد بدون موبایل خودش نیست

…...….………… ……… .

توی دنیا عاشقا چه بی کسن عاشقا عاقبتش خار و خسن اینار و گفتم برات تا بدونی عاشقی خیلی خطرناکه حسن

…...….………… ……… .

چشماتو دايورد کردی رو دلم خيالی نيست . حداقل از ويبره درشون بيار تا انقدر دلمو نلرزونه

 …...….………… ……… .

نيروي انتظامي اعلام كرد از فردا دخترايي كه مانتوي تنگَ، شلوار كوتاه، موي بلند، روي سياه، ناخن دراز، واهو واهو واه

 …...….………… ……… .

اگه يه روز تو رو فروختم، فكر نكن آدم فروشم، من گل فروشم


 

 …...….………… ……… .

دوتا مگس سر يه گه نشسته بودن داشتن گه خوري ميكردن مگس اوليه ميگه:‌ميدوني اين گهي كه ما ميخوريم مال يكي كه اسهال شده بود مگس دومي ميگه:اه سر غذا حالم رو به هم نزن.

 …...….………… ……… .

زن : لباس خوابمو درآر مرد : باشه زن : سوتينمو باز کن مرد : باشه زن : حالا شورتمو درآر .. بدو مرد : باشه زن:ديگه نبينم لباساي منو بپوشيا

…...….………… ……… .

رفاقت با وفا بودن شرط مردانگی است / ورنه با یک استخوان صد سگ رفیقت می شوند.

 …...….………… ……… .

آرزو دارم شبي عاشق شوي. آرزو دارم بفهمي درد را. تلخي برخوردهاي سرد را. مي رسد روزي که بي من لحظه ها را سر کني. مي رسد روزي که مرگ عشق را باور کني. مي رسد روزي که شبها در کنار عکس من نامه هاي کهنه ام را مو به مو از بر کني

 …...….………… ……… .

خانومه 8 قلو بچه دار مي شه، ولي مي بينن هر كدوم از بچه هاش يه رنگي هستن! تحقيق مي كنن مي بينن به جاي قرص ضد حاملگي اسمارتيز خورده بوده

 …...….………… ……… .

يه فارس سگ داشته بلند بروازي ميكرده با تير كمون ميزننش

 …...….………… ……… .

اهل قزوینم روزگارم بد نیست مهدکودک دارم با هفت هشت تابچه توپولی و موپولی برده ام تک تکشان را زیر آن سرو بلند پشت آن کپه خاک آب راگل نکنید شاش را ول نکنید شاید آن پایینتر کودکی میشوید ک…و…ن خود را در آب “سهراب قزوینی

 …...….………… ……… .

ميدوني معني سي ان جي چيه؟ يعني سوخت نداريم جيگر

 …...….………… ……… .

یه نفر خودشو دار مي‌زنه، بعلت ضربه مغزي مي‌ميره! ميان مي‌بينند با كِش خودشو دار زده

…...….………… ……… .

الهی بشينی رو جوجه تيغی. الهی بری قزوين بند کفشت باز بشه. الهی نخود بخوری نتونی بگوزی. الهی جيشت بگيره کمربندت باز نشه. الهی بری حموم واجبی بکشی آب قطع بشه

………. ……… .

جک11

آگوست 29, 2007
  

جکه بی مزه
به فارس سگ میگن شیری یا روباه میگه مگه سگ چشه

جک 

همشهری
یک فارسی توی راه سگ می بینه میگه سلام همشهری

 جک

امکانات فارسی
به فارس سگ میگن چرا فارس سگ شدی میگه امان ازدست رفیق ناباب

جک
 

فارس سگ
ازفارس سگ پرسیدن به مازندران کی میری گفت اگه مشهدبه طلبه


  جک

هوا شناسی  
یه فارس سگ زنگ می زنه اداره هوا شناسی می گه آقا دستتون درد نکنه امروز هوا خیلی خوب بود.

 

حیوانات
از فارس سگ می پرسن , کدوم پیغمبر تمام جیوانات رو سوار کشتی کرد ؟ فارس سگ میکه , حضرت یوگی

جک 

گاو
یه گاوه سرمامیخوره به جای شیربستنی میده

 

فرق
ازیه فارس سگ میپرسن فرق کلاغ چیست میگه این بالش از اون بالش مساویتره

 

چراغ راهنما
به لره میگن برو ببین چراغ راهنما ماشین کار میکنه میره نگاه میکنه ومیگه (کار میکنه کار نمیکنه کار میکنه کار نمیکنه)

 

خواب سنگین
روزی شخصی از بهلول پرسید: چرا خواب برخی از افراد سنگین است. بهلول گفت :برای آنکه عقل آنها سبک است. خواننده محترم افتاد.

 

خواستکاری
یه فارس سگ میره خواستکاری زیر شلواریشو می بره میکن جرا زیر شلواریتو میبری میکه شاید کارمون جور شد خواستم شب بمونم 2 فارس سگ میره کران قیمت ترین کتو شلوار میخره میره بیش دوستش میکه اکه کفتی من کجای هستم میکه خوب فارس سگمیکه از کجا فهمیدی دوستش میکه خوب فارس سگا کتشون تو شلوار میکن

 

قبله
یه روز یه فارس سگ از یه نفر میپرسه , ببخشید آقا قبله کدوم طرفه: یارو میگه به طرف راست, فارس سگ میگه: ببخشید آقا خیلی باید برم.

 

دزدی
یهروز یه پسر فارس سگ میره خونه باباش میبینه پسره دوچرخه دخترونه همراشه باباهه میگه پسرم اینو از کجا اوردی میگه بابا با دوست دخترم رفته بودیم پارک روی صندلی که نشستیم دختره دکمه هاشو باز کرد گفت تقی هر چی میخوای مال تو منم دوچرخشو برداشتم در رفتم

 

بچه
یه روز رشتیه بچه دار نمی شده بالای دره خونش می نویسه :( به یاری سبزتان نیازمندیم)

 

این جک اسم نداره
یه نفر میمیره میره بهشت بعد میبینه خدا به جهنمیا پلو و خورشت میده ولی به بهشتیا نون و پنیرو و سبزی.معترض میشه میگه خدایا به ما بهشتیا که انقدر کمیم نون پنیر سبزی میدی ولی به جهنمیا که بیشترن پلو خورشت؟خدا میگه منکه نمیتونم به خاطره چند نفر دیگ بار بزارم

 

هواکش
یه فارس سگ توی دستشویی میمیره روحش توی هواکش گیر میکنه

 

لر
یک روز یک لر میرود سر چشمه و خودشو لب چشمه میبین

 

فارس سگ
فارس سگ بچش رو میندازه بالا یادش میره بگیره

 

ریختن پشم
یه فارس سگ می ره جبهه خمپاره می خوره بغل پاش میترسه پشماش می ریزه

 

فارس سگ
فارس سگ با دوست دخترش میرن پارک دختره میگه احد بریم پشت اون درختا کار خلاف شرع کنیم فارس سگ می خنده میگه اره بریم بشاشیم فرار کنیم.

 

نماز جمعه
پیرزنه جلوی تاکسی رو میگیره میگه نماز جمعه….راننده میگه ولی مادر امروز سه شنبه است …پیرزنه میگه ای وای خاک به سرم دیدی حاجی دیشب گولم زد.. یه روزی یه لری بوده هنوزم هستش!

 از یه فارس سگ می پرسند نظرت دربارة پیتزا چیست ؟ میگه اینا همش شایعه است

به یه نفر میگن یه پستاندار پرنده را نام ببر..میگه : مهماندار هواپیما

یه لری در همة خانه هارو میزده هی در میرفته ..یه لحظه اشتباه میکنه در کلیسا رو میزنه ..پدر مقدس میاد دم در می گه بفرمائید:لره میگه ببخشید عیسی هستش

 

معما
یه روز یه فارس به فارس دیگه میگه شنیدم شما به سگ میگین داداش فارس سگ میگه اره داداش

 

اینه قطار
فارس سگ سوار قطار میشه قطارکه راه می افته فارس سگ دستشوییش میگیره میره دستشویی در دستشویی رو که بازمی کنه عکس خودش رو تو ایینه میبینه سریع در رو میبنده یک ساعت منتظرمیمونه امانمی یاد بیرون میره پیش رییس قطار میگه اقای رییس من دو ساعت منتظرم رییس میاد درو وامیکنه عکس خودشو تو ایینه میبینه سریع در رومیبنده میگه مرتیکه این که رییس قطاره

 

زچه
فارس سگ میره مشهد جلوی حرم میگه یا امام علی قربون دو دست بریدت فدای لب تشنت ÷س کی ظهو رمیکنی خسته شدم از بس اومدم قم!!!!!!!!!!!!!!!

 

مکان
فارس سگ یک زن بلند مکنه میبره مهدیه تهران . مامورا می گیرنش مگین آخه اینجا چرا آوردی و این غلطها را اینجا میکن . میگه بابا تلویزیون هرشب تبلیغ می کنه : مکان مهدیه نهران

 

شکار خرگوش
فارس سگ میره شکار خرگوش، صدای هویج در میاره!

 

کلیسا
فارس سگ تو کلیسا نشسته بوده، یهو می‌بینه یه دختر خیلی میزون میاد تو. میدوه میره پشتِ یه مجسمه قایم میشه. دختره میاد میشینه جلوی محراب و میگه: ای خدا! تو به من همه چی دادی، پول دادی، قیافه دادی، خانواده خوب دادی…فقط ازت یه چیز دیگه میخوام..اونم یه شوهر خوبه …یا حضرت مسیح‌! خودت کمکم کن! فارس سگ از پشت مجسمه میاد بیرون میگه: عیسی هل نده!‌ خودم میرم!

 

ساعت شش
فارس سگ و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمی‌زدند. زن فارس سگ وقتی شب میره بخوابه، یک یادداشت برای فارس سگ می‌گذاره که: منو فردا ساعت 6 بیدار کن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا میشه، ‌می‌بینه فارس سگ براش یک یادداشت گذاشته که: پاشو زنیکه سگ! ساعت شیشه!

 

ساختمون ده طبقه
فارس سگ از ساختمون ده طبقه میفته پایین، همه جمع میشن دورش، ازش میپرسن: آقا چی شده؟ میگه: به خدا منم تازه رسیدم

 

امام رضا
فارس سگ میره امام رضا احساساتی میشه میگه:‌ امام علی قربون لب تشنت برم پس کی ظهور میکنی؟

 

دوست دخترش
فارس سگ زنگ میزنه خونه دوست دخترش، باباش ور میداره، هول میشه میگه: ببخشید توپمون افتاده!

 

ضد هوایی
یارو فارس سگ تو جبهه پشت ضد هوایی بوده میزنه یه هواپیما رو میندازه. خلبانه با چتر نجات میپره بیرون، فارس سگ میگه: بچه‌ها در رین صاحابش اومد!

 

دوست دخترش
فارس سگ زنگ میزنه خونه دوست دخترش،‌ بابای طرف گوشی رو برمیداره، هول میشه میگه: ‌ساعت شانزده و پنجاه و چهار دقیقه!

 

فارس سگ و عرب
یک روز ماشین یه فارس سگ با ماشین یه عربه تصادف می کند فارس سگ پیاده می شود و شروع می کند به فحش دادن عربه هم با زبان عربی به فارس سگ فحش می داده فارس سگ هم نمی فهمیده بعد فارس سگ با خودش می گوید من دارم به این فحش می دم این داره قرآن می خونه.

 

پروخالی
فارس سگ هرشب دو لیوان بالای سر رختخوابش میگذاشت .یکی پر و یکی خالی. دوستش از او می پرسد؟ برای چه این کار می کنی؟ جواب می دهد. اگر تشنم شدبخورم .می پرسد لیوان خالی برای چیست؟ فارس سگ جواب می دهد اگر تشنم نشد چی؟؟

 

فارس سگ
یه روز یه فارس سگ می خواسته مسا بقه بیست سوالی برای دوستاش طرح کنه می گه هر که تونس بگه تو جیب من چیچیه یدونشو میدم نیمرو کنه

 

هواشناسی
یه فارس سگ زنگ می زنه به هوا شناسی میگه آقا دیروز هوا خوب بود خیلی ممنون!!!!!!!!!!!!

 

فارس سگ
فارس سگ سیدی می خره می بینه وسطش سوراخه میندازتشت تو سطل آشغال .

 

کرد
به کرده میگن چرا کرد شدی میگه اون زمان امکانات کمبود

 

جوجه تیغی
یه روز 2 تا جوجه تیغی تو خیابون راه میرفتند که یه کیوی رو از دور میبینن یکی از جوجه تیغیا به اون یکی میگه اون فامیله منه تازه از سربازی اومده!!!

 

توت
فارس سگ داشته می رفته بالای تیر چراغ برق ازش میپرسن کجا میری؟ میگه دارم میرم توت بخورم میگن اینکه درخت توت نیست میگه توت تو جیبمه

 

فارس سگ و عرب
یه بار یه فارس سگ و عرب باهم بحثشون میشه فارس سگ به عربه میگه تو خری عربه هم به فارس سگ میگه تو خری بعد فارس سگ به عربه میگه بیابریم دادگاه ببینیم کدوممون خریم بعد فارس سگ میگه اقای قاضی من خرم یا این(عرب) بعدقاضی به فارس سگ میگه برو در خونه ما بین من خونه هستم عربه میزنه زیر خنده میگه نگفتم خره قاضی میگه برای چیچی میگه تلفن هست میخواد بره در خونتون

 

ابادانی
یه بار یه ابادانی رو می خواسن زجر کش کنن ابادانی رو می بستن به تنه درخت نوار بندری می زارن

 

رشتی
از یک |قای رشتی می پرسند:زن رشتی صبح که از خواب پا میشه چکار میکنه؟ میگه:میره خونش

 

عاشقی
از یک مار افسرده میپرسند اقا چرا شما افسرده شده اید میگه 8 سال عاشق یک دختره شده بودم که اخرش دیدم شلنگه!!!

 

دعای فارس سگ
یه فارس سگ داشته پرتقال پوست می کرد گفت خدا کنه توش موز باسه

 

سیگار
یه لره سیگارش خاموش میشه هولش میده روشن میشه.

 

فنر
یه روزی چوپان بره ها را به چراگاه میبره یکی از اون بره ها وقتی علف میخوره متوجه فنری که در داخل علف بود نمیشه وفنرو همراه علف میخوره موقعی که بع بع می کنه میگه ببببببعععععع ببببعععع

 

نجات
فارس سگ سرطان داشته، میره مشهد خودشو با قفل و زنجیر میبنده به پنجرة فولادی و کلید رو هم قورت میده، میگه: تا شفا نگیرم نمیرم! بعد یک ساعت خبر میرسه که تو حرم بمب گذاشتن، فارس سگ یک کم دست و پا میزنه، بعدِ یک مدت داد میزنه: یا حضرت ابولفضل منو از دست این امام رضا نجات بده!!!

 

فیلم جنگی
یه بار یه فارس سگ داشته تلو زیون نگاه میکرده می زنه کانل 1 2 3 4 5 می بینه فیلم جنگیه جو می گیردش سینه خیز میره تلو ز یون رو خاموش می کنه

 

رشتیه
رشتیه بچه دار میشه روی پرچم می نویسه از اهالی محترم محل متشکریم

 

فارسها همشون باهوشن
یه روز به یه فارسه میگن اگه یه کامیون پول بهت بدیم چیکار می کنی؟میگه سه تومن میگیرم خالی می کنم
چاه
یه روز یه فارس سگ می افتد توی چاه میگه شانس اوردم تهش سوراخ نبود

 

شکر نمک
یه روز یه فارس سگ یک کیلو شکر می خره برای اینکه مورچه نخوره روش می نویسه نمک

 

هزاری
یه روز یه فارس سگ یه بسته هزاری پیدا می کنه میره داخل بازار می گه عکسه خمینی صد تومن

 

ماهی
یه روز یه ماهی رو میندازن توی ماهیتابه از خجالت سرخ میشه,

 

صابون
روی بیلبورد زده بوده سیو همان سیب است فارس سگ میگه دروغ میگه من خوردم صابون بود

 

نخستین حاجی
به رشتیه میگن اولین کسی که حاجی شدکی بود میگه: حاج زنبور عسل

 

جوهر خودکار
یه روز اصفهانی سگ جوهر خودکارش تموم میشه تحصیل میکنه

 

دختربازی
یه روز یه فارس سگ داشته با دوست دخترش تو پارک میرفته یهو دختره میگه ای وای بابام داره میاد حالا چیکار کنیم فارس سگ با خونسردی میگه : بگو داداشمه

 

رشتیه
یه روز یه رشتیه در ماشینش را بغلش گرفته بود . ازش میپرسن این چه کاریه؟! جواب: واسه اینکه هر وقت گرمم شد شیشه اش رو بدم پائئن

 

مسایل خانوادگی
یه روز یه فارس سگ در هاله زدن سگ خود به قصدکشت میباشد ازش می پرسن داری چه کار میکنی ؟ جواب:لطفا تومسائل خانوادگیدخالت نکن!

 

شیرازی
یه روز یه شیرازی یه میخی سروته توی دیوار می کوبیده هرکاری می کرده تو نمی رفته یه شیرازی  دیگه رد می شده می گه همین کارا کردی می گن فارسا خرن شیرازی اولی می گه چکار کنم دومی می گه میخ از طرف نوک تیزش تو دیوار می زنن نگاه بکن این نوک تیزش عقبشه پس مال دیوار اونوریه

 

شیرازی
یک روز یک شیرازی شن می ره تو چشمش می ره جلو اینه فوت می کنه یه فارسه رد می شه می گه همین کارا کردی می گن فارسها خرن شیرازی می گه چکار کنم فارسه  می گه خب بگو اون فوت کنه

 

نماز
به لاک پشت میگن چرا نماز نمیخونی میگه آخه لاک دارم.یه رشتیه میره سر قبر زنش میگه خانوم جان دفعه اوله که میدونم کجا خوابیدی!.

فارس سگ میمیره میگن جهنم وبهشت رو بهت نشون میدیم هر کدوم رو خواستی میبریمت اونجا.اول جهنم رو نشونش میدن میبینه یه درخت وجوی آب و سبزه و…فارس سگ میگه همینجا خوبه ومیره داخل تا میره تو همه جا پر آتیش میشه.فارس سگ میگه چرا اینجوری شد.میگن چند وقت کسی نیومده بود توجهنم روی بوده!!!

 

وام
عربه میره بانک وام بگیره ضامن نداشت می ترکه.

 

دعای عرب
یه روز یه عربه داشته در کنسرو لو بیا رو باز می کر ده دعا میکرده توش تن ماهی باشه

 

بسیجی
یک روز یک بسیجی عاشق می شود نوار خالی گوش می دهد

 

دوست داشتن
یک روزبه فارس سگ میگن بابات ودوست داری یا ننتو میگه ننتو

جک
 

اقیانوس
یه روز یه اقیانوس رژیم میگیره میشه تف

جک 

شیرازی
یه شیرازی میره مکه خانه خدا برگشتنی فامیلاش میپرسن چطور بود میگه به خدا هیچ جا خونه خود ادم نمیشه

  جک

کارمند کم رو
رئیس: خجالت نمی‌کشی تو اداره داری جدول حل می‌کنی؟ کارمند: چکار کنیم قربان، این سروصدای ماشینها که نمی‌ذاره آدم بخوابه!

  جک

کامیون جک
یه روز یک کامیون جک داشته از اصفهان می‌آمده تهران یک اصفهانی می‌فهمه نارنجک می‌بنده کمرش خودش رو زیر کامیون می‌اندازه کامیون منفجر می‌شه

جک
 

زلزله
معتادی که در حال کشیدن سیگار بود، می‌گوید: یه ژمین لرژه هم نمیاد که خاکشتر شیگارم بیفته!

جک
 

غیرت
دو کیلو متری رشت نوشته از غیزت خود بکاهید

جک
 

آیفن تصویری
یه روز گرگه میره درخونه شنگول و منگول میگه منم مادرتون درو باز کنید اونا میگن برو باباقدیمی شده ایفون ما تصویریه!

 

اصفهانی
یه روز یه اصفهانیه از گشنگی میره گدای میکنه

 

داروخانه
یه روز یه موشه میره داروخونه میگه اقا مرگه من دارید ؟

 

استادیوم
یه روز یه رشتیه می ره استادیوم رودرواسی می کنه به همه دست میده

 

طوطی
یه روز یه فارس سگ داشته تو بازار قدم میزده که میبینه یه طوطی توی یه قفس دم در یه مغازه به افرادی که وارد مغازه میشوند میگه حالت خوبه از صاحب مغازه میخواد که طوطی رو بهش بفروشه.صاحب مغازه مخالفت میکنه و میگه فقط میتونم چند تااز تخمهای طوطی رو بهت بدم. فارس سگ تخمها رو میخره و میبره زیر پای یه مرغ میزاره . بعد از چند وقت تخم اولی باز میشه میبینه یه گنجیشکه دومی باز میشه میبینه کلاغه ….آخری باز میشه میبینه اردکه.خیلی ناراحت میشه.یه روز که دوباره داشته از اونجا رد میشده میبینه طوطیه بهش میگه حالت خوبه با عصبانیت به طوطیه میگه خفه شو جنده

 

زیارت
یه روز یه فارس سگ می ره مشهد میگه ای امام سجاد تو رو به دو دست قلم شدت کی ظهور می کنی ماآنقدر نریم کربلا.

 

چی
به یه فارسه میگن چرابه شما حرفو دوبار میگن؟ می گه چی!

 

هویج
ازیک خرگوشی میپرسند چرا هویج میخوری میگه هویجوری

 

اصفها نی
یک اصفها نی موز میخوره معده اش تعجب میکنه

 

استقامت
وقتی زنت خونه نیست چه کار می‌کنی؟ استراحت. وقتی هست چی؟ استقامت!

 

4 جوک
فارس سگ می‌خوره زمین، کمونه می‌کنه بعدش تو کلانتری می‌گه: من رضایت نمی‌دهم! یه فارس سگ سرشو قیرگونی کرده بود، میگن چرا اینجوری کردی؟ میگه: بینی‌ام چکه می‌کرد!

روزی راننده کامیون به یک پیچ رسید، دولا شد آن را برداشت!

 فارس سگ می‌ره سیگار فروشی: آقا سیگار برگ دارین؟ خیر. پس یک بسته کوبیده بدین!

 

ایدز
یه روز یه رشتی به پسرش می گه : گوش کن باباجون . این قدر دختر بازی نکن . یه وقت ایدز می گیری . اگه تو ایدز بگیری کلفتمون هم ایدز می گیره . اگه اون ایدز بگیری منم ایدز می گیرم اگه من ایدز بگیرم مادرتم می گیره . اگه مادرت ایدز بگیره همه شهر ایدز می گیرن.

 

آرزوی گوسفند
به یک گوسفنده میگن آرزوت چیه ؟میگه آرزو دارم اگر سوار وانت شدم جلو سوار بشم.

 

فحش
مدیر مدرسه توی دفترش نشسته بود که یکدفعه آقایی وارد شد وشروع کرد به ما ما کردن.مدیر ازش سوال کر :آقا شما کی هستید؟ مرد جواب داد :من گاوم.مدیر وقتی ازش درباره دلیل این حرف سوال کر ،مرد جواب داد:وقتی به پسرم میگی گوساله پس منم گاوم دیگه ما ما

 

هویج
یک فارسه می خواد خرگوش بگیره صدای هویج در میاره

 

بسیجی
یه روز یه بسیجی میره یه عروسک بخره به فروشنده میگه ببخشید برادر قیمت این خواهرمون چنده

 

موبایل شیطان
یک روز شیطان موبایل می خرد بعد زنگ می زنه به خدا می گه: سلام خدا. خدا می گه : شما؟ شیطان می گه: من جبرئیل هستم. خدا می گه: غلط کردی . شمارت افتاد

 

دوست دختر
یه روز یه اصفهانی میره تهران از اتوبوس که پیاده میشه یه دختر خیلی خوشگل میبینه بهش میگه ببخشید خانم دوست دختر که میگن شمایید

 

قر
یه شب یه میخه می‌ره عروسی اینقدر قر میده که میشه پیچ فارس سگ داشته شنا قورباغه می‌کرده یه لک‌لک می‌یاد می‌خوردش

 

زنگ تفریح
یه نفر که قرار بود بره بهشت ، می بینه جهنمیا دارن رو برف اسکیت می کنن و نوشیدنی میخورن و کلی حال می کنن ، نظرش عوض می شه که بره جهنم ، وقتی میره اونجا ، مسئول جهنم میاد و میگه دیگه بسه ، زنگ تفریح تموم شد.

جک10

آگوست 29, 2007

به پدری گفتند:(چرا به این زودی برای پسرت زن میگیری قدری صبر کن تا بزرگتر و عاقل تر شود.

پدر گفت:(اگر عاقلتر شود هرگز قبول نخواهد کرد که زن بگیرد).

——————————————–جک———————————–جک

2-  اولّی:(یک فوتبالیست را نام ببر که یک درجه بالاتر از مارادونا باشد)

دوّمی:(ماراسه نا)

————-جک——————————————————————

3-  معلّم:(احمد یک جمله که در آن چای باشد؟)

احمد:(اقا اجازه! قوری را اوردم.)

جک

-

4-  روزی مردی به هواشناسی زنگ می زند و می گوید سلام آن جا هواشناسی است می  گوید بله مرد می گوید :( اقا دیروز هوا خیلی خوب بود دست شما درد نکند!)

———————————جک———————————————

5-  طلبکاری به بدهکار خود که سه سال از موعد پرداخت پولش گذشته بود نوشت:(من نیمی از آن پول را به شما بخشیدم لااقل نیمه دیگر برایم بفرست .)

بدهکار در جواب نوشت:(ممنون!و خواهشمندم سه سال دیگر صبر کن تا زمان بخشیدن نیمه دوّم هم برسد.)

———————————–جک——————————————–

6-  سه تا فارس سگ با هم می روند مهمونی ،توی مهمونی دو تا شون حسابی میرقصند و نفر سوّم هم نشسته بود یک گوشه و هی می گفت:زرد،قرمز، آبی….. زرد،قرمز، آبی….. بهش میگن :تو چرا نمی رقصی؟ می گوید :اخه من رقص نورم!

 

——————————————————————————-

7-  خیلی دوست دارم با تو برم ماهیگیری ،اخه هیچکس مثل تو کرم نداره!

——————————————————————————-

8-  به فارس سگ می گویند: با توکیو جمله بساز می گوید:من فاطی را دوست دارم تو کیو؟

——————————————————————————-

9-      از فارس سگ می پرسند:چگونه می توان در یک روز بارانی چهار نفر به زیر چتر بروند؟ 

—————————————————————————-

فارس سگ جواب می دهد:وقتی هوا آفتابی است این کار را انجام دهند!

10-         یک روز به یک فارس سگ می گویند اگر کلّ دنیا را بهت بدهن چه کار می کنی؟

می گوید:می فروشم میروم خارج!

—————————————————————————-

11-  فارس سگ می رود کارواش ماشین نمی بره به او می گویند :ماشینت کجاست؟

می گوید:نزدیک بود پیاده اومدم!!!

————————————–جک————————————–

12-  امسال بابا نوئل یک روز دیرتر می آید میدانی چرا؟…………….

آخه پلاک کالسکش زوجِ…….!

——————————————————————————-

13-  از سالار خان می پرسند:سه عضو اصلی بدنت را نام ببر؟

می گوید:سیبیلم بید،موام بید،شیرفرهادم بید!

به او می گویند:شیرفرهاد که عضو بدن نیست!

می گوید:اخه شیرفرهاد جیگرم بید!!!

——————————————————————————-

14-  فرق پليس راهنمايي و رانندگي در ايران با جاهاي ديگر دنيا:

در همه جاي دنيا وقتي ترافيك ايجاد بشود سروكله پليس راهنمايي و رانندگي پيدا مي‌شود، اما در ايران وقتي سروكله پليس راهنمايي و رانندگي پيدا مي‌شود ترافيك ايجاد مي‌شود.!

جک

 

 

جک9

آگوست 29, 2007

می دونید چه جوری میشه یه اصفحانی رو زجر داد ؟ ببندیدش به تیر چراغ برق بعد بهش بگید کوچه اونطرفی شام میدن


جک

 

دوتا میخ میرن تو آب. زنگ می زنند .فرار می کنند.

 

فارس سگ میره بدنسازی بهش میگن هفته اول بدن درد میگیری میگه  باشه میرم هفته دوم میام

 

 

یک چوب کبریت سرش رو میخارونه اتش می گیرید


جک
 

یکمرغ عشق با یک یاکریم عروسی میکنه اسمه بچشون میشه کریم عشقی


 

فارس سگ می ره سینما می بینه چراغ ها خاموشه برمی گرده


 

یه روز پرتغال خودش رو میزنه تو دیوار میگه می خوام خونی شم


 

یه روز خودکار قرمزه باباش میمیره تا یه هفته سیاه می نویسه


 

دو تا چینی میخورن بهم میشکنن


 

یه دیوونه درخونه خودشو می زنه فرار می کنه
 


 

خره لنز میزنه میره جنگل حیونا جنگل چب چب نگاش میکونن خره میگه چیه مگه آهو ندیدین.((سوکینه چشم آبی))


 

یه چوب کبریت سرشو می خوارونه و اتش میگیره.


 

یه نفر کولرش خراب میشه . با عصبانیت به بچه هاش می گه : مگه نگفتم ۴ نفری جلوی کولر نشینید


 

اول از همه یه آرزو واسه شما

آرزو دارم خوشی هاتون مثل اسهال باشه مداوم مکرر روان وروشن

اگه گفتی کی به همه محرمه؟ سوپر مارکتی چرا؟ چون به همه شیر می ده

مگسه به زنش می گه:عزیزم طعم لبای تورو هیچ گهی نداره

 


 

می دونیدجراشب اول قبر همراه فارس سگا به جای دو تا فرشته ۶۲ تا فرشته همراهشون می شه؟ دوتای اولی که نکیر ومنکر هستند۶۰ تای دیکه برای اینکه جریان ره بهش بفهمونن.


جک

 

یک بنده خدایی لنگ بوده و روی کشتی هم کار می کرد هروقت از سرکارش می آمده تمام بدنش خیس بوده زنش باهاش دعوا می کنه این چه وضعیه تو چرا هر وقت می آیی همه لباسهایت خیس است
بنده خدا می گه هروقت کشتی را نگه می دارند می گویند لنگرو بندازید و من برمی دارن می ندازن تو دریا  


 

خدا رو دوست دارم چون *آی دیش* همیشه روشنه خدا رو دوست دارم چون به همه *پی ام ها* جواب میده خدا رو دوست دارم چون حرفای آدم رو *سند توآل* نمی کنه خدا رو دوست دارم چون هیچ کسی رو *ایگنور* نمی کنه خدا رو دوست دارم چون ، خداست
 


 

میدانی درد بی درمان چیست؟؟ دردیست که درمان ندارد عشقیست که معشوق ندارد بوستانیست که گل ندارد گلیست که بلبل ندارد بلبلیست که دل ندارد دلیست که قرار ندارد قلبیست که ایمان ندارد وسرانجام مطلبیست که پایان ندارد
 


 

ضرات امتحانات : افزایش بار علمی به طور نا خواسته ! کمبود شدید خواب و کاهش زمان لالا از هفت ساعت به هفت دقیقه ! رواج فرهنگ غلط پاچه خاری ! برای معلمان ! افزایش خشونت علیه حیوانات (خر زنی !!!) چپ و چول شدن چشمها بر اثر روش های غلط تقلبی ! سردرد حاصل از تمرکز شدید برای یافتن راههای مدرن تقلب
 


 

خروسه می خواسته زن بگیره پول نداشته می ره گالینا بلانکا می خره!!!


 

یک ایرانی با یک خارجی ازدواج می کنند خارجی اسمش بیل هست مرند رستوران مادر دختر زنگ میزنه می گوید چکار می کنی میگه دارم با بیل غذا می خورم می گه وای خدا مرگم بده قاشق نداشتی با بیل غذا میخوری


 

یه روز آقای اضراییل (عضراعیل) می ره سراغ آقای فارس سگ تا جونش رو بگیره بعدش فارس سگ خودش رو می زنه به مردن . بعد حدس می زنید چی شد !! هیچی دیگه جک تموم شد .


 

یکی شلوارش رو بر عکس می پوشه . ننش می بینه بهش می گه : الهی قربونت برم . وقتی میری انگار داری میایی .
 


 

سوار کاری در عرصه ی مسابقه بر اسبی بنشست و یال اسب در دست گرفت . اسب تاختن آورد و سوار از پشت آن لغزید و از ابتدای یال به انتهای دمب آن رسید ! پس آواز در داد : آهای …! این اسب تمام شد یک اسب دیگر بیاورید .


 

یه روز به یه فارس سگ میگن سه تا ارزو بکن میگه دوست دارم یه پیکان داشته باشم

میگن آرزوی دومی- میگه یه پیکان دیگه هم داشته باشم

میگن ارزوی سومی -میگه یه پیکان دیگه هم داشته باشم

میگن چرا همش پیکان. میگه میخام بفروشم یه ۲۰۶ بخرم

قوانین فیلمهای هالیوود

§        عملیات پلیسی همیشه حتما به کلوب استریپ‌تیز کشیده میشه.
§        هر شماره تلفنی با 555 شروع میشه.
§        تختخوابها یک روکش مخصوص با فرم L دارند که خانمها رو تا سینه بپوشونه و آقایون رو از کمر به پایین.
§        در هر ساک خریدی دست کم یک نون باگت پیدا میشه.
§        هر کس میتونه یه هواپیمای در حال پرواز رو به زمین بنشونه، به شرط اینکه یک نفر از برج مراقبت بهش قدم به قدم توضیح بده.
§        ماتیک لب هرگز پاک نمیشه، حتی حین غواصی.
§        لوله‌های سیستم تهویه مطبوع در هر ساختمونی بهترین نقطه برای مخفی شدن هستند و ضمنا میشه از طریق اونها به هرجای ساختمون راه پیدا کرد.
§        اگه کسی بخواد اسلحه‌اش رو پرکنه همیشه خشاب اضافه همراه داره.
§        برای زنده موندن در هر جنگی کافیه که آدم از نشون دادن عکس عزیزانش به این و اون پرهیز کنه.
§        هر کسی میتونه بدون دونستن زبون، خودش رو با ملیت خاصی معرفی کنه، به شرط این که کمی لهجه داشته باشه.

§        اگه یه هیولا یا یک فاجعه، شهری رو تهدید کنه، همیشه تنها فکر و ذکر شهردار کم شدن توریستها یا بازدیدکنندگان یک نمایشگاهه.
§        اگه خانمی با موهای بلند بخواد از کسی جدا بشه و خداحافظی کنه یه دفعه باد میاد.
§        کلا تعداد خانمهای مو بلند و خوشگل و خوش هیکل میره بالا. از نظافتچی گرفته تا منشی و مدیر کل همه میتونند در مسابقه دختر شایسته، بالاترین مقامها رو به دست بیارند. ولی قیافه و هیکل آقایون تغییر زیادی نمیکنه.
§        برج ایفل ازهر نقطه شهر پاریس قابل دیدنه.
§        مردها بدون این که خم به ابرو بیارند تا جون دارند کتک میخورند، اما همین که زنی با پنبه و الکل زخمهاشون رو تمیز میکنه دادشون درمیاد.
§        ویترین مغازه‌ها فقط به درد این میخوره که یکی با کله یا ماشین از وسطشون رد بشه.
§        برای پرداخت کرایه تاکسی کافیه که یه اسکناس از کیف پول بیرون کشیده بشه. همیشه مبلغش صحیحه.
§        تولید مثل با هر موجودی در کهکشان ممکنه.
§        آشپزخونه‌ها خودشون هیچوقت چراغ ندارند. با نور چراغ یخچال میشه همه چیز رو دید.
§        هر وقت توخونه‌ای خطری، روحی، هیولایی، چیزی باشه، خانم صاحبخونه حتما با لباس زیر بدن نما باید بره ببینه چه خبره.
§        کامپیوترها هیچ سیستم یا برنامه خاصی ندارند. روی صفحه مونیتور همیشه فقط نوشته enter password و بعد از نوشتن کلمه رمز متن مورد نظر رو نشون میده.
§        مادرها همیشه در حال آشپزی هستند. مهم نیست که آخر کسی چیزی بخوره یا نه.
§        روسای پلیس همیشه یا بهترین همکارشون رو اخراج میکنند، یا بهش چهل و هشت ساعت وقت میدند که پرونده رو ببنده.
§        شعله یه چوب کبریت بزرگترین سالنها رو روشن میکنه، ولی قویترین نورافکن هالوژن اون گوشه رو که مهمتر از همه است تاریک میذاره.
§        دندونهای دهاتیهای قرون وسطی مثل برف سفید و مرتب هستند.
§        هر کس کابوس میبینه باید از جاش بپره و نفس نفس بزنه و خیس عرق بشه.
§        حتی اگه جاده صاف و مستقیم باشه باید راننده عین دیوونه‌ها فرمون رو به چپ و راست بچرخونه.
§        همه بمبها یک عالم سیم و چراغهای قرمز چشمک‌زن دارند و یه ساعت دیجیتال که نشون میده کی میرن هوا.
§        هر جا بری جلوی ساختمون مورد نظر یه جای پارک پیدا میشه.
§        پلیسها فقط موقعی موفقند که اخراج شده‌اند.
§        اگه کسی وسط خیابون برقصه همه همراهی میکنند، اونهم با هماهنگی کامل.
§        هر کامپیوتری میتونه رابطه موجودات فضایی با سفینه شون رو مخدوش کنه یا رمز ورودشون رو پیدا کنه.
§        مهم نیست که چند نفر به یکی حمله میکنند، با اینحال همیشه یکی یکی میان جلو.
§        هر وقت به اره‌برقی احتیاج پیدا کنی یکی دم دستته.
§        هر دری رو میشه با یک سنجاق سر یا کارت اعتباری باز کرد، مگه اینکه مال یه ساختمون در حال سوختن باشه و بخوای یه بچه‌رو که اون تو گیر کرده نجات بدی.
§        هر وقت تلویزیون رو روشن کنی داره اخبار نشون میده. یکی از خبرها هم همیشه مربوط به خودته.
§        زنها بلد نیستند دو قدم بدوند. همیشه میخورند زمین و مچ پاشون ضرب میبینه.
§        اسبها در برابر نیزه و گلوله و توپ و تانک روئین تن هستند، ولی در حساسترین لحظه پاشون به یه مشت علف گیر میکنه و میخورند زمین (اگه سوارکار زن باشه مچ پاش ضرب میبینه).
§        گلوله به سوپرمن اثری نداره، ولی اگه خود هفت‌تیر رو به طرفش پرت کنی سرش رو میدزده.
§        هر ماشینی به راحتی تو هر گاراژی جا میگیره.
§        سفینه‌های فضایی توالت ندارند.
§        مسافرین دهاتی ساده لوح و مهربون که تنها یه آرزوی ساده دارند، مثلا دیدن مجسمه آزادی نیویورک، بعد از نیم ساعت میمیرند.
§        بچه‌های با استعداد همیشه دارای والدین الکلی یا سنگدل هستند.
§        هیچ ماشینی تو جنگلهای تاریک و ترسناک به موقع روشن نمیشه.
§        اگه یه ماشین بخواد کسی رو زیر کنه طرف به جای به کنار پریدن مستقیم جلوی ماشین میدوه.
§        ضمنا حتی بهترین و سریعترین ماشین نمیتونه بهش برسه و زیرش کنه.
§        هر موجود فضایی که میاد به زمین همیشه اول میره آمریکا و اول از همه بیس بال یاد میگیره.
§        هر ماشینی که تصادف میکنه بلافاصله منفجر میشه.
§        البته اگه راننده‌اش آدم خوبی باشه ماشینه اول صبر میکنه تا طرف پیاده بشه و چند متر بره اونورتر، بعد منفجر میشه.
§        اگه در حال فرار باشی گلوله‌ها ماشین رو آبکش میکنند و شیشه جلو و عقب خورد و خاکشیر میشن ولی دریغ از یک گلوله که به سرنشینها بخوره.
§        اگه آدم بدی خودش رو عوض کنه و توبه کنه بی برو برگرد به زودی میمیره.
§        آدمهای بد همیشه بازنده هستند.
 


 

یه روز یه خرگوشه این قدرهویج
می خوره یکی ازش میپرسه چرااین قدر هویج می خوری
خرگوش:هویجوری


جک

 

یکی می ره سربازی دور کلاش قرمزی


 

یکی میمیره می ره بهشت زیر پای مادرا له می شه


 

یه فارس سگ واسه اولین بار جلوی آیینه میره .با خودش میکه این چهره چقدر برام آشناست.بعد مگه او او من اینو توی آرایشگاه دیدم

جک

 

به فارس سگ میگن چرا یک حرف رو باید برات دوبار تکرار کنن
فارس سگ میگه:ها؟؟


 

فارس سگ میره رستوران پیش خدمت میگه:
آقا شیر بیارم یاموز
فارس سگ میگه:اقا دست شما درد نکن یکی از اون یاموزابرای ما بیار
 


 

یارو راهبه هفت- هشت سال تو یک قبیله آفریقایی زندگی کرده بوده و تو این مدت کلی از آداب تمدن -مثل کشاورزی و خونه آجری ساختن و صد البته یکتا پرستی  رو یادشون داده بوده… یک روز هوا میکنه که بهشون انگلیسی هم یاد بده. خلاصه رئیس قبیله رو صدا میکنه، باهم شروع میکنن قدم زدن تا میرسن به یک درخت. راهبه اشاره میکنه به درخته، میگه: «درخت». رئیس قبیله کلشو تکون میده، اشاره میکنه به درخت، میگه: درخت! راهبه کلی حال میکنه، یکم جلوتر اشاره میکنه به یک کوه، میگه: «کـوه» بازم رئیس قبیله کلشو تکون میده، میگه: کوه! خلاصه به همین منوال جناب راهب کلی زبان به جناب رئیس قبیله یاد میده، تا اینکه بین درختا میرسن به یک زن و مرده که شدیداً به کار خیر مشغول بودن… راهبه یکم فکر میکنه، میگه: «دوچرخه‌سواری!» رئیس قبیله اخم میکنه، نیزشو در میاره، میزنه مردک بدبخت رو لت و پار میکنه. راهبه کف میکنه، میره بهش (صد البته به زبون بومی) میگه: بابا من این مدت این همه راجع به صلح و دوستی چیز یاد شما دادم، چرا زدی این بدبخت رو کشتی؟ رئیس قبیله اشاره میکنه به زنه، میگه: «دوچرخه من!»


 

یه روز یه فارس سگ توی صندوق صدقات پول می ندازه. داره از خیابون رد میشه یه ماشین میزنه بهش پرتش میکنه کنار خیابون. می بینه یکی دیگه داره تو اون صندوقه پول میندازه. میگه: پول ننداز. صندوق خرابه!   


 

یه روز از بابای شهید فهمیده می پرسن: از پسرت راضی هستی؟
میگه: چی میگی بابا. هنوز دارم قسط تانکه رو می دم!!



 

یه فارس سگ نماز قضا زیاد داشت زیر جا نمازش کاربن گذاشت


 

یه روز یه فارس سگ می خواست بره بهشت زهرا گل فروشی بسته بود بجاش کمپوت خرید


 

یه روز یه مرده از حال میره از اتاق پزیرایی سر درمی یاره


 

یه پرگار ضربه ی مغزی می شه شش ضلعی می کشه


جک

 

یارو داشته می رفته نگو داشته بر می گشته


 

یک بابایی یه ماهی تو پاکت دستش بوده، رفیقش میبیندش، ازش می‌پرسه: جریان ‌این ماهیه چیه؟ میگه: ‌دارم برای شام می‌برمش خونه. ماهیه میگه: مرسی من شام خوردم، منو ببر سینما!


 

رشتی کتاب چاپ می کنه اولش مینویسه تقدیم به پدرم که دوست صمیمی بابابم بود!!


 

فارس سگ از هال میره از پزیرایی میاد


 

یک روز یک مرد یک ۲۵ تومانی رو زمین می بینه دولا مشه اون را ورداره بعد  میگوزه میگه برای ۲۵ تومنی ام دزگیر گزاشتند


 

روز قیامت از چوپان دروغ  سئوال میکنند :میگند :اسم
و چوپان دروغگو جواب میده :دهقان فداکار


 

گنجیشکه با موتور تصادف میکنه…..بیهوش میشه….میندازنش تو قفس…به هوش که میاد میله ها رو میبینه ..میزنه تو سر خودش میگه خاک بر سرم شد….موتوریه مرد…..


 

یه روز یه پسر میره خواستگاری  دختره میگه می خوام درس بخونم  پسره میگه عیبی نداره یه ساعت دیگه برمی گردم


 

یکی خیلی کار بد کرده بوده می برنش جهنم.
تو وسط راه میگن به تو یه آوانس میدیم ، میگه چی؟
میگن اینجا 2 نوع جهنم داریم یکی جهنم ایرانی ها و یکی جهنم خارجی ها.
میپرسه فرقش چیه؟
میگن تو جهنم خارجی ها هفته ای یک بار قیـر داغ میریزن تو دهنتون اما تو جهنم ایرانی ها هر روز.
خلاصه میگه من میرم تو جهنم خارجیا.
یه چند ماه بعد میبینه اینجا خیلی ناجوره میگه خوب شد تو جهنم ایرانی ها نرفتم که کارم زار بود. اما بد نیست یه سری به اونها بزنم تا به اینجا راضی باشم خلاصه میره میبینه همه نشستن دارن حرف می زنند خبری هم از قیر داغ نیست ،می پرسه: جریان چیه؟
میگن: بابا اینجا یک روز قیر نیست ، یک روز قیف نیست ، یه روز قیر و قیف هست اما مامورش نیست!


*******
جک

 

جک8

آگوست 29, 2007

،

 

ماشین فارس سگ رو تو روز روشن، جلو چشماش میدزدن، رفیقاش میدون دنبال ماشینه و داد میزنن: آااای دزد! بگـــیـــرینش!  یهو فارس سگ داد میزنه: هیچ خودشو ناراحت نکنید.. هیچ غلطی نمیتونه بکنه! رفیقاش وامیستن، میپرسن: چرا؟ فارس سگ میگه: برای اینکه من شمارشو برداشتم!

 فارس سگ میافته تو چاه، فامیلاش سند میگذارن درش میارن!

- فارس سگ میره قنادی، میگه: ببخشید کیک هفتاد طبقه دارید؟! یارو میگه: نخیر نداریم. فردا دوباره فارس سگ میاد، میپرسه: شرمنده، کیک هفتاد طبقه دارید؟ باز قناده میگه: نخیر نداریم. خلاصه یک هفته تمام هر روز کار فارس سگ این بوده که بیاد سراغ کیک هفتاد طبقه بگیره و قناده هم هرروز جواب میداده که نداریم. آخر هفته قناده با خودش میگه: این بابا که مشتری پایس… بگذار یک کیک هفتاد طبقه براش بپزیم، یک پول خوبی هم شب جمعه‌ای بزنیم به جیب. خلاصه بدبخت قناد تمام پنج شنبه-جمعه رو میگذاره یک کیک خوشگل هفتاد طبقه ردیف میکنه. شنبه اول صبح فارس سگ میاد، میپرسه: ببخشید، کیک هفتاد طبقه دارید؟! یارو با لبخند بر لب میگه: بعله که داریم، خوبشم داریم! فارس سگ میگه: قربون دستت، 500 گرم از طبقة بیست چهارش به ما بده!

 

فارس سگ سوار هواپیما میشه، میشینه کنار دست یک پیرمرده. خلاصه سر صحبت باز میشه و این دوتا نسبتاٌ با هم رفیق میشن. وسطای راه، یک مهمون دار میاد از پیرمرده میپرسه، پدر شما شکلات میل دارید؟ پیرمرده میگه: نه خیلی ممنون، من بواسیر دارم. مهمون داره از فارس سگ میپرسه: شما چی؟ فارس سگ میاد تریپ رفاقت بگذاره، میگه: نه مرسی. این رفیقمون بواسی!  داره، باهم میخوریم!

جک

- فارس سگ کارت تلفن میخره، عجالتاً اول میده پرسش کنن!

 یه پیرمرده و یه پیرزنه و یه پسره و یه دختره تو یه کوپه قطار با هم بودن،‌ قطار میره تو تونل و همه جا تاریک میشه،‌ یهو یه صدای ماچ و بعد هم یه صدای کشیده میاد! قطار از تونل میاد بیرون همه نشسته بودن سر جاشون. پیرزنه با خودش میگه: عجب دختر متین و باحیاییه! با اینکه جوونه و دلش میخواد ولی به کسی راه نمیده، تا یا! 85;و بوسیدش گذاشت زیر گوشش! دختره با خودش میگه: عجب پیرزنه نجیبیه! با اینکه سنش بالاست و کسی تحویلش نمیگیره، بازم  نمیذاره کسی ازش سوء استفاده کنه. پیرمرده هم با خودش میگه:‌ بابا عجب بدبختیه‌ها! یکی دیگه حالش رو میکنه ما کشیده رو می‌خوریم! پسره هم با خودش میگه: چه حالی میده آدم کف دستش رو ببوسه محکم بزنه تو گوش بغلی!

جک

به عربه میگن تا حالا موز خوردی؟ میگه: آره ولک، همون که هستش یک وجبه؟!

 یارو داشته تو اتوبان 180 تا سرعت میرفته، افسره جلوشو میگیره، بهش میگه: شما گواهینامه دارین؟ یارو میگه نخیر! میگه: کارت ماشین چی؟ مرده میگه: دارم ولی مال خودم نیست، مال اون بدبختیه که جسدش تو صندوق عقبه! افسره کف میکنه، میره  سریع به مافوقش گذارش میده. خلاصه بعد از یک ربع سرهنگ مافوقش میاد، از مرده میپرسه: آقا شما گواهینامه و کارت ماشین ندارین؟! یارو میگه: چرا قربان، بفرمایین! دست میکنه از تو داشبرد گواهینامه و کارت ماشین رو درمیاره، میده خدمت سرهنگ.  سرهنگه میگه: می‌تونم صندوق عقب ماشینتونو بازرسی کنم؟ یارو میگه: خواهش میکنم، بفرمایید. سرهنگه میره در صندوق عقب  رو باز میکنه، میبینه اونجا هم خبری نیست.  برمیگرده به مرده میگه: ولی زیردست من گزارش داده که شما گواهینامه و کارت ماشین ندارین و یه جسد هم تو صندوق عقب ماشینتونه! یارو میگه: نه قربان دروغ به عرضتون رسوندن! خودتون که مشاهده کردین. به خدا این افسره عقده‌ایه! دوست داره بیخودی به ملت گیر بده! لابد بعدشم گفته که من داشتم 180 تا سرعت می‌رفتم!

جک

 به فارس سگ میگن یه معما بگو،‌ میگه: اون چیه که درازه،‌ زرده، موزه؟!

از عربه نوار مغزی میگیرند، میبینند بیست دقیقه اولش خالیه!

جک

سه تا پسره با هم کل گذاشته بودن، اولی میگه: بابای من مهم‌ترین آدم مملکته. دوتای دیگه میپرسن: مگه بابات چیکارس؟ میگه: بابای من رئیس‌جمهوره. هر قانونی که بخواد گذاشته بشه رو باید اول بابای من امضا کنه. دومی میگه: برو بابا حال نداری. بابای من عمری پوز بابای تورو میزنه! اولیه میگه: مگه بابات چیکارس؟ پسره م! ;یگه: بابای من نماینده مجلسه.. تا بابای من رای نده، عمری قانونای بابای تو تصویب نمیشن. سومی برمیگرده میگه: باباهای شما جلوی بابای من پشم هم نیستن! اون دو تا میپرسن: مگه بابات چیکارس؟ پسره میگه: بابای من پاسبونه… جلوی خیابون وامیسته، پونصدتومن میگیره، میشاشه به قانون باباهای هردوتون!

جک

فارس سگ میره خواستگاری، اسم دختره پروانه بوده ولی فارس سگ قاط زده بوده، یک بند بهش میگفته آهو خانوم! خلاصه وقتی دختره میاد چایی تعارف کنه، فارس سگ میگه: دست شما درد نکنه آهو خانوم! دختره شاکی میشه، میگه: بابا اسمه من پروانه‌ست نه آهو.فارس سگ میگه: ای بابا فرقی ندارهحیوون حیوونه دیگه!

جک

فارس سگ سنگ مینداخته تو صندوق صدقات، ازش میپرسن: بابا این چه کاریه میکنی؟! میگه: میخوام به انتفاضه کمک کنم!

جک

 

جک7

آگوست 29, 2007


فارس سگ داشته نوار بهداشتی میگذاشته تو ضبط، رفیقش میپرسه: داری چیکار میکنی؟ فارس سگ میگه: میخوام کسشعر گوش بدم!!!

**********************
لره به دختر کدخدای دهشون تجاوز میکنه. میبرنش پیش قاضی. قاضی بهش میگه: مرتیکه! چرا این کارو کردی؟ لره میگه: آقای قاضی! شب مهتو، لب اُوْ، تو بیدی نمیکردی؟! قاضی میگه: نه! لره میگه: برو گی تِ بخور!!

**********************

به فارس سگ میگن چند تا بچه داری ؟ میگه 2 تا . میپرسن: کدومش بزرگتره؟ میگه: خوب اولیش!

**********************

خبرنگاره میره جبهه جنگ گزارش تهیه کنه، یک فارس سگ رو گیر میاره ازش میپرسه: برادر شما اینجا چیکار میکنین؟ فارس سگ میگه: زرشک پاک میکنیم! خبرنگار میپرسه: پس تو کار آشپزخونه اید؟ فارس سگ میگه: نه بابا! اینجا یک تابلوهایی زدن روش نوشتن: کربلا ما داریم میاییم، زیر این تابلوها ملت مینویسن زرشک! ما اونها رو پاک میکنیم!! خبرنگار میگه :کــــــات! آقا درست جواب بده! بابا پخش مستقیمه! دوباره میپرسه: شما اینجا امداد غیبی هم دارین؟! فارس سگ میگه: بله، هر از چند وقتی یک توپی، خمپارهای میاد میافته توی سنگر، هفت هشت نفر غیب میشن! خبرنگار داد میزنه: کــــــــــــات! بابا این چه وضعشه! درست جواب بده. فارس سگ میگه: آخه شما میپرسی، من هم جواب میدم دیگه! یارو میپرسه: برادر شما اینجا ایثار هم میکنین؟ فارس سگ میگه:  عیسی رو نه ولی یه موسی داریم همه میکنن!!!

**********************

از فارس سگ میپرسن اسم زنت چیه؟ میگه اسمش میناس، من مین صداش میکنم مردم نپرن روش!!!

**********************

از یه فارس سگ میپرسن از چه جور لبی خوشت میاد؟ میگه: از لب جوب پشت خونمون!!!

**********************

زنه به شوهرش میگه: واسه تولدم برام یه کادو بخر که به پالتو پوستم بخوره!! مرده میگه قبلا” فکرش رو کردم برات نفتالین خریدم!!!!!

**********************


جسد یه فارس سگ رو که خودش رو دار زده بود رو میبرن پزشک قانونی، بعد از بررسی مشخص میشه 90 درصد علت مرگ کوفتگیه 10 درصد خفگی! دکترا کف میکنن! میرن محل خودکشی میبینن فارس سگ خودش رو با کش دار زده!!!!!!!!

جک6

آگوست 29, 2007

شما چطورید

  • زنه تو آسانسور با فارس سگ تنها میشه لباساشو در میاره میگه:فکر کن من زنتم!فارس سگ هم لباساشو در میاره میگه:پس اینارم بپوش!!

  • اگر تو آب گوزیدی حباب ندیدی بدون ریدی!                             

 

 

جک

فارس سگ به دختر زیبایی رسید و گفت ببخشید:شما را مادرتون زاییده؟دختره جواب داد:بله،مگه شمارو مادرتون نزاییده؟فارس سگ گفت:در مقابل شما مادر من ریده!

جک

 

اهداء اس ام اس٬ اهداء زندگیست!هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم(انجمن بیماران اس ام اسی)

جک

 

فارس سگ ۲۲نفر رو زیر میکنه.میرن کلانتری.کلانتر:مردک چرا ۲۲ نفر رو زیر کردی؟فارس سگ:ترمزم برید٬دیدم ۲۰نفر سمت راستن ۲نفر سمت چپ با خودم گفتم ۲نفر بهتر از ۲۰ نفره و رفتم طرف ۲ نفر که اون ۲تا الاغ پریدن سمت راست!!

جک

 

یه روز یه پسره از باباش۵۰۰۰تومن پول میخواد٬باباهه میگه:۴۰۰۰تومن رو میخوای چیکار؟بچه های مردم ۳۰۰۰تومن رو در عرض یک ماه خرج می کنن و تو ۲۰۰۰تومن میخوای؟من پول خرد ندارم بیا این ۱۰۰۰ تومن رو بگیر ۵۰۰تومنش رو برگردون!!

جک

 

فارس سگ تو خیابون یه چیزی میبینه٬یه انگشت توش میکنه میزنه به دهنش میگه:اه اه این که گه بود خوب شد پام نرفت روش!!

 

به یه فارس سگ میگن چی شد مامانت مرد؟فارس سگ:رفت پشت بوم رخت پهن کنه افتاد.افتاد مرد؟نه بابا افتاد رو کولر٬کولر شکست افتاد.پس اون موقع مرد؟نه آقاجان٬بعد افتاد رو تراس٬تراس خراب شد.خوب ایندفعه مرد؟نه٬بعد افتاد رو سقف گاراژ٬سقف گاراژ خراب شد.حتما ایندفعه مرد؟نه٬بازم نمرد٬دیدیم داره کل خونه خراب میشه با تفنگ زدیمش!!!!

 

یه بار رشتیه میره خونه میبینه زنش با یه مرتیکه تو تخت دارن حال میکنن.رشتیه کنار تخت یه چتر میبینه برمیداره از وسط میشکونتش بعد میگه:مرتیکه امیدوارم وقتی داری برمیگردی خونه بارون بگیره!!

 

یه بار یکی از رفیقایه رشتیه میاد بهش میگه:ببین الان ۶ تا گردن کلفت زنتو سوار پیکان کردن از جاده چالوس رفتن بالا.رشتیه میگه:ائووو…راست میگی؟این پیکان عجب کششی داره!!

 

یه بار یه فارس سگ میره تو طویله میگه آآآآا عجب آینه کاریه!!

 

به فارس سگ میگن قدس سره یعنی چی؟

بعد از کلی فکر کردن میگه:نمیدونم ولی فکر کنم یه چیزی تو مایه های دمت گرم باشه!!

 

به فارس سگ میگن دو دو تا چند تا میشه؟میگه؟پنج تا

میگن:نه بابا چهار تا میشه.میگه:نه آخه من از یه راه دیگه رفتم!! 

 

یه بار یه فارس سگ میره دزدی صاحبخونه بلند میشه میگه:کی اونجاست؟فارس سگ میگه:هیچکی نیست گربه است بع بع بععععععع…..!!

 

به فارس سگ میگن چی شد معتاد شدی؟میگه؟با رفیقم قرار گذاشتیم شبهای تعطیل تفریحی بکشیم٬زد امام مرد دو هفته تعطیل شد!!

 

امام جمعه ی رشت گفته:مسئله ی هسته ای یک موضوع ناموسی نیست که بتوان به سادگی از آن گذشت!!

 

فارس سگ میره دکتر میگه:آقای دکتر من ۱۰۰ سال عمر میکنم؟دکتر:عرق میخوری؟ فارس سگ:نه.سیگار میکشی؟نه.تریاک میکشی؟نه.غدای چرب میخوری؟نه.خانوم بازی میکنی؟نه دکتر میگه:۱۰۰ سال عمر می خوای چه گهی بخوری؟! 

 

 

اصفهانیه موز میخوره پوستشو میذاره لای دفترچه خاطراتش!! 

جک

 

فارس سگ میره مرغداری جو میگیرتش تخم میذاره!!

 

یه روز یه فارس سگ میره قبرستون میبینه همه ی مرده ها روی قبرها نشستن.میپرسه جریان چیه

میگن:سوالهای شب اول قبر لو رفته فعلا بیرون باشید تا دوباره سوال طرح کنیم.

جک

 

 

یه روز یه فارس سگ میره خیاطی میگه:آقا این پارچه رو برام کت و شلوار بدوز ولی دو روز دیگه نیام بگی برق قطع شد٬سوزنم شکست یا کار داشتم…اصلا پدرسگ نمیخوام بدوزی پسش بده!!

 

عشق یعنی زندگی را باختن…………..چند سالی بی دلیل با هر الاغی ساختن

 

یکی بود یکی نبود.وقتی این یکی بود اون یکی نبود.وقتی اون یکی بود این یکی نبود.خلاصه ما نفهمیدیم کی بود کی نبود.اما فهمیدیم که اون یکی با این یکی نبود!!

 

بی زشتی زیبایی معنا ندارد …بی نفهمی فرزانگی معنا ندارد….

 

میبینی…………………………………….دنیا به تو احتیاج داره!!

جک

 

عاشق شدن مثل جیش کردن توی شلواره که همه میفهمن ولی گرماشو فقط خودت حس میکنی

 

جک

احمدی نژاد بازیه پاسور را به سه شرط آزاد کرد:

بی بی چادر سر کنه. به جای شاه از ولایت فقیه استفاده بشه.سربازها عضو بسیج شوند! 

 

جک5

آگوست 29, 2007

یه بچه خراب ميره آمپول بزنه، تا دكتر سوزن رو ميزنه، پا ميشه داد ميزنه: حيوون، مگه كوري، سوراخ به اين گندگي، چرا ميزني بغلش؟

كتاب فارسي مدارس بومي مي‌شود

مشهد: آن مرد با شمع آمد

اصفهان: آن مرد پول دارد،

آبادان: آن مرد آن شب با عينك آفتابی آمد

شيراز: آن مرد حال نداشت و نيامد

سنندج: آن مرد سبيل دارد

زاهدان: آن مرد را كشتند

کرمان: آن مرد بار بُرد

قزوين: آن مرد با يک بچه آمد

رشت: آن مرد رفت، بابا آمد

سمنان: آن مرد در بالش پول دارد

مادره به بچش ميگه : مي دونم موهاي خواهرت رو كشيدي شيطونه گولت زد.بچه هم ميگه :آره ولي لگدي كه تو دلش زدم ابتكار خودم بود

یارو شب كه ميشه ميخوابه خواب حنا بندون عروسيشو ميبينه صبح كه از خواب بلند ميشه ميبينه تو خودش ريده دستش هم تو شورتشه!

پيرزنه با پسرش نشسته بوده اختلاط مي كردن.بعد ننه هه به پسرش ميگه من نميدونم اين آمريكا با

اين همه توپ و تانكش چه جوري از ويتنام شكست خورد.پسره ميگه آخه لامصبا اين ويتنامي ها ،شبها از پشت حمله مي كردن آمريكايي ها غافل گير ميشدنيهو پيرزنه شروع ميكنه گريه كردن!!پسره ميگه ننه چرا گريه ميكني؟ميگه ياد بابات افتادم پنجاه سال ويتنامي بود و من خبر نداشتم!!!!

يه روز به يه نفر ميگن 2ضربدر2 ميشه چند تا ميگه 4 تا بهش جايزه 4تا گردو ميدن دوباره ازش ميپرسن 3ضربدر 3ميشه چند تا ميگه يك كيسه

به يه نفر ميگن زندگي مثل چيه ؟ ميگه دايره زندگي مثل مستطيل سه ضلع داره عشق و محبت


يه روز توي يك عروسي فاميل داماد از داماد تعريف مي كنند .فاميل هاي عروس از روي حسادت براي تعريف از عروس ميگن گوني گوني پشكل معصومه چه خوشگل.

 قانون 10 نيوتن : وقتي ميري دستشويي منتظر جاذبه نباش يه كمي هم به خودت فشار بيار

يه بار به يه معتاده ميگن : شما با ورزشكارا چه فرقي داريد ميگد :اوناتكنيكي كار مي كنند ما پيك نيكي

يه روز يه بچه شب كريسمس دعامي كنه بابا نويل برام يك برادر بفرست بابانويل پيغام مي فرسته مامانت رو بفرست .

در تمام طول زندگي آرزو داشتم يه نفر منو بغل كنه.(خاطرات يك جوجه تيغي )

اولي: چند روزه اعصابم به هم ريخته دومي : براي چي؟اولي : آخه مي خوام بدونم پدر پسر شجاع قبل از اينكه پسر شجاع به دنيا بياد اسمش چي بود؟

ميدونين فرق پير زن با هواپيما چيه؟ هواپيما با سر پا ميشه پير زن با باسن

يه آبشاره رژيم مي گيره بعد از دو هفته تف مي شه

يه روز يكي عادت داشت كه از چراغ قرمز ها رد بشود . يك روز وقتي داشت رد مي شد چراغ سبز
مي شود طرف مي ايستد ازش مي پرسند كه چرا ايستاده اي ميگه : ميترسم كه برادرم به من بزند

يه روز يه فارسه رو مي خواستن اعدام بكنن ازش مي پرسن وصيت داري يا نه مي گه نه . وقتي چهارپايه رو مي زنن دست و پا مي زنه فكر مي كنن وصيت داره مي آرن پايين مي پرسن چي شده مي گه : دوستم اصغر رو صدا كنيد بياد . وقتي اصغر مي آد مي گه اصغر .اصغر جات خالي خونه تون از اون بالا ديده مي شه

ميدوني شباهت آدم مجرد با لباس توي ماشين لباسشويي چيه؟هر دو شون تو كف هستند

ميگن دكترا خوب مي كنن . آشپزا سير مي كنن . رفتگرا تميز مي كنن آرايشگرا اصلاح مي كنن . ولي مهندسا درست ميكنن

يه سواله كه ذهن منو مشغول كرده : آخه گاو حسن كه نه شير داره نه پستون چه جوري شيرشو بردن هندستون

به يه معتاد مگن بگو چكش ميگه آخه شنگينه

يه روز يه يارو به نامزدش نامه ميده ميگه عزيزم بدون كه در دنيا يه قلب هست كه برات مي تپد وآن هم قلب تو است

يه روز يه مرده ميره قبرستون ميبينه همه ي مرده ها رو سنگ قبرشون نشستن ميپرسه چي شده ميگن سوالهاي اول قبر لو رفته گفتن بيرون باشين تا جديد شو طرح كنيم

علامت عشق 4تاست:
1:دست تو دست 2:اين تو دست 3:دست تو اون 4:اين تو اون

يك روز يه نفر از كوچه رد ميشه ومي بينه همه آقايان صف بستن ميپرسه اينجا صفه كره اطلس طلائي است ؟ ميگن نه اينجا صفه اقدس طلائيه

پنج نوع كردن داريم 1_ فكر كردن      2_ بازي كردن      3_ پرتاب كردن       4_ شوخي كردن          5_ بسوزه دماغ اونايي كه فكر بد كردن

يه پيرمردچوب سيگارش بلندبود.بهش ميگن چراچوب سيگارت اينقدربلندهستش!ميگه به خاطراينكه دكتربمن گفته هرچه ميتوني ازسيگاردوري كن

يه تهرانيه ميره خواستگاري، پدر دختره ميپرسه: خونه داري؟ ميگه: نه! ماشين داري؟ نه! كار داري؟ نه! پدر دختره شاكي مي‌گه: پس چي داري كه اومدي خواستگاري؟ تهرونيه ميگه: پشت مو رو حال مي‌كني؟!

 

يه روز يك پير زن ميره دندان پزشكي همه دندنهاشو ميكشه به غير از يكي مي پرسن چرا فقط اين يكي راجا گذاشتي براي اينكه با اين يكي چادرم را بگيرم

كبوتره دوپينگ ميكنه به جاي نامه ايميل ميبره!

يه روز يك دختر زشت از دوست پسرش مي پرسه فرق من با خورشيد چيه . پسرمي گه:هر دوتاتون رونمي شه مستقيم بهتون نگاه كرد.

به يه چوپونه مي گن تو كه اينقدر با گوسفندا ميگردي تاثيري روت نذاشته؟ ميگه: نع نع نعععع

يك روز يه مرده به يه زنه ميگه يه لب بده تا با آتيش لبت سيگارمو روشن كنم،  ميگه نميدم تا كونت بسوزه تا با آتيش كونت سيگارتو روشن كني

يه روز يه آقايي با خانمش ميره در يه مغازه و ميگه آقا اون صابوني رو كه ديشب بهمون دادي شبيه پنير بود اصلا كف نمي كرد يارو ميگه آره داداش شما ديشب پنير هم از من خريديد.يارو بر ميگرده به خانمش ميگه :پس اوني كه ما ديشب خورديم صابون بوده.

به يه افغاني گفتن بزرگترين آرزوت چيه .گفت خودم تنهايي يك تريلي سيمان خالي كنم

تشابه آب هويج بادامن كوتاه چيه؟ هردو تا براي نور چشم خوب هستن

يه مرده ميره مغازه كارت پستال فروشي ميپزسه آقا كارتي دارين كه روش نوشته باشه تو تنها عشق مني ؟ مغازه داره ميگه آره مرده ميگه پس 16 تا بدين

ميگن عباس قادري ثابت كرد خوانندگي تيپ نميخواد -هايده ثابت كرد خوانندگي هيكل نميخواد -شماعي زاده ثابت كرد خوانندگي صدا هم نميخواد

به يك نفرميگن فرق حادثه وفاجعه چيه….ميگه تويك كشتي مسافري باشي درحال مسافرت يه باره مادرزنت بيفته توآب به اين ميگن حادثه اماوقتي كه يه نجات غريق بره اونو بياره بيرون ميشه فاجعه

مي دونيد سياهپوستا به شامپو بدن چي مي گن؟مي گن مشكين تاژ

فرق بين چتر نجات و کاندوم چيه ؟ چتر نجات اگه پاره بشه، يه نفر از دنيا مي ره ولي کاندوم اگه پاره بشه، يه نفر به دنيا مي آد

يه بچه هه با مامانش مي ره حموم. اونجاي مامانش رو مي بينه و مي پرسه؟ مامان اون چيه؟ مامانش مي گه: پيشي يه. يه روز ديگه، همون بچه با مادر بزرگش مي ره حموم و دوباره همون سوالو از مادر بزرگش مي پرسه؟ اونم مي گه: پيشي يه . بچه هه مي گه: چرا پيشي مامان تپله ولي مال شما لاغر و چروکيدست؟ مامان بزرگه مي گه: آخه پيشي مامانت، گوشت زياد مي خوره .

يك روز به بامشاد خبر ميدن كه مژده حامله است بعد بامشاد گفت اي اردل نامرد

فرق بين عينك و فيلم سوپر:عينك را اول ميزنن بعد مي بينن ولي فيلم سوپررا اول مي بينن بعد ميزنن

اسپانيايي هابه قطره چكون مي گن ميچلوني ميچكونه

يك روز زني داشت لنگ لنگان توي خيابان راه مي رفت بهش گفتن خدا بد نده گفت خدا بد نداده خودم بد دادم

از وقتي كه اندي گفته: خوشگلا بايد برقصند، ديگه به هيچ كاري نمي‌رسم!

 

ادرس یک سایت توپ برای نزاد اریایی

آگوست 26, 2007

اینم ادرس یک سایت توپ

http://www.eforosh.com/goods/110/24028