اصطلاحات رايج در فرهنگ و ادبيات فارسی قبل از پذيرش اسلام
؛ پوریم ؛ purimبه معنی نجات ازکشتار دستجمعی که اولین بار در ادبیات پادشاهان پارس در دوره هخامنشی رواج یافته است. یهودیان در دوره خشایار شاه به دربار وی نفوذ کردند و برای انتقام از کینه های قبلی، (بر اساس ادعای برخی نویسندگان یهودی) جبران کشتار قبلی، ( بنا به ادعای برخی دیگر از نویسندگان یهودی ) برای پیشگیری و خنثی سازی طرح خشایار شاه جهت نابودی یهودیان، با استفاده از مستی این پادشاه حکم قتل ۷۰۰۰۰ فارس را از پادشاه هخامنشی می گیرند . در کتاب تورات از این واقعه به عنوان ؛سفر استر؛ یاد شده است .و یهودیان در ماه ادر edar به همین مناسبت به مدت سه روز جشن می گیرند.” david duke ” (دیوید دوکه) تبعه آمریکایی از نویسندگان فعال در مورد “پوریم ” می باشد که معتقد است “هامان ” نخست وزیر پارس قرار بود یهودیان را قتل عام نماید ولی با ابتکار یهودیان این عمل انجام نشد و بالعکس…
؛چگر؛ به معنی دادن همسر به طور موقت به مرد دیگر که یا به دلیل عدم امکان فرزند آوری مرد و یا به دلیل وجود ویژگی شجاعت و قدرت در مرد دیگر انجام می گرفته است همانگونه که این گونه اقدامات در امور گله داری امروزه انجام می شود. (نوعی زن ستیزی در تاریخ باستانی فارسی !/؟)
؛ خویدوده؛ یعنی هم بستر شدن با دختر- مادر یا خواهر …که در کتب معتبر از جمله کتاب هردوت ج۲و۳ در مورد کمبوجیه ،خشایارشاه و داریوش وخیلی از پادشاهان ساسانی به این صفات رذل اشاره شده است.(نوعی زن ستیزی در تاریخ باستان فرهنگ فارسی ؟!)
؛آندری پولی؛ نهایت استفاده حیوانی از زن است که توضیح داده نمی شود(در فرهنگ باستانی فارسی یعنی قبل از اسلام)!؟
؛دشتانستان : انداختن زن به دخمه ای تاریک و بدون پنجره در ایام حیض با این اعتقاد که شیطان در وجود او راه یافته و زن شیطانی شده ُکه پس از ده روز بایستی با ادرار گاو خود را شسته و تمیز می شده است ؟!!!
(هرمز چهارم نوه دختری ایستمی خان فرمانده ارتش ترکان بنا به توصیه مادرش قاین این فرهنگ منفور پارسی را که سال ها بر ایران حاکم و دین زرتشت را نیز در اثر تحریف پارس ها به سقوط کشانده بود درایران ریشه کن کرده و زمینه پذیرش ایران از فرهنگ متعالی اسلام را هموار ساخت. “هرمز چهارم ” از این جهت معمار فرهنگ نوین ایرانی شناخته می شود .در عین حال به دلیل حسادت فردوسی به این پادشاه ، از او به عنوان ترک زاد نام می برد و با توجه به اینکه از نظر جایگاه نژادپرستی فردوسی ترک و عرب اهمیتی ندارند.این شاعر تلاش کرده است خود را در قبال عظمت اقدام هرمز چنین توجیه نماید که کیخسرو (پادشاه ساسانی ) به او تاج داده است. در صورتی که بر خلاف کیخسرو و پادشاهان ساسانی و حتی هخامنشی این فرهنگ شیطانی (زنای خانوادگی )را هرمز چهارم از ایران ریشه کن کرد تا به سایر ادیان و ممالک تسری ننماید.پس او بیش از هر پادشاه ایرانی جای تقدیر دارد.و این خدمتی است که ترک ها به ایران و بلکه بشریت کرده اند.